تبليغاتX
گلبرگی از باغ زیبای قرآن

گلبرگی از باغ زیبای قرآن

روزی یک صفحه با معنی از کاتالوگ انسان
آيات 59 تا 66 سوره مباركه غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفتاد و چهارم

 

إِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ (٥٩)

 

وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (٦٠)

 

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (٦١)

 

ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (٦٢)

 

كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (٦٣)

 

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (٦٤)

 

هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٦٥)

 

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِنْ رَبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (٦٦)

 

59. the Hour will certainly come: therein is no doubt: yet Most men believe not.

60. and your Lord says: "Call on Me; I will answer your (Prayer): but those who are too arrogant to serve me will surely find themselves In Hell - In humiliation!"

61. it is Allah who has made the night for you, that ye may rest therein, and the days As that which helps (you) to see. Verily Allah is full of Grace and bounty to men: yet Most men give no thanks.

62. such is Allah, your Lord, the Creator of all things, there is no god but He: then How ye are deluded away from the truth!

63. Thus are deluded those who are wont to reject the Signs of Allah.

64. it is Allah who has made for you the earth As a resting place, and the sky As a canopy, and has given you shape- and made your shapes beautiful,- and has provided for you sustenance, of things pure and good;- such is Allah your Lord. so glory to Allah, the Lord of the worlds!

65. He is the Living (One): there is no god but He: call upon him, giving Him sincere devotion. Praise be to Allah, Lord of the worlds!

66. say: "I have been forbidden to invoke those whom ye invoke besides Allah,- seeing that the Clear Signs have come to me from My Lord; and I have been commanded to bow (in Islam) to the Lord of the Worlds."

 

59* همانا قيامت آمدني است؛ شكي در آن نيست، ولي اكثر مردم ايمان نمي اورند.

 

60* و پروردگارتان گفت: مرا بخوانيد تا براي شما اجابت كنم. همانا كساني كه از عبادت من سرباز زده و تكبر مي ورزند به زودي با سرافكندگي به جهنم وارد مي شوند.

 

61* خداوند كسي است كه شب را براي شما قرار داد تا در آن آرام گيريد و روز را روشني بخش ساخت؛ همانا خداوند نسبت به مردم لطف بسيار دارد ولي بيشتر مردم شكرگزاري نمي كنند.

 

62* اين است خداوندي كه پروردگار شما و آفريدگار هر چيز است، معبودي جز او نيست، پس چگونه از راه حق بازگردانده مي شويد؟

 

63* اين گونه، كساني كه به آيات خداوند كفر ورزيدند به بيراهه كشيده مي شوند.

 

64* خداوند كسي است كه زمين را محل استقرار شما و آسمان را سر پناه قرار داد و شما را نقش بندي كرد، پس صورت هاي شما را نيكو نمود و از پاكيزه ها به شما روزي داد، اين است خدايي كه پروردگار شماست، پس پر بركت و بلند مرتبه است خدايي كه پروردگار جهانيان است.

 

65* اوست زنده اي كه جز او معبودي نيست، پس او را در حالي كه دين را براي او خالص نموده ايد بخوانيد. سپاس براي خداوندي است كه پروردگار جهانيان است.

 

66* بگو: من نهي شده ام از اين كه آنان را كه شما جز خداوند مي خوانيد پرستش كنم، آن هم زماني كه از طرف پروردگارم دلايل روشني براي آمده است و فرمان يافته ام كه تسليم پروردگار جهانيان باشم.

 

59. en vérité; l'Heure va arriver: pas de doute là-dessus; mais la plupart des gens n'y croient pas.

60. et votre Seigneur dit: ‹Appelez-Moi, Je vous répondrai. ceux qui, par orgueil, se refusent à M'adorer entreront bientٍt dans l'Enfer, humiliés›.

61. Allah est celui qui vous a assigné la nuit pour que vous vous y reposiez, et le Jour pour y voir clair. Allah est le pourvoyeur de grâce aux hommes, mais la plupart des gens ne sont pas reconnaissants.

62. tel est votre Seigneur, Créateur de toute chose. point de divinité à part Lui. Comment se fait-il que vous vous détourniez (du chemin droit)?

63. Ainsi ceux qui nient les prodiges d'Allah se détourent-ils [du chemin droit].

64. C'est Allah qui vous a assigné la terre comme demeure stable et le ciel comme toit et vous a donné votre forme, - et quelle belle forme il vous a donnée! - et il vous a nourris de bonnes choses. tel est Allah, votre Seigneur; Gloire à Allah, Seigneur de l'Univers!

65. C'est Lui le vivant. point de divinité à part Lui. Appelez-Le donc, en Lui vouant une culte exclusif. Louange à Allah, Seigneur de l'Univers!

66. Dis: ‹Il m'a été interdit, une fois que les preuves me sont venues de Mon Seigneur, d'adorer ceux que vous invoquez en dehors d'Allah, et il m'a été ordonné de me soumettre Au Seigneur de l'Univers›.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت6:30| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 50 تا 58 سوره مباركه غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفتاد و سوم

 

قَالُوا أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ (٥٠)

 

إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأشْهَادُ (٥١)

 

يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ (٥٢)

 

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ (٥٣)

 

هُدًى وَذِكْرَى لأولِي الألْبَابِ (٥٤)

 

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإبْكَارِ (٥٥)

 

إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (٥٦)

 

لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٥٧)

 

وَمَا يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلا الْمُسِيءُ قَلِيلا مَا تَتَذَكَّرُونَ (٥٨)

 

50. They will say: "Did there not come to you your apostles with Clear Signs?" They will say, "Yes". They will reply, "Then pray (as ye like)! but the prayer of those without Faith is nothing but (futile wandering) In (mazes of) error!"

51. we will, without doubt, help Our apostles and those who believe, (Both) In This world's life and on the Day when the witnesses will stand forth,-

52. the Day when no profit will it be to wrong-doers to present their excuses, but They will (only) have the curse and the home of misery.

