اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
ü گزيده اي از نكات اين گلبرگ
v كلمه ى "اِفك " در لغت به معناى انصراف از حقّ به باطل است. تهمت زدن نيز نوعى پوشاندن حقّ و جلوه دادن باطل است .
در گناه افك چندين گناه نهفته است: دروغ، سوءظن به مؤ من، ايذاءمؤ من، قَذف، اهانت، آزردن پيامبر صلى الله عليه و آله، تضعيف خاندان رسالت و شايعه پردازى .
v خداوند در اين آيه(12)، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پيامبر و آسيب پذيرى آنان در برابر شايعات، توبيخ مى كند.
قرآن گاهى به جاى كلمه ى «ديگران » كلمه ى «شما» را به كار برده است تا به مسلمانان بگويد همه ى شما يكى هستيد. مثلا به جاى اين كه بگويد: به ديگران نيش و طعنه نزنيد مى فرمايد: "لا تَلمِزوا اَنفسكم" به خودتان نيش نزنيد. و به جاى اين كه بگويد: وقتى كه وارد خانه اى شديد به ديگران سلام كنيد، مى فرمايد: "فسَلّموا على اَنفسِكم" به خودتان سلام كنيد. در اين آيه نيز به جاى اين كه بگويد: به ديگران حسن ظن داشته باشيد مى فرمايد: "باءنفسهم خيرا " به خودتان حسن ظن داشته باشيد.
v كلمه ى "اءفَضتم" از "اِفاضة " در موردى به كار مى رود كه در مسئله اى بسيار گفتگو شود و همه را به خود مشغول سازد و اين نشان مى دهد كه تهمت به همسر پيامبر مسئله ى روز شده و همه در آن غرق و به آن مشغول بودند.
v زبان، تنها عضوى است كه در طول عمر انسان، از حرف زدن، نه درد مى گيرد و نه خسته مى شود. شكل و اندازه ى آن كوچك امّا جرم و گناه آن بزرگ است. چه بسيارند انسان هاى كافرى كه با گفتن يك جمله (شهادت به يگانگى خداوند) مسلمان و پاك مى شوند و يا مسلمانانى كه با گفتن كفر به خدا، يا انكار احكام دين، كافر و نجس مى شوند. زبان از يك سو مى تواند با راستگويى، ذكر و دعا و نصيحت ديگران، صفا بيافريند و از سوى ديگر قادر است با نيش زدن به اين و آن، كدورت ايجاد كند. زبان كليد عقل و چراغ علم و ساده ترين و ارزان ترين وسيله ى انتقال تمام علوم و تجربيات است .
v بزرگى و كوچكى گناه، گاهى به خاطر متعلّقات و آثار آن است و گاهى به خاطر انجام دهنده ى آن .
در سه آيه پى درپى كلمه ى عظيم آمده است؛ يك بار "عذابٌ عظيم " و دو بار (با دو بيان) "بهتانٌ عظيم" تا بگويد گناه بزرگ كيفر بزرگ دارد.
سخن ناروا نسبت به مردم سبب بُهت آنان مى شود، لذا به آن "بُهتان" گفته مى شود.
v علاقه به اشاعه ى فحشا، گاهى با زبان و قلم است و گاهى با ايجاد مراكز فحشا و تشويق ديگران به گناه و قرار دادن امكانات گناه در اختيار آنان .
در حديث مى خوانيم: كسى كه كار زشتى را شايع كند مانند كسى است كه آن را مرتكب شده است .
v در آيات 14،20 و21 سه بار سخن از فضل و رحمت خداوند آمده است تا بگويد اگر فضل او نبود، وضع شما چگونه بود!
ü گزيده اي پيامهاي اين گلبرگ
v بنى آدم اعضاى يكديگرند. تهمت به هر عضوى از جامعه ى اسلامى، همانند تهمت به ديگر اعضاست . اصل اوّليه در عمل مسلمان، صحت است، مگر جرم او با دليل ثابت شود.
v در گناهان دسته جمعى، هر يك از شركا به مقدار سهم خود مجرم است . انسان زمانى مجرم و مقصّر است كه با علم و قصد گناه كند. پيامد گناه هر كس گريبان گير خود اوست .
v دامن زدن به شايعه و پخش آن، ممنوع است . شايعات به منزله ى گردابى است كه برخى در آن غرق مى شوند.
v در برابر شنيده هاى ناروا در مورد مؤ منان، سكوت ممنوع است .اتهام زنا اگر ثابت نشود، نسبت دهنده ى آن دروغگو است .
v آبروى مردم را ساده ننگريم .نقل تهمت ها و شايعات از گناهان كبيره است .انسان در برابر شنيده ها، مسئول است .
v نهى از منكر واجب است. (سخن گفتن براى دفاع از آبروى مسلمان واجب است) تمام دنيا متاع قليل است، ولى بهتان به مسلمان نزد خداوند عظيم است .
v هنگام برخورد با مسائل مهم سبحان اللّه بگوييد.
v موعظه بايد در مسير حفظ آبروى مردم و جلوگيرى از سوء ظن باشد. دامن زدن به سوءظن وافترا، سبب محو ايمان است .
v پشيمانى كافى نيست، گناه را هم نبايد تكرار كرد. تكرار نكردن تخلّف، نشانه ى ايمان است . گناهكاران را به توبه از گناه موعظه كنيد. ما در برابر علاقه هاى قلبى خود مسئوليم .علاقه به گناه، مقدّمه ى گناه است. در راه نهى از منكر، علاقه به منكر را محو كنيم .
v ميان گناهان، تنها گناهى كه حتّى دوست داشتن آن، گناه كبيره است، تهمت است . علاقه به ريختن آبروى ديگران، در همين دنيا كيفر دارد.
v چه بسا سرچشمه ى برخى از عذاب هاى دنيوى كه نصيب ما مى شود، علاقه ى ما به بى آبرو كردن ديگران است .اگر علاقه به شيوع فحشا اين همه خطر دارد، خود اشاعه ى فحشا چه كيفرى خواهد داشت ؟