53. we did aforetime give Moses the (Book of) guidance, and we gave the Book In inheritance to the Children of Israel,-

54. a guide and a Message to men of understanding.

55. patiently, then, persevere: for the promise of Allah is true: and ask forgiveness for Thy fault, and celebrate the praises of Thy Lord In the evening and In the morning.

56. those who dispute about the Signs of Allah without any authority bestowed on them,- there is nothing In their breasts but (the quest of) greatness, which They shall never attain to: seek refuge, then, In Allah. it is He who hears and sees (All things).

57. Assuredly the creation of the heavens and the earth is a greater (matter) than the creation of men: yet Most men understand not.

58. not equal are the blind and those who (clearly) see: nor are (equal) those who believe and work deeds of righteousness, and those who do evil. Little do ye learn by admonition!

 

50* (نگهبانان دوزخ در پاسخ) گويند: آيا چنين نبود كه پيامبرانتان معجزاتي براي شما آوردند؟ مي گويند: چرا، گويند: پس دعا كنيد و خدا را بخوانيد، ولي دعاي كافران در تباهي است.

 

51* همانا ما پيامبران خود و كساني را كه ايمان آورده اند، هم در زندگي دنيا و هم روزي كه گواهان براي گواهي دادن به پا مي خيزند ياري مي كنيم.

 

52* همان روزي كه عذر خواهي ستمگران سودشان ندهد، لعن و نفرين براي آنان است و جايگاهشان سراي بد.

 

53* و همانا ما به موسي هدايت داديم و به بني اسرائيل كتاب آسماني (تورات) را به ميراث داديم.

 

54* كه مايه هدايت و تذكر براي خردمندان است.

 

55* پس صبر و شكيبايي پيشه كن كه وعده هاي خداوند حق است و براي گناهت استغفار كن و شامگاهان و بامدادان، سپاسگزارانه پروردگارت را تسبيح كن.

 

56* همانا كساني كه در آيات خداوند بدون حجتي كه برايشان آمده باشد به مجادله برمي خيزند، در سينه هايشان جز خود بزرگ بيني نيست كه به آن نخواهند رسيد، (و از مجادله خود نتيجه نخواهند گرفت) پس به خداوند پناه ببر كه بي شك او شنواي بيناست.

 

57* قطعاً آفرينش آسمان ها و زمين از آفرينش مردم بزرگ تر است ولي بيشتر مردم نمي دانند.

 

58* نابينا و بينا يكسان نيستند و كساني هم كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند، با مردم بدكار برابر نيستند؛ چه كم متذكر مي شويد.

 

50. ils diront: ‹Vos messagers, ne vous apportaient-ils pas les preuves évidentes›? ils diront: ‹Si›! ils [les gardiens] diront: ‹Eh bien, priez›! et L'invocation des mécréants n'est pas qu'aberration.

51. nous secourrons, Certes, nos messagers, et ceux qui croient, dans la vie présente Tout comme Au Jour où les témoins [les Anges gardiens] se dresseront (le Jour du Jugement),

52. Au Jour où leur excuse ne sera pas utile aux injustes, tandis qu'il y aura pour eux la malédiction et la pire demeure.

53. en effet, nous avons apporté à Moïse la guidée, et fait hériter aux enfants d'Israël, le Livre,

54. une guidée et un rappel aux gens doués d'intelligence.

55. endure donc, car la promesse d'Allah est vérité, implore le pardon pour Ton péché et célèbre la Gloire et la Louange de Ton Seigneur, soir et matin.

56. ceux qui discutent sur les versets d'Allah sans qu'aucune preuve ne leur soit venue, n'ont dans leur poitrines qu'orgueil. ils n'atteindront pas leur but. implore donc la protection d'Allah, car C'est Lui l'Audient, le Clairvoyant.

57. la création des cieux et de la terre est quelque chose de plus grand que la création des gens. mais la plupart des gens ne savent pas.

58. l'aveugle et le Voyant ne sont pas égaux, et ceux qui croient et accomplissent les bonnes oeuvres ne peuvent être comparés à celui qui fait le mal. C'est rare que vous vous rappeliez!

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت6:3| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 41 تا 49 آيات مبارك غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفتاد و دوم

 

وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ (٤١)

 

تَدْعُونَنِي لأكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (٤٢)

 

لا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلا فِي الآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (٤٣)

 

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (٤٤)

 

فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (٤٥)

 

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (٤٦)

 

وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِنَ النَّارِ (٤٧)

 

قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ (٤٨)

 

وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِنَ الْعَذَابِ (٤٩)

 

41. "And O My people! How (strange) it is for me to call you to salvation while ye call me to the Fire!

42. "Ye do call upon me to blaspheme against Allah, and to join with Him partners of whom I have no knowledge; and I call you to the Exalted In power, who forgives again and again!"

43. "Without doubt ye do call me to one who is not fit to be called to, whether In This world, or In the Hereafter; Our return will be to Allah. and the transgressors will be companions of the Fire!

44. "Soon will ye remember what I say to you (now), My (own) affair I Commit to Allah. for Allah (ever) watches over His Servants."

45. then Allah saved Him from (every) ill that They plotted (against him), but the burnt of the penalty encompassed on all sides the people of Pharaoh.

46. In front of the Fire will They be brought, morning and evening: and (the sentence will be) on the Day that Judgment will be established: "Cast ye the people of Pharaoh into the severest Penalty!"

47. Behold, They will dispute with Each other In the Fire! the weak ones (Who followed) will say to those who had been arrogant, "We but followed you: can ye then take (on yourselves) from us some share of the Fire?

48. those who had been arrogant will say: "We are all In This (Fire)! truly, Allah has judged between (His) Servants!"

49. those In the Fire will say to the keepers of Hell: "Pray to your Lord to lighten us the penalty for a Day (at least)!"

 

41* (مؤمن آل فرعون گفت:) اي قوم من! مرا چه مي شود كه شما را به رهايي از آتش مي خوانم و شما مرا به دوزخ فرا مي خوانيد؟!

 

42* مرا دعوت مي كنيد تا به خدا كفر ورزم و چيزي را كه به حقانيت آن علم ندارم شريك او گردانم در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت مي كنم.

 

43* قطعاً آن چه مرا به آن دعوت مي كنيد، در دنيا و آخرت در خور دعوت نيست، در حالي كه بازگشت ما به سوي خداست و مسرفان همدم آتشند.

 

44* پس به زودي آن چه را براي شما مي گويم متذكر خواهيد شد و من كارم را به خدا واگذار مي كنم زيرا كه به احوال بندگان بيناست.

 

45* پس خداوند او را از بدي هاي آن چه نيرنگ نمودند حفظ كرد و عذاب سختي آل فرعون را فرا گرفت.

 

46* آتش هر صبح و شام بر آن عرضه مي شود و روزي كه رستاخيز بر پا شود، گويند: آل فرعون را در سخت تريت عذاب وارد كنيد.

 

47* و ياد كن آن گاه كه در آتش به محاجّه و آوردن دليل مي پردازند، پس زير دستان به كساني كه تكبر ورزيدند، گويند: همانا ما پيرو شما بوديم، آيا امروز شما مي توانيد حتي بخشي از آتش را از ما دور كنيد؟

 

48* كساني كه تكبر مي ورزيدند در پاسخ گويند: ما همگي در آتش هستيم، زيرا خداوند ميان بندگانش به عدالت داوري كرده است.

 

49* و كساني كه در دوزخند، به نگهبانان دوزخ گويند: از پروردگارتان بخواهيد كه يك روز از عذاب ما بكاهد.

 

41. Mon peuple, mais qu'ai-je à vous appeler Au salut, alors que vous m'appelez Au Feu?

42. vous m'invitez à nier à Allah et à Lui donner des associés dont Je n'ai aucun savoir, alors que Je vous appelle Au Tout Puissant, Au grand Pardonneur.

43. Nul doute que ce à quoi vous m'appelez ne peut exaucer une invocation ni ici-bas ni dans l'au-delà. C'est vers Allah qu'est Notre retour, et les outranciers sont eux les gens du Feu.

44. bientٍt vous vous rappellerez ce que vous dis; et Je confie Mon sort à Allah. Allah est, certes Clairvoyant sur les serviteurs.

45. Allah donc le protégea des méfaits de leurs ruses, alors que le pire châtiment cerna les gens de Pharaon:

46. le Feu, auquel ils sont exposés matin et soir. et le Jour où l'Heure arrivera (il sera dit): ‹Faites entrer les gens de Pharaon Au plus dur du châtiment›.

47. et quand ils se disputeront dans le Feu, les faibles diront à ceux qui s'enflaient d'orgueil: ‹Nous vous avions suivis: pourriez-vous nous préserver d'une partie du feu?›

48. et ceux qui s'enflaient d'orgueil diront: ‹En vérité, nous y voilà tous›. Allah a déjà rendu son Jugement entre les serviteurs.

49. et ceux qui seront dans le feu diront aux gardien de l'Enfer: ‹Priez votre Seigneur de nous alléger un Jour de [notre] supplice›.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت6:1| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 34 تا 40 سوره مباركه غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفتاد و يكم

 

وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ (٣٤)

 

الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (٣٥)

 

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَبْلُغُ الأسْبَابَ (٣٦)

 

أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لأظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلا فِي تَبَابٍ (٣٧)

 

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ (٣٨)

 

يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ (٣٩)

 

مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزَى إِلا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ (٤٠)

 

34. "And to you there came Joseph In times gone by, with Clear Signs, but ye ceased not to doubt of the (mission) for which He had come: at length, when He died, ye said: 'No apostle will Allah send after him.' Thus doth Allah leave to stray such As transgress and live In doubt,-

35. "(such) As dispute about the Signs of Allah, without any authority that hath reached them, grievous and odious (Is such conduct) In the sight of Allah and of the believers. Thus doth Allah, seal up every heart - of arrogant and obstinate Transgressors."

36. Pharaoh said: "O Haman! build me a lofty palace, that I may attain the ways and means-

37. "The ways and means of (reaching) the heavens, and that I may Mount up to the Allah of Moses: but As far As I am concerned, I think (Moses) is a liar!" Thus was made alluring, In Pharaoh's eyes, the evil of His deeds, and He was hindered from the path; and the plot of Pharaoh led to nothing but perdition (for Him).

38. the man who believed said further: "O My people! follow Me: I will lead you to the path of right.

39. "O My people! This life of the present is nothing but (temporary) convenience: it is the Hereafter that is the home that will last.

40. "He that works evil will not be requited but by the like thereof: and He that works a righteous deed - whether man or woman - and is a Believer- such will enter the Garden (of Bliss): therein will They have abundance without measure.

 

34* همانا يوسف پيش از اين با دلايل روشن نزد شما آمد، اما شما همواره از آن چه برايتان آورده بود در شك بوديد، تا آن گاه كه يوسف از دنيا رفت، گفتيد: خداوند پس از او هرگز نخواهد فرستاد. اين گونه، خداوند هر افراطگر ترديد كننده اي را گمراه مي سازد.

 

35* كساني كه درباره آيات خداوند به ستيز و مجادله مي پردازند، بدون آن كه هيچ دليلي برايشان آمده باشد، اين كار نزد خداوند و نزد كساني كه ايمان آورده اند خشم بزرگي را به دنبال دارد. اين گونه، خدا بر دل هر متكبر جباري مُهر مي زند.

 

36* و فرعون گفت: اي هامان! براي من بناي بلندي بساز، شايد به وسايلي دست يابم.

 

37* وسايلي كه سبب صعود به آسمان ها باشد، تا از خداي موسي اطلاع يابم، همانا من او را دروغگو مي پندارم. و اين گونه براي فرعون كار زشتش زيبا جلوه داده شد و از راه حق بازماند و توطئه فرعون جز به نابودي و زيان نمي انجامد.

 

38* و كسي كه از قوم فرعون به موسي ايمان آورده بود گفت: اي قوم من! از من پيروي كنيد، تا شما را به راه درست هدايت كنم.

 

39* اي قوم من! همانا اين زندگي دنيا كالايي ناچيز است و همانا آخرت، آن سراي پايدار است.

 

40* هركس كار بدي انجام دهد، جز به همان مقدار كيفر داده نمي شود و هركس از مرد يا زن كه مؤمن باشد و كار شايسته اي انجام دهد، پس اينانند كه داخل بهشت مي شوند و در آن جا بي حساب روزي داده مي شوند.

 

34. ‹Certes, Joseph vous est venu auparavant avec les preuves évidantes, mais vous n'avez jamais cessé d'avoir des doutes sur ce qu'il vous avait apporté. mais Lorsqu'Il mourut, vous dites alors: ‹Allah n'enverra plus jamais de Messager après Lui›. Ainsi Allah égare-t-Il celui qui est outrancier et celui qui doute.

35. ceux qui discutent les prodiges d'Allah sans qu'aucune preuve ne leur soit venue, [leur action] est grandement haïssable auprès d'Allah et auprès de ceux qui croient. Ainsi Allah scelle-t-Il le coeur de Tout orgueilleux tyran.

36. et Pharaon dit: ‹ Haman, bâtis-moi une tour: Peut- être atteindrai-je les voies,

37. les voies des cieux, et apercevrai-je le Dieu de Moïse; mais Je pense que celui-ci est menteur›. Ainsi la mauvaise action de Pharaon Lui parut enjolivée; et il fut détourné du droit chemin; et le stratagème de Pharaon n'est voué qu'à la destruction

38. et celui qui avait-cru dit: ‹ Mon peuple, suivez-moi. Je vous guiderai Au sentier de la droiture.

39. Mon peuple, cette vie n'est que jouissance temporaire, alors que l'au- delà est vraiment la demeure de la stabilité.

40. quiconque fait une mauvaise action ne sera rétribué que par son pareil; et quiconque, mâle ou femelle, fait une bonne action Tout en étant croyant, alors Ceux-là entreront Au Paradis pour y recevoir leur subsistance sans compter.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت6:14| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 26 تا 33 سوره مباركه غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و هفتاد ام

 

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الأرْضِ الْفَسَادَ (٢٦)

 

وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ (٢٧)

 

وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ (٢٨)

 

يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الأرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلا سَبِيلَ الرَّشَادِ (٢٩)

 

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الأحْزَابِ (٣٠)

 

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ (٣١)

 

وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ (٣٢)

 

يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (٣٣)

 

26. said Pharaoh: "Leave me to slay Moses; and let Him call on His Lord! what I fear is Lest He should change your religion, or Lest He should cause mischief to appear In the land!"

27. Moses said: "I have indeed called upon My Lord and your Lord (for protection) from every arrogant one who believes not In the Day of Account!"

28. a believer, a man from among the people of Pharaoh, who had concealed His Faith, said: "Will ye slay a man because He says, 'My Lord is Allah.?- when He has indeed come to you with Clear (Signs) from your Lord? and if He be a liar, on Him is (the sin of) His lie: But, if He is telling the truth, then will fall on you something of the (calamity) of which He warns you: truly Allah guides not one who transgresses and lies!

29. "O My people! yours is the dominion This Day: ye have the upper hand In the land: but who will help us from the punishment of Allah, should it befall us?" Pharaoh said: "I but point out to you that which I see (myself); nor do I guide you but to the path of right!"

30. then said the man who believed: "O My people! truly I do fear for you something like the Day (of disaster) of the Confederates (in sin)!-

31. "Something like the fate of the people of Noah, the 'Ad, and the Thamud, and those who came after them: but Allah never wishes injustice to His servants.

32. "And O My people! I fear for you a Day when there will be mutual calling (and wailing),-

33. "A Day when ye shall turn your backs and flee: no defender shall ye have from Allah. any whom Allah leaves to stray, there is none to guide...

 

26* و فرعون گفت: مرا بگذاريد تا موسي را بكشم و او پروردگارش را به ياري طلبد تا نجاتش دهد همانا من مي ترسم كه دين شما را تغيير دهد يا در اين سرزمين فساد بر پا كند.

 

27* و موسي گفت: من به پروردگار خود و پروردگار شما از شر هر متكبري كه به روز حساب ايمان ندارد پناه مي برم.

 

28* و مردي با ايمان از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مي داشت گفت: آيا مي خواهيد مردي را كه مي گويد: پروردگار من خداست بكشيد؟! در حالي كه او از طرف پروردگارتان با دلايل روشن نزد شما آمده است، اگر او دروغگو باشد دروغش به زيان خود اوست ولي اگر راستگو باشد، بعضي از آن چه را به شما وعده مي دهد به شما خواهد رسيد، همانا خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نمي كند.

 

29* (آن مرد با ايمان در ادامه سخن خود گفت:) اي قوم من! امروز حكومت براي شماست كه در اين سرزمين غلبه داريد، ولي اگر قهر خدا به سراغ ما آيد چه كسي ما را ياري خواهد كرد؟ فرعون گفت: من جز آن چه را كه تشخيص مي دهم راه ديگري به شما ارائه نمي دهم و من جز راه رشد، شما را هدايت نمي كنم.

 

30* و كسي كه ايمان آورده بود گفت: اي قوم من! من از روزي مثل روز هلاك آن احزاب بر شما مي ترسم.

 

31* از سرنوشتي مانند سرنوشت قوم نوح كه به طوفان و قوم عاد (كه به باد سخت و سرد و مسموم) و قوم ثمود (كه به صاعقه گرفتار شدند) و كساني كه پس از آنها آمدند؛ و خداوند بر بندگان اراده ظلم نمي كند.

 

32* اي قوم من! همانا من از روزي كه يكديگر را به فرياد بخوانيد بر شما بيمناكم.

 

33* روزي كه روي مي گردانيد و فرار مي كنيد اما براي شما هيچ گونه پناهگاه و نگهدارنده در برابر عذاب الهي ينست؛ و هر كه را خداوند بر اثر عملش گمراه كند و به حال خود واگذارد هيچ هدايت كننده اي براي او نيست.

 

26. et Pharaon dit: ‹Laissez-moi tuer Moïse. et qu'il appelle son Seigneur! Je crains qu'il ne change votre religion ou qu'il ne fasse apparaître la corruption sur terre›.

27. Moïse [Lui] dit: ‹Je cherche auprès de Mon Seigneur et le vٍtre, protection contre Tout orgueilleux qui ne croit pas Au Jour du compte›.

28. et un homme croyant de la famille de Pharaon, qui dissimulait Sa foi, dit: ‹Tuez-vous un homme parce qu'il dit: ‹Mon Seigneur est Allah›? alors qu'il est venu à vous avec les preuves évidentes de la part de votre Seigneur. s'il est menteur, son mensonge sera à son détriment; tandis que s'il est véridique, alors une partie de ce dont il vous menace tombera sur vous›. Certes, Allah ne guide pas celui qui est outrancier et imposteur!

29. ‹ Mon peuple, triomphant sur la terre, vous avez la royauté aujourd'hui. mais qui nous secourra de la rigueur d'Allah Si elle nous vient?› Pharaon dit: ‹Je ne vous indique que ce que Je Considère bon. Je ne vous guide qu'au sentir de la droiture›.

30. et celui qui était croyant dit: ‹ Mon peuple, Je crains pour vous un Jour semblable à celui des coalisés.

31. un sort semblable à celui du peuple de Noé, des Aad et des Tamud, et de ceux [qui vécurent] après eux›. Allah ne veut [faire subir] aucune injustice aux serviteurs.

32. ‹ Mon peuple, Je crains pour vous le Jour de l'appel Mutuel,

33. le Jour où vous tournerez le dos en déroute, sans qu'il y ait pour vous de protecteur contre Allah›. et quiconque Allah égare, n'a point de guide.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت6:12| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 17 تا 25 سوره مباركه غافر

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهار صد و شصت و نهم

 

الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (١٧)

 

وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ (١٨)

 

يَعْلَمُ خَائِنَةَ الأعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ (١٩)

 

وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (٢٠)

 

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَاقٍ (٢١)

 

ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢٢)

 

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ (٢٣)

 

إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ (٢٤)

 

فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ (٢٥)

 

17. that Day will every soul be requited for what it earned; no injustice will there be that Day, for Allah is swift In taking account.

18. warn them of the Day that is (ever) drawing near, when the hearts will (come) right up to the throats to choke (them); no intimate friend nor intercessor will the wrong-doers have, who could be listened to.

19. ((Allah)) knows of (the tricks) that deceive with the eyes, and all that the hearts (of men) conceal.

20. and Allah will judge with (justice and) truth: but those whom (men) invoke besides him, will not (be In a position) to judge at all. Verily it is Allah (alone) who hears and sees (All things).

21. do They not travel through the earth and see what was the end of those before them? They were Even superior to them In strength, and In the traces (They have left) In the land: but Allah did call them to account for their sins, and none had They to defend them against Allah.

22. that was because there came to them their apostles with Clear (Signs), but They rejected them: so Allah called them to account: for He is full of strength, strict In punishment.

23. of old we sent Moses, with Our Signs and an authority manifest,

24. to Pharaoh, Haman, and Qarun; but They called (him)" a sorcerer telling lies!"...

25. now, when He came to them In truth, from us, They said, "Slay the sons of those who believe with him, and keep alive their females," but the plots of unbelievers (end) In nothing but errors (and delusions)!...

 

17* امروز، هركس در برابر كاري كه كسب كرده است پاداش داده مي شود؛ امروز هيچ ظلمي نيست؛ همانا خداوند به حساب زود مي رسد.

 

18* (اي پيامبر!) مردم را از روز نزديك (قيامت) هشدار ده، آن گاه كه از شدت وحشت جان ها به گلوگاه رسد، در حالي كه اندوه خويش فرو مي بند، در آن روز براي ستمكاران هيچ دوست دلسوز و هيچ شفاعت گري كه سخنش پذيرفته باشد وجود ندارد.

 

19* خداوند از چشم ها و آن چه دل ها مخفي مي كنند، آگاه است.

 

20* و خداوند به حق داوري مي كند و معبودهايي كه جز او مي خوانند هيچ حكمي نمي كنند. همانا خداوند اوست شنواي بينا.

 

21* آيا در زمين سير نكردند تا بنگرند عاقبت كساني كه پيش از آنان بودند و قوت و آثارشان در زمين سخت تر و نيرومند تر از اينان بوده چگونه بوده است؟ پس خداوند آنان را به خاطر گناهانشان به قهر خود گرفت و در برابر قهر خداوند براي آنان هيچ مدافعي نبود.

 

22* اين قهر الهي به خاطر آن بود كه پيامبرانشان همراه با دلايل روشن به سراغ آنان مي آمدند، ولي آنان كفر ورزيدند، پس خداوند آنان را به قهر خود گرفت. همانا او قوي و سخت كيفر است.

 

23* و همانا ما موسي را همراه با معجزات و منطق روشن فرستاديم.

 

24* به سوي فرعون و هامان و قارون، پس گفتند: او ساحري دروغگوست.

 

25* پس چون موسي از طرف ما همراه با حق به سراغ آنان آمد، گفتند: پسران كساني را كه به موسي ايمان آورده اند بكشيد و زنانشان را زنده نگهداريد، غافل از آن كه طرح و نيرنگ كافران جز در گمراهي و تباهي نيست.

 

17. ce jour-là, chaque âme sera rétribuée selon ce qu'elle aura acquis. ce jour-là, pas d'injustice, car Allah est prompt dans [Ses] comptes.

18. et avertis-les du Jour qui approche, quand les coeurs remonteront aux gorges, terrifiés (ou angoissés). les injustes n'auront ni ami zélé, ni intercesseur écouté.

19. il (Allah) connaît la trahison des yeux, Tout comme ce que les poitrines cachent.

20. et Allah juge en toute équité, tandis que ceux qu'ils invoquent en dehors de Lui ne jugent rien. en vérité C'est Allah qui est l'Audient, le Clairvoyant.

21. ne parcourent-ils pas la terre, pour voir ce qu'il est advenu de ceux qui ont vécu avant eux? ils étaient [Pourtant] plus forts qu'eux et ont laissé sur terre bien plus de vestiges. Allah les saisit pour leur péchés et ils n'eurent point de protecteur contre Allah.

22. ce fut ainsi, parce que leurs messagers leur avaient apporté les preuves, mais ils se montrèrent mécréants. Allah donc les saisit, car il est fort et redoutable dans son châtiment.

23. nous envoyâmes effectivement Moïse avec nos signes et une preuve évidente,

24. vers Pharaon, Haman et Coré. mais ils dirent: ‹Magicien! grand menteur!›

25. puis, quand il leur eut apporté la vérité venant de nous ils dirent: ‹Tuez les fils de ceux qui ont cru avec Lui, et laissez leurs femmes›. et les ruses des mécréants ne vont qu'en pure perte.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت6:8| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
مفاهيم جزء بيست و سوم

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

خلاصه اي مطالب اجتماعي جز، بيست وسوم

 چرا پرستش شيطان مى كنيد؟!.

در اينجا به قسمتى از سرنوشت دوزخيان و بندگان شيطان اشاره مى كند.

نـخـست اين كه در آن روز با خطابى تحقيرآميز مخاطب مى شوند و به آنهاگفته مى شود: ((جدا شـويـد امـروز اى گـنـهكاران ))! شما بوديد كه در دنيا خود را در صـفـوف مـؤمنان جازده بوديد و گاه به رنگ آنها درمى آمديد, و از حيثيت و اعتبارشان استفاده مى كرديد, امروز صفوف خود را از آنهاجدا سازيد, و در چهره اصلى خود ظاهر شويد!.

بـه ملامتها و سرزنشهاى پرمعنى خداوند نسبت به مجرمان در روز قيامت اشاره شده , چـنـين مى گويد: ((آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را پرستش و اطاعت مكنيد كه او دشمن آشكار شماست ))؟.

از سـوى سـوم بـا سـرشـت و فـطرت الهى همه انسانها بر توحيد, و انحصار اطاعت براى ذات پاك پـروردگـار نـيز اين پيمان از انسان گرفته شده است , و به اين ترتيب نه بايك زبان كه با چندين زبان اين توصيه الهى تحقق يافته و اين عهد و پيمان سرنوشت ساز امضا شده است .

باز براى شناسايى هر چه بيشتر اين دشمن قديمى خطرناك مى افزايد: ((او گروه زيادى از شما را گمراه كرد, آيا انديشه نكرديد))؟!.

آيـا نـمـى بـيـنيد چه بدبختيهايى شيطان بر سر پيروان خود آورده ؟ آيا تاريخ ‌پيشينيان را مطالعه نكرديد تا ببينيد بندگان او به چه سرنوشت شوم و دردناكى گرفتار شدند؟.

آرى ! در آن روز در حـالى كه آتش سوزان و شعله ور جهنم در برابر ديدگان مجرمان قرار گرفته بـه آن اشـاره كرده خطاب به مجرمان مى گويد: ((اين همان دوزخى است كه به شما وعده داده مى شد))!.

 

گوشه اى از عذابهاى جانكاه دوزخيان!.

نخست مى فرمايد: ((آيا اين (نعمتهاى جاويدان بهشتى بهتر است يا درخت (نفرت انگيز) زقوم.))

سپس قرآن به بعضى از ويژگيهاى اين گياه پرداخته , مى گويد: ((ماآن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم )) .

سپس مى افزيد: ((آن درختى است كه در قعر جهنم مى رويد)) ولـى ايـن ظالمان مغرور به سخريه ادامه دادند و گفتند: مگر ممكن است گياه يا درختى از قعر جهنم برويد؟ آتش كجا و درخت و گياه كجا؟.

گـويـا آنـهـا از اين نكته غافل بودند كه اصولى كه بر زندگى آن جهان (آخرت )حاكم است با اين جهان بسيار تفاوت دارد.

سپس مى افزايد: ((شكوفه آن مانند سرهاى شياطين است ))! اين تشبيه براى بيان نهايت زشتى و چهره تنفرآميز آن است .

سـرانـجام قرآن مى گويد: ((آنها [مجرمان ] از آن مى خورند و شكمها رااز آن پر مى كنند))!.

ايـن هـمان فتنه و عذابى است كه در قبل به آن اشاره شد, خوردن از اين گياه دوزخى با آن بوى بد و طعم تلخ با آن شيره اى كه تماسش با بدن مايه سوزندگى و تورم است , آن هم خوردن به مقدار زياد, عذابى است دردناك .

بـديهى است خوردن از اين غذاى ناگوار و تلخ تشنگى آور است ,((سپس روى آن آب داغ متعفنى مى نوشند)).

آن غـذاى دوزخـيـان , و ايـن هـم نوشابه آنان , اما بعد از اين پذيرائى به كجا مى روند, قرآن مى گويد: ((سپس بازگشت آنها به سوى جهنم است ))!.

 

بهشتيان غرق در مواهب مادى و معنوى !.

در ايـنـجـا بـه گوشه اى از پاداشهاى مؤمنان پرداخته , و قبل از هر چيز روى مساله آرامش خاطر انـگـشـت گـذارده , مـى گـويـد: ((بهشتيان امروز به نعمتهاى خدامشغولند)) كه از هر انديشه ناراحت كننده بركنار مى باشند ((و در نهايت سرور و شادى به سر مى برند)).

بعد از نعمت آرامش خاطر كه خميرمايه همه نعمتها, و شرطاستفاده از همه مواهب است , بـه شرح نعمتهاى ديگر پرداخته , چنين مى گويد: ((آنهاو همسرانشان در سايه هاى لذت بخش , بر تختها, در خلوتگاهها تكيه كرده اند)).

عـلاوه بـر ايـن ((بـراى آنها ميوه بسيار لذت بخشى است , و هر چه بخواهند در اختيار آنها خواهد بود)).

 

گوشه اى از نعمتهاى بهشتى!.

نـخست مى گويد: ((براى آنان [بندگان مخلص ] روزى معين و ويژه اى است)).

اين جمله اشاره به مواهب معنوى و لذات روحانى و درك جلوه هاى ذات پاك حق , و سرمست شدن از باده طهور عشق اوست , همان لذتى كه تا كسى نبيندنمى داند.

سـپـس بـه بـيـان نعمتهاى ديگر بهشتى پرداخته , آن هم نعمتهايى كه با نهايت احترام به بهشتيان داده مى شود, مى گويد: ((ميوه ها(ى گوناگون پرارزش ) وآنها گرامى داشته مى شوند )) و به صورت ميهمانهاى عزيزى با نهايت احترام از آنها پذيرائى مى شود.

از نـعـمـت ميوه هاى رنگارنگ و احترام و گرامى داشت كه بگذريم سخن از جايگاه آنها به مـيـان مـى آيد, مى فرمايد: جايگاه آنها ((در باغهاى (سرسبز) وپرنعمت بهشت است )).

و از آنجا كه يكى از بزرگترين لذات انسان بهره گرفتن از مجلس انس با دوستان يكرنگ و بـاصـفـاست , در چهارمين مرحله به اين نعمت اشاره كرده ,مى گويد: ((بهشتيان در حالى كه بر تختها روبه روى يكديگر تكيه زده اند)).

در پـنـجـمـيـن مـرحله از بيان مواهب بهشتيان , سخن از نوشابه وشراب طهور آنهاست , مـى فـرمـايـد: ((و گرداگردشان قدحهاى لبريز از شراب طهور رامى گردانند)) شرابى پاك , خالى از رنگهاى شيطانى , سفيد و شفاف و جز هوشيارى و نشاط و لذت روحانى چيزى در آن نيست .

و سـرانـجام در ششمين مرحله به همسران پاك بهشتى اشاره كرده , مى گويد: ((نزد آنها هـمـسـرانـى اسـت كه جز به شوهران خود عشق نمى ورزند,به غير آنان نگاه نمى كنند و چشمان درشت و زيبا دارند)).

سپس توصيف ديگرى براى همين همسران بهشتى بيان كرده و پاكى و قداست آنها را با اين عبارت بيان مى كند: ((گويى (از لطافت و سفيدى ) همچون تخم مرغهايى هستند كه (در زير بال و پرمرغ ) پنهان مانده )) و دست انسانى هرگز آن را لمس نكرده است !.

 

آفرينش نخستين دليل قاطعى است بر معاد!.

نـخست دست انسان را مى گيرد و به آغاز حيات خودش در آن روز كه نطفه بى ارزشى بيش نبود مـى بـرد, و او را بـه انديشه وا مى دارد, مى گويد: ((آيا انسان نديدكه ما او را از نطفه آفريديم و او (آن چـنـان قـوى و نـيـرومـنـد و صـاحـب قدرت و شعور ونطق شد كه حتى به مجادله در برابر پـروردگـارش برخاست و) مخاصمه كننده آشكارى شد))؟!.

آرى ! اين موجود ضعيف و ناتوان آن چنان قوى و نيرومند شد كه به خوداجازه داد به پرخاشگرى در بـرابـر دعـوت ((اللّه)) بـرخيزد, و گذشته و آينده خويش رابه دست فراموشى بسپارد, و مصداق روشن ((خصيم مبين )) شود.

براى بى خبرى او همين بس كه ((او مثلى براى ما زد ))و به پندارخودش دليل دندان شكنى پـيـدا كـرد و در حـالـى كه آفرينش نخستين خود را به دست فراموشى سپرده گفت : ((چه كسى مى تواند اين استخوانها را زنده كند در حالى كه پوسيده است ))؟!.

مـى گـويد: اگر آفرينش خويش را فراموش نكرده بودى هرگز به چنين استدلال واهى و سستى دسـت نـمـى زدى , اى انـسـان فراموشكار! به عقب باز گرد, و آفرينش خود را بنگر, چگونه نطفه نـاچـيـزى بـودى , و هـر روز لباس تازه اى از حيات بر تن توپوشانيد, تو دائما در حال مرگ و معاد هستى , از جمادى مردى نامى شدى , و ازجهان جهان نباتات نيز مردى , از حيوان سرزدى , از عالم حـيوان نيز مردى , انسان شدى اما توى فراموشكار همه اينها را به طاق نسيان زدى حال مى پرسى چه كسى اين استخوان پوسيده را زنده مى كند؟!.

اين استخوان هرگاه كاملا بپوسد تازه خاك مى شود, مگر روز اول خاك نبودى ؟.

 

او حاكم بر همه چيز است , چه نيازى به فرزند دارد؟!.

مشركان علاوه بر اين كه بتها را واسطه و شفيعان نزد خدا مى دانستند عقيده ديگرى درباره بعضى از معبودان خود مانند فرشتگان داشتند كه آنها را دختران خدامى پنداشتند.

مى گويد: ((اگر (به فرض محال )خدا مى خواست فرزندى انتخاب كند از ميان مخلوقاتش آنچه را مى خواست برمى گزيد)) ((منزه است (از اين كه فرزندى داشته باشد) او خداوند يكتاى پيروز است )).

آيـه در صدد بيان اين مطلب است كه فرزند لابد براى ((كمك )) يا ((انس روحى )) است , به فرض مـحـال كه خداوند نياز به چنين چيزى داشت فرزند لزومى نداشت , بلكه از ميان مخلوقات شريف خود كسانى را برمى گزيد كه اين هدف راتامين كنند چرا فرزند انتخاب كند؟.

ولـى از آنـجـا كه او واحد و يگانه و قاهر و غالب بر همه چيز و ازلى و ابدى است نه نيازى به كمك كـسى دارد, و نه وحشتى در او تصور مى شود كه از طريق انس گرفتن با چيزى برطرف گردد و نه احتياج به ادامه نسل دارد, بنابراين او منزه وپاك است از داشتن فرزند خواه فرزند حقيقى باشد و يا فرزند انتخابى .

 

خطوط اصلى برنامه بندگان مخلص!.

در اينجا خطوط اصلى برنامه هاى بندگان راستين و مخلص را ضمن ((هفت دستور)) بيان مي كند .

نـخـسـت از تـقوا شروع مى كند و به پيامبر(ص ) دستور مى دهد: ((بگو: اى بندگان من كه ايمان آورده ايد! از (مخالفت پروردگارتان بپرهيزيد)).

در دومـيـن دسـتور به مساله ((احسان و نيكوكارى )) در اين دنيا كه دار عمل است پرداخته , مى فرمايد: ((براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كرده اند پاداش نيكى است )).

سـومـيـن دستور تشويق به ((هجرت )) از مراكز شرك و كفر و آلوده به گناه است مى گويد: ((و زمين خداوند وسيع است )) اگر تحت فشار سران كفر بوديد مهاجرت كنيد.

چهارمين دستور را درباره صبر و استقامت به اين صورت بيان مى كند:((صابران اجر و پاداش خود را بى حساب دريافت مى دارند)).

در پنجمين دستور سخن از مساله اخلاص , و توحيد خالص ازهرگونه شائبه شرك , به ميان آمـده و پيامبر(ص ) از وظائف و مسؤوليتهاى خودش سخن مى گويد, مى فرمايد: ((بگو: من مامورم كه خد را پرستش كنم در حالى كه دينم را براى او خالص كرده باشم )).

سپس به ششمين دستور اشاره كرده , مى افزايد: ((و مامورم كه نخستين مسلمان باشم ))!.

هـفتمين و آخرين دستور كه مساله خوف از مجازات پروردگار درروز قيامت است نيز با هـمين لحن عنوان شده , مى فرمايد: ((بگو: من اگر نافرمانى پروردگارم كنم از عذاب روز بزرگ (قيامت ) مى ترسم )).

 

 بندگان حقيقى خدا!.

مـى گـويـد: ((و كـسانى كه از عبادت طاغوت پرهيز كردند وبه سوى خدا بازگشتند بشارت از آن آنهاست )).

((اجـتـنـاب از طـاغـوت )) دورى از هرگونه شرك و بت پرستى و هوى پرستى وشيطان پرستى و تسليم در برابر حاكمان جبار و سلطه گران ستمكار را فرا مى گيرد وجامع روح تقوا و پرهيزكارى و ايمان است , و البته چنين كسانى درخور بشارتند.

سپس براى معرفى اين بندگان ويژه مى گويد: ((پس بندگان مرا بشارت ده )) ((هـمـان كـسـانـى كـه سخنان را مى شنوند, و از نيكوترين آنها پيروى مى كنند)) ((آنـهـا كـسـانـى هـستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند)).

  

حزب اللّه پيروز است !.

در اين قسمت مهمترين مساله را بيان مى كند و آن خبر از پيروزى نهائى لشكر خدا بر لشكر شيطان و دشمنان حق اسـت , تـا مـؤمـنان در هر عصر و زمان به اين وعده بزرگ الهى دلگرم شوند و براى ادامه مبارزه با لشكر باطل آماده و مقاوم گردند.

مى فرمايد: ((وعده قطعى ما براى بندگان فرستاده ما از پيش مسلم شده )) ((كه آنان يارى شدگانند)) ((و لشكر ما (در تمام صحنه ها) پيروزند)).

چه عبارت صريح و گويا, و چه وعده روح پرور و اميدبخشى ؟!.

 

  قرآنى كه هيچ كژى در آن نيست!.

در ايـنـجـا همچنان بحث از قرآن مجيد و ويژگيهاى آن است و بحثهاى گذشته را در اين زمينه تكميل مى كند.

نخست از مساله جامعيت قرآن چنين سخن مى گويد: ((ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مثلى زديم )).

از سـرگـذشـت دردنـاك سـتمگران و سركشان پيشين , از عواقب هولناك گناه , ازانواع پندها و اندرزها, از اسرار خلقت و نظام آفرينش , از احكام و قوانين متقن ,خلاصه هرچه براى هدايت انسانها لازم بود در لباس امثال براى آنها شرح داديم .

((شايد متذكر شوند)) و از راه خطا به راه راست باز گردند.

سـپـس بـه تـوصـيـف ديگرى از قرآن پرداخته , مى گويد: ((قرآنى است فصيح و خالى از هرگونه كجى و نادرستى)).

در پايان مى گويد: هدف از نزول قرآن با اين همه اوصاف اين بوده است كه ((شايد آنها (مردم ) پرهيزكارى پيشه كنند)).

 

 
صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت6:5| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید