اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هشتاد و
چهارم
ذَلِكَ
بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى
يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(٥٣)
كَدَأْبِ
آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ
فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا
ظَالِمِينَ (٥٤)
إِنَّ
شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا
يُؤْمِنُونَ
(٥٥)
الَّذِينَ
عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لا
يَتَّقُونَ
(٥٦)
فَإِمَّا
تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ
يَذَّكَّرُونَ (٥٧)
وَإِمَّا
تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ
اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ
(٥٨)
وَلا
يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ
(٥٩)
وَأَعِدُّوا
لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ
عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ
اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ
إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ
(٦٠)
وَإِنْ
جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ
السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٦١)
53. that is so because Allâh will
never change a Grace which He has bestowed on a people until they change what is
In their ownselves. and Verily, Allâh is All-Hearer,
All-Knower.
54. similar to the behaviour of the
people of Fir'aun (Pharaoh), and those before them. they belied the Ayât
(proofs, evidences, verses, lessons, signs, revelations, etc.), of their Lord,
so we destroyed them for their sins, and we drowned the people of Fir'aun
(Pharaoh) for they were All Zâlimûn (polytheists and wrong-doers,
etc.).
55. Verily, the worst of moving
(living) creatures before Allâh are those who disbelieve , - so they shall not
believe.
56. they are those with whom You
made a covenant, but they break their Covenant Every time and they do not fear
Allâh.
57. so if You gain the mastery over
them In war, Punish them severely In order to disperse those who are behind
them, so that they may learn a lesson.
58. if You (O Muhammad ) fear
treachery from any people throw back (their covenant) to them (so as to be) on
equal terms (that there will be no more Covenant between You and them).
certainly Allâh likes not the treacherous.
59. and let not those who
disbelieve think that they can outstrip (escape from the punishment). Verily,
they will never be Able to save themselves (from Allâh's
punishment).
60. and make ready against them All
You can of power, including steeds of war (tanks, planes, missiles, artillery,
etc.) to threaten the enemy of Allâh and Your enemy, and others besides whom,
You may not know but whom Allâh does know. and whatever You shall spend In the
Cause of Allâh shall be repaid unto you, and You shall not be treated
unjustly.
61. but if they incline to peace,
You also incline to it, and (put your) trust In Allâh. Verily, He is the
All-Hearer, the All-Knower.
53* آن كيفر بدين سبب است كه خداوند، نعمتي را كه به قومي عطا كرده، تغيير
دهنده نيست، مگر آن كه آنان خودشان را تغيير دهند، قطعاً خداوند، شنوا و
داناست.
54*
دگرگوني روحيه مردم زمان تو، هم چون خوي فرعونيان و كساني كه پيش از آنان بودند،
آيات پروردگارشان را تكذيب كردند، پس ما نيز به خاطر گناهانشان، هلاكشان ساختيم و
فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمگر بودند.
55*
قطعاً بدترين جنبندگان نزد خداوند، آنانند كه كافر شدند، پس آنان ايمان نمي
آورند.
56*
از بدترين جنبندگان نزد خدا، آنانند كه از ايشان پيمان گرفته اي، سپس پيمان خود را
هر بار مي شكنند و در حفظ پيمانشان، اهل تقوا و پروا
نيستند.
57*
اي پيامبر! هر گاه با آنان درگير شدي، (با عقوبت دشمن) پشت سري هاي آنان را به وحشت
افكنده و متفرق ساز، باشد كه پند گيرند و دست از توطئه
بردارند.
58*
و اگر با نشانه هايي از گروهي خوف آن داشتي كه در پيمان خيانت كنند، يك سره پيمان
را لغو و به آنان اعلام كن كه همانند خودشان عمل خواهي كرد، همانا خداوند خائنان را
دوست ندارد.
59*
و كفار خيال نكنند كه جلو افتاده اند، قطعاً شما را ناتوان نمي
سازند.
60*
و براي مقابله با دشمن، هر چه در توان داريد از نيرو و از اسب هاي آماده بسيج كنيد
تا دشمن خدا و دشمن خودتان و نيز دشمناني غير از اينان را كه شما آنان را نمي
شناسيد ولي خداوند آنها را مي شناسد به وسيله آن بسيج بترساند و در راه خدا هر چه
انفاق كنيد، پاداش كامل آن به سوي شما خواهد آمد و به شما ستم نخواهد
شد.
61*
و اگر دشمنان به صلح تمايل داشتند، تو نيز تمايل نشان بده و بر خداوند توكل كن،
همانا او شنوا و داناست.
53. C'est qu'en effet Allah ne
modifie pas un bienfait dont il a gratifié un peuple avant que celui-ci change
ce qui est en lui-même. et Allah est, Audient et
Omniscient.
54. il en fut de même des gens de
Pharaon et ceux qui avant eux avaient traité de mensonges les signes
(enseignements) de leur Seigneur. nous les avons fait périr pour leurs péchés.
et nous avons noyé les gens de Pharaon. car ils étaient tous des
injustes.
55. les pires bêtes, auprès
d'Allah, sont ceux qui ont été infidèles (dans le passé) et qui ne croient donc
point (actuellement),
56. Ceux-là mêmes avec lesquels Tu
as fait un pacte et qui chaque fois le rompent, sans aucune crainte
[d'Allah].
57. donc, Si Tu les maîtrises à la
guerre, inflige-leur un châtiment exemplaire de Telle sorte que ceux qui sont
derrière eux soient effarouchés. afin qu'ils se
souviennent.
58. et Si jamais Tu crains vraiment
une trahison de la part d'un peuple, dénonce alors le pacte (que Tu as conclu
avec), d'une façon franche et loyale car Allah n'aime pas les
traîtres.
59. que les mécréants ne pensent
pas qu'ils nous ont échappé. non, ils ne pourront jamais nous empêcher (de les
rattraper à n'importe quel moment).
60. et préparez [pour lutter]
contre eux Tout ce que vous pouvez comme force et comme cavalerie équipée, afin
d'effrayer l'ennemi d'Allah et le vٍtre, et d'autres encore que vous ne
connaissez pas en dehors de ceux-ci mais qu'Allah connaît. et Tout ce que vous
dépensez dans le sentier d'Allah vous sera remboursé pleinement et vous ne serez
point lésés.
61. et s'ils inclinent à la paix,
incline vers celle-ci (toi aussi) et place Ta confiance en Allah, car C'est Lui
l'Audient, l'Omniscient.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هشتاد و سوم
وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (٤٦)وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَاللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ (٤٧)
وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لا غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَرَاءَتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٤٨)
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٤٩)
وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (٥٠)ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلامٍ لِلْعَبِيدِ (٥١)
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٥٢)
46. and obey Allah and His Messenger. and fall into no disputes, Lest ye lose heart and your power depart; and be patient and persevering: for Allah is with those who patiently persevere:
47. and be not like those who started from their homes insolently and to be seen of men, and to hinder (men) from the path of Allah. for Allah Compasseth round about all that They do.
48. remember Satan made their (sinful) acts seem alluring to them, and said: "No one among men can overcome you This Day, while I am near to you": but when the two forces came In sight of Each other, He turned on His heels, and said: "Lo! I am Clear of you; Lo! I see what ye see not; Lo! I fear Allah. for Allah is strict In punishment."
49. Lo! the Hypocrites say, and those In whose hearts is a disease: "These people,- their Religion has misled them." but if any trust In Allah, Behold! Allah is Exalted In Might, wise.
50. if Thou couldst see, when the angels take the souls of the unbelievers (at death), (How) They smite their faces and their backs, (Saying): "Taste the penalty of the Blazing Fire-
51. "Because of (the deeds) which your (own) hands sent forth; for Allah is never unjust to His servants:
52. "(Deeds) after the manner of the people of Pharaoh and of those before them: They rejected the Signs of Allah, and Allah punished them for their crimes: for Allah is Strong, and strict In punishment:
46* و خدا و پیامبرش را فرمان برید و با یکدیگر ستیزه و کشمکش مکنید که سست و بد دل شوید و نیرو و دولتتان برود ، و شکیبایی کنید ، که خدا با شکیبایان است .
47* و مانند آن کسان – کفار قریش – مباشید که از خانه های خویش با سرمستی از نعمت و خود نمایی به مردم بیرون آمدند و " مردم را " از راه خدا باز می دارند و می گردانند، و خدا بدانچه می کنند " دانایی " فراگیرنده است .
48* و آنگاه که شیطان کارهای آنها را برایشان بیاراست و گفت : امروز از مردمان بر شما چیره شونده ای نیست و من پناه شمایم . و چون آن دو گروه رویاروی شدند بر دو پاشنه خود گردید – پشت کرد و گریخت – و گفت : من از شما بیزارم ، من چیزی – فرشتگان یاری کننده مومنان – را می بینم که شما نمی بینید، من از خدای می ترسم ، و خدا سخت کیفر است .
49* آنگاه که منافقان و کسانی که در دلهاشان بیماری است گفتند : اینان را دینشان فریفته است . و هر کس بر خدا توکل کند همانا خدا توانای بی همتا و دانای استوار کار است – از این رو متوکلان را یاری می کند و تنها نمی گذارد .
50* و اگر می دیدی آنگاه فرشتگان جان کافران را می گیرند ! بر روی و پشتشان می زنند و " گویند : " عذاب سوزان را بچشید .
51* این به سزای کارهایی است که دستهای شما پیش فرستاده – خودتان کرده اید – و هرگز خدا بر بندگان ستمگر نیست.
52* همانند عادت و روش فرعونیان و کسانی که پیش از آنان بودند که به آیات خدا کافر شدند ، پس خدا آنها را به سزای گناهانشان بگرفت ، زیرا که خدا نیرومند و سخت کیفر است .
46. et obéissez à Allah et à son messager; et ne vous disputez pas, sinon vous fléchirez et perdrez votre force. et soyez endurants, car Allah est avec les endurants.
47. et ne soyez pas comme ceux qui sortirent de leurs demeures pour repousser la vérité et avec ostentation publique, obstruant le chemin d'Allah. et Allah cerne ce qu'ils font.
48. et quand le Diable leur eut embelli leurs actions et dit: ‹Nul Parmi les humains ne peut vous dominer aujourd'hui, et Je suis votre soutien.› Mais, Lorsque les deux groupes furent en vue l'un de l'autre, il tourna les deux talons et dit: ‹Je vous désavoue. Je vois ce que vous ne voyez pas; Je crains Allah, et Allah est dur en punition›.
49. (Et rappelez-vous), quand les hypocrites et ceux qui ont une maladie Au coeur [dont la foi est douteuse] disaient: ‹Ces gens-là, leur religion les trompe.› mais quiconque place Sa confiance en Allah (sera victorieux)... car Allah est Puissant et Sage.
50. Si Tu voyais, Lorsque les Anges arrachaient les âmes aux mécréants! ils les frappaient sur leurs visages et leurs derrières, (en disant): ‹Goûtez Au châtiment du Feu.
51. cela (le châtiment), pour ce que vos mains ont accompli.› et Allah n'est point injuste envers les esclaves.
52. il en fut de même des gens de Pharaon et ceux qui avant eux n'avaient pas cru aux signes (enseignements) d'Allah. Allah les saisit pour leurs péchés. Allah est certes

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هشتاد و دوم
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٤١)
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَا مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ (٤٢)
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلا وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (٤٣)
وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (٤٤)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٤٥)
41. and know that out of all the booty that ye may acquire (in war), a fifth share is assigned to Allah,- and to the Messenger, and to near relatives, orphans, the needy, and the wayfarer,- if ye do believe In Allah and In the Revelation we sent down to Our servant on the Day of Testing,- the Day of the meeting of the two forces. for Allah hath power over all things.
42. remember ye were on the hither side of the valley, and They on the farther side, and the caravan on lower ground than ye. Even if ye had made a mutual appointment to meet, ye would certainly have failed In the appointment: but (thus ye met), that Allah might accomplish a matter already enacted; that those who died might die after a Clear Sign (had been given), and those who lived might live after a Clear Sign (had been given). and Verily Allah is He who heareth and knoweth (All things).
43. remember In Thy dream Allah showed them to Thee As few: if He had shown them to Thee As many, ye would surely have been discouraged, and ye would surely have disputed In (your) decision; but Allah saved (you): for He knoweth well the (secrets) of (all) hearts.
44. and remember when ye Met, He showed them to you As few In your eyes, and He made you appear As contemptible In their eyes: that Allah might accomplish a matter already enacted. for to Allah do all questions go back (for decision).
45. O ye who believe! when ye meet a force, be firm, and call Allah In remembrance much (and often); that ye may prosper:
41* و بدانید که هر چه به چنگ آرید ، پس پنج یک آن برای خدای و پیامبر و خویشان " پیامبر " و یتیمان و در راه ماندگان " از خاندان پیامبر " است ، اگر به خدای و آنچه " از قرآن " بر بنده خود روز جدا شدن " حق از باطل " – روز پدر - ، روزی که آن دو گروه –کافران و مومنان – به هم رسیدند ، فرو فرستادیم ایمان آورده اید ، و خدا بر هر چیزی تواناست .
42* آنگاه که شما به کناره نزدیکتر – کناره خشک رود که به مدینه نزدیکتر است – بودید و آنها – ابوجهل و سپاه او – به کناره دورتر – از مدینه – بودند، و آن کاروان – شتر سواران ابوسفیان – از شما فروتر بود – نزدیک به جانب دریا - . و اگر با آنها وعده " مکان و زمان جنگ " می نهادید ، در وعده گاه با یکدیگر اختلفا می کردید- و اینگونه با هم روبرو نمی شدید – ولیکن " چنان شد " تا خدا کاری را که کردنی بود به انجام رساند، تا آن که " به گمراهی " هلاک می شود به حجتی روشن هلاک شود و آن که " به هدایت " زنده می ماند به حجتی روشن زنده بماند، و هر آینه خدا شنوا و داناست .
43* "یاد کن " آنگاه که خدا آنها را در خوابت به تو اندک نمود ، و اگر آنها را بسیار می نمود سست و بد دل می شدید و در کار " جنگ " با یکدیگر ستیزه می کردید ولیکن خدا " شما را از این سستی و ستیزه " به سلامت داشت ، همانا او به آنچه در دلهاست داناست .
44* و آنگاه که آنان را چون با هم روبرو شدید در چشمهای شما اندک و شما را در چشمهای آنان اندک نمود تا خدا کاری را که کردنی بود به انجام رساند، و کارها به خدا بازگردانده میشود.
45* ای کسانی که ایمان آورده اید ، هرگاه به گروهی " از دشمن " برخوردید ، پایداری نمایید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که پیروز و رستگار شوید.
41. et sachez que, de Tout butin que vous avez ramassé, le cinquième appartient à Allah, Au Messager, à ses proches parents, aux orphelins, aux pauvres, et aux voyageurs (en détresse), Si vous croyez en Allah et en ce que nous avons fait descendre sur Notre Serviteur, le Jour du Discernement: le Jour où les deux groupes s'étaient rencontrés, et Allah est Omnipotent).
42. vous étiez sur le versant le plus proche, et eux (les ennemis) sur le versant le plus éloigné, tandis que la caravane était plus bas que vous. Si vous vous étiez donné rendez-vous, vous l'auriez manqué (effrayés par le nombre de l'ennemi). mais il fallait qu'Allah accomplît un ordre qui devait être exécuté, pour que, sur preuve, pérît celui qui (devait) périr, et vécût, sur preuve, celui qui (devait) vivre. et Certes, Allah est Audient et Omniscient.
43. en songe, Allah Te les avait montrés Peu nombreux! car s'il Te les avait montrés nombreux, vous auriez certainement fléchi, et vous vous seriez certainement disputés à propos de l'affaire. mais Allah vous en a préservés. il connaît le contenu des coeurs.
44. et aussi, Au moment de la rencontre, il vous les montrait Peu nombreux à vos yeux, de même qu'il vous faisant paraître à leurs yeux Peu nombreux afin qu'Allah parachève un ordre qui devait être exécuté. C'est a Allah que sont ramenées les choses.
45. vous qui croyez! Lorsque vous rencontrez une troupe (ennemie), soyez fermes, et invoquez beaucoup Allah afin de réussir.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
به نام خداوند روزي دهنده و مهربان
خلاصه داستان های جزء نهم قرآن مجید
خاطرات موسی کلیم الله
و موسی مبعوث می شود ؛ آیه 103 سوره مبارکه اعراف : بعد از اقوام گذشته (يعنى قوم نوح , هود, صالح و مانند آنها)موسى را با آيات خود به سوى فرعون و فرعونيان مبعوث كرديم آنها نسبت به آيات الهى ظلم و ستم كردند بنگر سرانجام كار مفسدان چگونه بود . و موسى گفت : اى فرعون ! من فرستاده پروردگار جهانيانم، سزاوار است كه در باره خداوند جز حق نگويم من از پروردگار شما, دليل روشن و آشكارى با خودآورده ام فرعون با شنیدن این کلمات گفت : گفت : اگر راست مى گويى و نشانه اى از طرف خداوند با خود دارى آن رابياور حالا زمان نشان دادن دو معجزه الهی بود یکی مظهر بیم و یکی نشان از امید پس عصاى خود را انداخت و به صورت اژدهاى آشكارى درآمد و همچنین موسى دسـت خـود را از گريبان خارج كرد, ناگهان سفيد ودرخشنده در برابر بينندگان بود . طبق معمول قبول این معجزات برای گروه کافر گران بود پس اطرافيان فرعون (با مشاهده اعمال خارق العاده موسى فورا وصله سـحـر بـه او بـستند و) گفتند: اين ساحر دانا وكهنه كار و آزموده اى است . ) سـپـس افـزودند: ((هدف اين مرد اين است كه شما را از سرزمين ووطنتان بيرون براند)) باتوجه به اين اوضاع و احوال عقيده شما در باره او چيست ؟ گفتند: (كار)او و برادرش را به تـاخـيـر انـداز, و جـمـع آورى كـنـنـدگان را به همه شهرها بفرست تـا هـمـه ساحران ورزيده و آزموده و دانا را به سوى تو فراخوانند وبه محضر تو بياورند از آنجا كه عجله در كشتن موسى و هارون با توجه به دو معجزه عجيبش باعث گرايش عده زيادى به او مى شد و چهره ((نبوت )) او با چهره ((مظلوميت و شهادت ))آميخته شده , جاذبه بيشترى به خود مى گرفت , نخست به اين فكر افتادند كه عمل او را با اعمال خارق العاده ساحران خنثى كنند و آبـرويـش را بـريـزند سپس او را به قتل برسانند تا داستان موسى و هارون براى هميشه از نظرها فراموش گردد!.
بهترین ساحران بلاد مختلف برای مقابله با موسی به دور هم جمع شدند و نخستين چيزى كه با فرعون در ميان گـذاشـتند اين بود كه آيا ما اجر و پاداش فراوانى در صورت غلبه بر دشمن خواهيم داشت؟ فـرعـون نيز بلافاصله وعده مساعد به آنها داد و گفت : ((آرى ((نه تنهااجر و پاداش مادى خواهيد داشت ) بلكه از مقربان درگاه من نيز خواهيد شد)) ! سـرانـجـام مـوعد معينى براى مقابله موسى (ع ) با ساحران تعيين شدو از همه مردم براى مشاهده اين ماجرا دعوت به عمل آمد.
روز مـوعود فرارسيد و ساحران همه مقدمات كار خود را فراهم ساخته بودند, يك مشت ريسمان و عصا كه درون آنها گويا مواد شيميايى مخصوصى قرارداده شده بود تهيه كردند كه در برابر تابش آفتاب به صورت گازهاى سبكى درمى آمد و آن طنابها و عصاهاى توخالى را به حركت در مى آورد .
صـحنه عجيبى بود, موسى (ع ) تك و تنها ـفقط برادرش با او بودـ در برابرانبوه جمعيت ساحران و مردم ((گفتند: اى موسى ! يا (تو شروع به كار كن و وسائل سحرت را) بيفكن و يا ما آغاز مى كنيم و وسائل خود را مى افكنيم )) (قالوا يا موسى اما ان تلقى واما ان نكون نحن الملقين ).
(آيه 116) موسى با خونسردى مخصوصى در پاسخ ((گفت : (شما قبلا شروع كنيد) شما وسائل خود را بيفكنيد)) ! ((هنگامى كه ساحران طنابها و ريسمانها را به وسط ميدان افكندند, مردم راچشم بندى كرده و (با اعمال و گفتارهاى اغراق آميز خود) هول و وحشتى در دل مردم افكندند و سحر عظيمى در برابر آنها انجام دادند)) اين هنگام كه همه مردم به جنب و جوش افتاده بودند و غريوشادى از هر سو بلند بود و فـرعون و اطرافيانش تبسم رضايت بخشى بر لب داشتندو برق شادى از چشمانشان مى درخشيد,
وحـى الـهـى بـه سـراغ مـوسـى (ع ) آمـد و او رافرمان به انداختن عصا داد, ناگهان صحنه بكلى دگـرگـون شـد و رنـگ از چـهـره هـا پريدو تزلزل براركان فرعون و يارانش افتاد, چنانكه قرآن مى گويد: ((و ما وحى به موسى كرديم كه عصايت را بيفكن ناگهان (به صورت اژدهايى درآمد و) بـا دقـت و سرعت ,مارهاى دروغين و وسائل قلابى ساحران را جمع كرد)) ((در ايـن هـنـگام حق آشكار شد و اعمال آنها كه بى اساس و نادرست بود, باطل گرديد)) زيرا كار موسى يك واقعيت بود و اعمال آنها يك مشت تقلب و تزوير وچشم بندى و اغفال .
و اين نخستين ضربتى بود كه بر پايه قدرت فرعون جبار فرود آمد. ((به اين ترتيب آثار شكست در آنها نمايان شد وهمگى خوار و كوچك و ناتوان شدند)) ضـربـه مـهمتر آنگاه واقع شد كه صحنه مبارزه ساحران با موسى (ع ) بكلى تغيير شكل داد,
نـاگـهان ((همه ساحران به زمين افتادند و براى عظمت خداوندسجده كردند)) ((و فرياد زدند ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم )) ((همان پروردگار موسى و هارون )) هنگامى كه ضربه تازه اى با پيروزى موسى (ع ) بر ساحران و ايمان آوردن آنهابه موسى (ع ) بر اركان قدرت فرعون فرود آمد, فرعون بسيار متوحش و دستپاچه شد, لذا بلافاصله دست به دو ابتكار زد:.
نخست اتهامى كه شايد عوام پسند هم بود به ساحران بست , سپس باشديدترين تهديد آنها را مورد حمله قرار داد, ولى بر خلاف انتظار فرعون ساحران آنچنان مقاومتى در برابر اين دو صحنه از خود نشان دادند كه ضربه سومى برپايه هاى قدرت لرزان او فرود آمد.
چـنـانـكـه قرآن مى گويد: ((فرعون به ساحران گفت : آيا پيش از اين كه به شمااجازه دهم به او (موسى ) ايمان آورديد)) ؟!
سپس فرعون اضافه كرد ((اين توطئه و نقشه اى است كه شما در اين شهر (وديار) كشيده ايد تا به وسيله آن اهل آن را بيرون كنيد)) اين تهمت به قدرى بى اساس و رسوا بود كه جز عوام الناس و افراد كاملابى اطلاع نمى توانستند آن را بپذيرند.
سـپـس فرعون بطور سربسته اما شديد و محكم آنها را تهديد كرد و گفت : ((امابه زودى خواهيد فهميد)) !
((سوگند ياد مى كنم كه دستها و پاهاى شما رابطور مخالف (دست راست و پاى چپ و دسـت چـپ و پـاى راست را) قطع مى كنم سپس همگى شما را به دار خواهم آويخت )) ) ساحران در برابر هيچ يك از دو حربه فرعون از ميدان در نرفتند,يكدل و يكجان در پاسخ او ((گفتند: ما به سوى پروردگار خود باز مى گرديم )) سـپس براى اين كه پاسخى به تهمت فرعون داده باشند و حقيقت امر را بر انبوه مردمى كه تـمـاشـاچـى ايـن صـحنه بودند, روشن سازند و بى گناهى خويش را ثابت كنند, چنين گفتند:
(انـتـقام تو از ما تنها به خاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خود, هنگامى كه به سراغ ما آمد, ايمان آورده ايم )) سـپـس روى از فرعون برتافتند و متوجه درگاه پروردگار شدند و از او تقاضاى صبر واستقامت كـردند, زيرا مى دانستند بدون حمايت و يارى او, توانايى مقابله با اين تهديدهاى سنگين را ندارند, لذا گفتند:
بار الها ! صبر و استقامت بر ما فرو ريز ! (وآخرين درجه شكيبايى را به ما مرحمت فرما !) و ما را مسلمان بميران !)) و سـرانـجـام چنانكه در روايات و تواريخ آمده است , آنقدر در اين راه ايستادگى به خرج دادند كه فـرعـون , تـهـديد خود را عملى ساخت , و بدنهاى مثله شده آنان را در كنار رود نيل بر شاخه هاى درختان بلند نخل آويزان نمود.
((جمعيت اشراف و اطرافيان فرعون به عنوان اعتراض به او گفتند: آيا موسى و قومش را به حال خود رها مى كنى كه در زمين فساد كنند, وتو و خدايانت را رها سازند)) ؟! فرعون بعد از شكست در برابر موسى (ع )مدتى او و بنى اسرائيل را آزاد گـذارد و آنـها نيز بيكار ننشستند و به تبليغ آيين موسى (ع ) پرداختند و نيز فرعون هم براى خود بتها و معبودها و خدايانى داشت .
فـرعـون با اخطار اطرافيان به شدت عمل در برابر بنى اسرائيل تشويق شد ودر پاسخ هواخواهانش چـنـيـن ((گـفـت : به زودى پسران آنها را به قتل مى رسانيم و نابودمى كنيم و زنانشان را (براى خـدمـت ) زنده مى گذاريم , و ما بر آنها تسلط كامل داريم )) (آيـه 128 ) ايـن آيـه در حـقـيـقـت , نقشه و برنامه اى است كه موسى (ع ) به بنى اسرائيل براى مقابله با تـهـديـدهـاى فـرعون , پيشنهاد مى كند, كه اگر سه برنامه راعملى كنند, قطعا بر دشمن پيروز خواهند شد ((موسى به قوم خود گفت : از خدايارى جوييد)) ديگرا ين كه : ((استقامت و پايدارى پيشه كنيد)) و بـراى تـاكـيـد مطلب و ذكر دليل , به آنها گوشزد مى كند كه : ((سراسر زمين از آن خداست (و مالك و فرمانرواى مطلق اوست ) و به هر كس از بندگانش بخواهد آن رامنتقل مى سازد)) و آخرين شرط اين است كه تقوا را پيشه كنيد, زيرا ((عاقبت (نيك وپيروزمندان ) براى پرهيزكاران است !)) ايـن سـه شرط تنها شرط پيروزى قوم بنى اسرائيل بر دشمن نبود, بلكه هر قوم و ملتى بخواهند بر دشمنانشان پيروز شوند, بدون داشتن اين برنامه سه ماده اى امكان ندارد.
(آيـه 129 ) اين آيه شكوه و گله هاى بنى اسرائيل را از مشكلاتى كه بعد از قيام موسى (ع ) با آن دست به گـريـبان بودند, منعكس مى سازد و مى گويد: ((آنها به موسى گفتند: پيش از آن كه تو بيايى ما آزار مـى ديديم اكنون هم كه آمده اى باز آزارمى بينيم )) كى اين آزارها سر خواهد آمد و گشايشى در كار ما پيدا مى شود ؟
گويا بنى اسرائيل مثل بسيارى از ما مردم انتظار داشتند كه با قيام موسى (ع )يك شبه همه كارها روبه راه شود.
ولى موسى (ع ) به آنها فهماند با اين كه سرانجام پيروز خواهند شد, اما راه درازى در پيش دارند, و اين پيروزى طبق سنت الهى در سايه استقامت و كوشش وتلاش به دست خواهد آمد, همانطور كه آيه مورد بحث مى گويد: ((موسى گفت اميداست پروردگار شما دشمنتان را نابود كند و شما را جانشينان آنها در زمين قرار دهد)) و در پايان آيه مى فرمايد: خداوند اين نعمتها را به شما خواهد داد و آزادى ازدست رفته را به شما بر مى گرداند, ((تا ببيند چگونه عمل خواهيد كرد)) يك قانون كلى الهى درمورد تمام پيامبران ايـن بـوده اسـت , كـه به هنگامى كه با مخالفتها روبرو مى شدند,خداوند براى تنبه و بيدارى اقوام سركش , آنها را گرفتار مشكلات و ناراحتيهامى ساخته تا در خود احساس نياز كنند.
در آيـه مـورد بـحـث , اشاره به همين مطلب در مورد پيروان فرعون مى كند ومى گويد: ((ما آل فرعون را به قحطى و خشكساليهاى متوالى و كمبود ميوه ها گرفتارساختيم , شايد متذكر گردند و بيدار شوند)) اما به جاى اين كه ((آل فرعون )) از اين درسهاى الهى پند بگيرند, و ازخواب خرگوشى بيدار شـونـد, از ايـن موقعيت سؤاستفاده كرده و جريان حوادث رابه ميل خود تفسير مى كردند, ((پس هـنـگـامـى كه نيكى به آنها مى رسيد (و اوضاع بروفق مراد آنها بود, و در آرامش و راحتى بودند) مـى گـفتند: اين وضع به خاطر لياقت ماست !)) در حقيقت شايسته چنين موقعيتى بوده ايم ((امـا هنگامى كه گرفتار بدى و بلا مى شدند (فورا به موسى و كسانى كه با اوبودند, مى بستند و) مى گفتند: اين از شر قدم موسى و كسان اوست )) ولـى قـرآن در پـاسخ آنها مى گويد: ((بدانيد كه سرچشمه شوميها و ناراحتيهايى كه دامان آنها را مـى گـرفـت , نزد پروردگار است (خدا مى خواسته است كه آنها راگرفتار نتيجه شوم اعمالشان بكند) ولى اكثر آنها نمى دانند)) آنها همچنان درانكار دعوت موسى (ع ),
مقاومت به خرج دادند, ((و گفتند: هرگاه آيتى براى مابياورى كه بخواهى ما را با آن سحر كنى , ما به تو ايمان نخواهيم آورد)) ولـى از آنجا كه خداوند بدون اتمام حجت كافى , هيچ جمعيتى راكيفر نمى دهد در اين آيه مـى فـرمـايـد كـه مـا چـنـديـن بلا بر آنها نازل كرديم شايد بيدارشوند, نخست ((توفان را بر آنها فرستاديم )) سپس ((ملخ را)) بر زراعتها و درختان آنها, مسلط ساختيم هـر بار كه بلايى فرا مى رسيد, دست به دامن موسى مى زدند, تا از خدابخواهد رفع بلا كند, بعد از طـوفان و ملخ خوارگى نيز همين تقاضا را كردند, وموسى (ع ) پذيرفت و بلا برطرف شد, ولى باز دست از لجاجت خويش برنداشتند,بار سوم ((قمل را)) را بر آنها مسلط ساختيم ((قمل )) يك نوع آفت نباتى بود كه به غلات آنها افتاد, و همه را فاسد كرد. ادامه داستانها در فایل موجود برای دانلود......

خلاصه مطالب اجتماعی جزء نهم قرآن مجید
سرنوشت متكبران
(مى فرمايد: ((به زودى كسانى را كه در زمين , به غير حق تكبر ورزيدند ازآيات خود, منصرف مى سازيم)). سـپـس بـه سـه قـسـمت از صفات اين گونه افراد ((متكبر و سركش )) و چگونگى ((سلب توفيق حـق پـذيـرى )) از آنـها اشاره كرده , مى فرمايد: ((و آنها اگر تمام آيات ونشانه هاى الهى را ببينند, ايمان نمى آورند)) !
((و نـيـز اگر راه راست و طريق درست را مشاهده كنند, انتخاب نخواهند كرد)).
و بـه عـكـس ((اگـر راه منحرف و نادرست را ببينند, آن را راه خود انتخاب مى كنند)).
مردم به دو گروه تقسيم شده اند و صفات هركدام توضيح داده شده، ((گروه دوزخيان و گروه بهشتيان)). نـخـسـت درباره دوزخيان با سوگند و تاكيد چنين مى گويد: ((ما بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم )) . صفات گروه دوزخى را در سه جمله خلاصه مى كند:
نخست اين كه :((آنها قلبهايى دارند كه با آن درك و انديشه نمى كنند)).
ديگر اين كه ((چشمهاى روشن و حقيقت بين دارند اما با آن چهره حقايق رانمى نگرند)) و همچون نابينايان كنار آن مى گذرند.
سـوم ايـن كـه : ((بـا داشـتـن گوش سالم , سخنان حق را نمى شنوند)) و همچون كران خود را از شنيدن حرف حق محروم مى سازند .
سپس به دو قسمت كه اساسى ترين صفات گروه بهشتيان است اشاره شده, مى فرمايد: ((و از كسانى كه آفريديم , امت و گروهى هستند كه مردم رابه حق هدايت مى كنند و به آن حكم مى كنند)). در واقع آنها دو برنامه ممتاز دارند, فكر, هدف , دعوت و فرهنگشان حق و به سوى حق است و نيز عمل و برنامه ها و حكومتشان بر اساس حق و حقيقت مى باشد.
در اين جا يكى از مجازاتهاى الهى كه به صورت يك سنت درباره بسيارى از گنهكاران سركش اجرا مى شود, بيان شده و آن ((عذاب استدراج )) است . خداوند در اين آيه مى فرمايد: ((آنها كه آيات ما را تكذيب و انكار كردندتدريجا, مرحله به مرحله , از راهى كه نمى دانند, در دام مجازات گرفتارشان مى كنيم )) و زندگى آنها را در در هم مى پيچيم. چنان نيست كه با شتابزدگى چنين كسانى را فورا مجازات كنم , بلكه ((به آنها مهلت و فرصت كافى (براى تنبه و بيدارى ) مى دهم )) و هنگامى كه بيدار نشدند, گرفتارشان مى سازم زيرا كسانى شتاب و عجله مى كنند كه قدرت كافى ندارند و مى ترسندفرصت از دستشان برود ((ولى نقشه من و مجازاتهايم آنچنان قوى و حساب شده است )) كه هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست. خدا آنها را غرق نعمت مى كندو به آنها مهلت مى دهد و بالا و بالاتر مى برد, اما سرانجام چنان بر زمين مى كوبد كه اثرى از آنها باقى نماند و تمام هستى و تاريخشان را درهم مى پيچد.
((هر كس را خداوند (به خاطر اعـمال زشت و مستمرش ) گمراه سازد, هيچ هدايت كننده اى ندارد, و خداوند آنها را همچنان در طـغيان و سركشى رها مى سازد تا حيران وسرگردان شوند)). ايـن گـونـه تـعـبيرات مخصوص به گروهى است كه آن چنان در برابر حقايق ,لجوج و متعصب و معاندند كه گويى پرده بر چشم و گوش و قلبشان افتاده , پرده هاى تاريكى كه نتيجه اعمال خود آنهاست.
طبعا به دنبال چـنـين بحثى اين سؤال براى بسيارى از مردم پيش مى آيد كه قيامت كى برپا خواهد شد, لذا قرآن مـى گـويـد: ((از تـو دربـاره ساعت (روزرستاخيز) مى پرسند, كه در چه زمانى وقوع مى يابد))؟ سـپـس اضافه مى كند كه اى پيامبر ! در پاسخ اين سؤال صريحا ((بگو: اين علم تنها نزد پروردگار مـن اسـت , وهيچ كس جز او نمى تواند وقت آن را آشكار سازد)). ولـى دو نشانه سربسته براى آن بيان مى كند:
نخست مى گويد: ((قيام ساعت در آسمانها و زمين , مساله سنگينى است )). چـه حـادثـه اى مـمكن است از اين سنگينتر بوده باشد, در حالى كه در آستانه قيامت , همه كرات آسمانى به هم مى ريزند, آفتاب خاموش , ماه تاريك , ستارگان بى فروغ و اتمها متلاشى مى گردند, و از بقاياى آنها جهانى نو با طرحى تازه ريخته مى شود.
ديـگـر ايـنـكه قيام ساعت , بدون مقدمات تدريجى , و به شكل انقلابى , تحقق مى يابد ((و جز بطور ناگهانى به سراغ شما نمى آيد)) .
قرآن دستور مى دهد كه : ((و هرگاه وسوسه اى از شيطان به تو رسد, به خداپناه بر كه او شنونده و داناست )) !. ((پـرهـيـزكـاران هـنگامى كه وسوسه هاى شيطانى , آنها رااحاطه مى كند به ياد خدا (و نعمتهاى بى پايانش , به ياد عواقب شوم گناه و مجازات دردناك خدا) مى افتند, در اين هنگام (ابرهاى تيره و تـار وسـوسه از طرف قلب آنهاكنار مى رود و) راه حق را به روشنى مى بينند و انتخاب مى كنند)). اصـولا هر كس در هر مرحله اى از ايمان و در هر سن و سال گهگاه گرفتاروسوسه هاى شيطانى مى گردد, و گاه در خود احساس مى كند كه نيروى محرك شديدى در درون جانش آشكار شده و او را به سوى گناه دعوت مى كند, اين وسوسه ها و تحريكها, مسلما در سنين جوانى بيشتر است . تـنها راه نجات از آلودگى , نخست فراهم ساختن سرمايه ((تقوا)) است كه درآيه فوق به آن اشاره شـده , و سپس ((مراقبت )) و سرانجام توجه به خويشتن و پناه بردن به خدا, ياد الطاف و نعمتهاى او, و مجازاتهاى دردناك خطاكاران است .
به هنگام شنيدن تلاوت قرآن خاموش باشيد!.
در اين جا دستور مـى دهـد: ((هـنـگامى كه قرآن تلاوت مى شود, با توجه , به آن گوش دهيد و ساكت باشيد, شايد مشمول رحمت خدا گرديد)).يعنى , شايسته و مستحب است كه در هر كجا و در هر حال كسى قرآن را تلاوت كند, ديگران بـه احترام قرآن سكوت كنند و گوش جان فرا دهند و پيام خدا را بشنوند و در زندگى خود از آن الهام گيرند, زيرا قرآن تنها كتاب قرائت نيست ,بلكه كتاب فهم و درك و سپس عمل است . نها موردى كه اين حكم الهى شكل وجوب به خود مى گيرد موقع نمازجماعت است كه ماموم به هنگام شنيدن قرائت امام بايد سكوت كند و گوش فرادهد.
به پنج قسمت از صفات برجسته مـؤمـنان اشاره كرده كه سه قسمت آن ,جنبه معنوى و باطنى دارد و دو قسمت آن جنبه عملى و خـارجـى , سـه قـسمت اول عبارتند از:
((احساس مسؤوليت )) و ((تكامل ايمان )) و ((توكل )) و دو قسمت ديگرعبارتند از ((ارتباط با خدا)) و ((ارتباط و پيوند با خلق خدا)).
دومـيـن صـفـت آنـها را چنين بيان مى كند: آنها همواره در مسير تكامل پيش مى روند و لـحـظـه اى آرام ندارند ((و هنگامى كه آيات خدا بر آنها خوانده شود برايمانشان افزوده مى شود)).
سـومـيـن صفت بارز آنها اين است كه : ((تنها بر پروردگار خويش تكيه و توكل مى كنند)).
روى سخن را به مؤمنان كرده و يك دستور كلى جنگى را به آنهاتوصيه و تاكيد مى كند, مـى گـويد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! هنگامى كه باكافران در ميدان جهاد روبرو شديد به آنـها پشت مكنيد و فرار اختيار ننماييد)). صولا فرار از جنگ يكى از بزرگترين گناهان در اسلام محسوب مى شود به همين جهت در ايـن آيـه مـجـازات دردنـاك فرار كنندگان از ميدان جهاد را باذكر استثناهاى آن شرح مى دهد, مـى فـرمـايـد: ((هر كس كه به هنگام مبارزه با دشمن پشت به آنها كند (مگر در صورتى كه هدف كناره گيرى از ميدان براى انتخاب يك روش جنگى بوده باشد و با به قصد پيوستن به گروهى از مـسـلمانان و حمله مجدد)چنين كسى گرفتار غضب پروردگار خواهد شد)).
از آنـجـا كـه گفتار بدون عمل و شنيدن بدون ترتيب اثر يكى ازبزرگترين بلاهاى جوامع انـسـانى و سرچشمه انواع بدبختيهاست با بيان زيـبـاى ديگرى بحث را ادامه داده , مى گويد:((بدترين جنبندگان نزد خدا افرادى هستندكه نه گوش شنوا دارند و نه زبان گويا, و نه عقل و درك , كر و لال و بى عقلند)).از آنجا كه قرآن كتاب عمل است نه يك كتاب تشريفاتى همه جا روى نتايج تكيه مى كند, در اين جا كـسـانـى كـه ظـاهرا گوشهاى سالم دارند ولى در مسير شنيدن آيات خدا و سخنان حق و بـرنـامـه هاى سعادت بخش نيستند, آنها را فاقد گوش مى داند و كسانى كه زبان سالمى دارند اما مـهر سكوت بر لب زده نه دفاعى از حق مى كنند و نه مبارزه اى با ظلم و فساد نه ارشاد جاهل و نه امـر بـه مـعـروف و نـه نـهى ازمنكر و نه دعوت به راه حق بلكه اين نعمت بزرگ خدا را در مسير بـيـهـوده گـويـى يـاتـملق و چاپلوسى در برابر صاحبان زر و زور و يا تحريف حق و تقويت باطل به كارمى گيرند همچون افراد لال و گنگ مى داند و آنان كه از نعمت هوش و عقل بهره مندند اما درست نمى انديشند همچون ديوانگان مى شمرد!.
دعـوت اسلام , دعوت به سوى حيات وزندگى در تمام زمينه هاست ; و مردم عصر جاهليت تنها از حيات مادى و حيوانى برخوردار بودند.خـداوند در همه جا حاضر و ناظر و به همه موجودات احاطه دارد, در عين اين كه با موجودات اين جـهان يكى نيست از آنها جدا و بيگانه هم نمى باشد, مرگ وحيات , علم و قدرت , آرامش و امنيت , تـوفيق و سعادت همه در دست او و به قدرت اوست و به همين دليل انسان نه چيزى را مى تواند از او مـكتوم دارد و نه كارى را بى توفيق او انجام دهد و نه سزاوار است به غير او روى آورد و از غير او تقاضاكند, چرا كه او مالك همه چيز و محيط به تمام وجود انسان است !.
به چهار نتيجه و ثمره براى تقوا و پـرهـيزكارى اشاره شده است , نخست مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! اگر تقوا پيشه كـنيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد به شما نورانيت و روشن بينى خاصى مى بخشد كه بتوانيد حق را ازباطل به خوبى تشخيص دهيد)).لذا در حالات مردان و زنان پرهيزكار روشن بينى هايى مشاهده مى كنيم كه هرگز از طريق علم و دانـش معمولى قابل درك نيست , آنها بسيارى از حوادث را كه در لابلاى آشوبهاى اجتماعى ريشه آن نـاشـنـاخـته است به خوبى مى شناسند وچهره هاى منفور دشمنان حق را از پشت هزاران پرده فريبنده مى بينند.
از سـوى ديگر به كار افتادن نيروها و انرژيها و هدر رفتن اين سرمايه هادر راه گناه موجب مى شود كه مردم از نظر درك و اطلاع , در سطحى پايين قرار گيرندو افكار منحطى داشته باشند هر چند در صنايع و زندگى مادى پيشروى كنند.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هشتاد و یکم
وَمَا لَهُمْ أَلا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلا الْمُتَّقُونَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٣٤)
وَمَا كَانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (٣٥)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ (٣٦)
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٣٧)
قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأوَّلِينَ (٣٨)
وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٣٩)
وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (٤٠)
34. but what plea have They that Allah should not punish them, when They keep out (men) from the sacred Mosque - and They are not its guardians? no men can be its guardians except the righteous; but Most of them do not understand.
35. their prayer at the House (of Allah. is nothing but whistling and clapping of hands: (its only answer can be), "Taste ye the penalty because ye blasphemed."
36. the unbelievers spend their wealth to hinder (man) from the path of Allah, and so will They continue to spend; but In the end They will have (only) regrets and sighs; at length They will be overcome: and the unbelievers will be gathered together to Hell;-
37. In order that Allah may separate the impure from the pure, put the impure, one on another, heap them together, and cast them into Hell. They will be the ones to have lost.
38. say to the Unbelievers, if (now) They desist (from Unbelief), their past would be forgiven them; but if They persist, the punishment of those before them is already (A matter of warning for them).
39. and Fight them on until there is no more tumult or oppression, and there prevail justice and Faith In Allah altogether and everywhere; but if They cease, Verily Allah doth see all that They do.
40. if They refuse, be sure that Allah is your Protector - the best to protect and the best to help.
34* و برای آنان چه چیز است که خدا عذابشان نکند در حالی که آنان " مردم را" از مسجد الحرام باز میدارند، و حال آنکه سرپرستان – سزاوار تولیت – آن نیستند ؟ سرپرستان آن جز پرهیزگاران نباشند ولیکن بیشترشان نمی دانند.
35* و نماز و دعای آنان به نزد آن خانه جز سوت کشیدن و دست زدن نیست، پس عذاب را به سزای آنکه کفر می ورزیدند بچشید.
36* آنان که کافر شدند مالهای خود را هزینه می کنند تا " مردم را " از راه خدا باز دارند . پس بزودی آنها را هزینه می کنند ، آنگاه برآنان مایه پشیمانی و حسرت شود و سپس شکست خورند ، و کسانی که کافر شدند به سوی دوزخ برانگیخته و فراهم شوند.
37* تا خدا پلید را از پاک جدا سازد و پلید را برخی بر برخی نهد پس همه را توده کند و در دوزخ افکند ،اینانند زیانکاران .
38* به کسانی که کافر شدند بگو : اگر بازایستند، آنان را آنچه گذشته بخشوده و آمرزیده می شود و اگر " به روش خود و جنگ و فتنه انگیزی " بازگردند پس همان روش و نهاد است که بر پیشینیان گذشت.
39* و با آنان کارزار کنید تا آنگاه که فتنه ای – کفرو شرک و فتنه انگیزی – نماند و دین یکسره خدای را باشد . پس اگر باز ایستند همانا خدا به آنچه می کنند بیناست .
40* و اگر روی بگردانند بدانید که خدا سرپرست و یاور شماست ، نیکوسرپرست و نیکو یاوری است.
34. qu'ont-ils donc pour qu'Allah ne les châtie pas, alors qu'ils repoussent (les croyants) de la Mosquée sacrée, quoiqu'ils n'en soient pas les gardiens, car ses gardiens ne sont que les pieux. mais la plupart d'entre eux ne le savent pas.
35. et leur prière, auprès de la maison, n'est que sifflement et battements de mains: ‹Goûtez donc Au châtiment, à cause de votre mécréants!›
36. ceux qui ne croient pas dépensent leurs biens pour éloigner (les gens) du sentier d'Allah. Or, après les avoir dépensés, ils seront pour un sujet de regret. puis ils seront vaincus, et tous ceux qui ne croient pas seront rassemblés vers l'Enfer,
37. afin qu'Allah distingue le mauvais du bon, et qu'il place les mauvais les uns sur les autres, pour en faire un amoncellement qu'il jettera dans l'Enfer. Ceux-là sont les perdants.
38. Dis à ceux qui ne croient pas que, s'ils cessent, on leur pardonnera ce qui s'est passé. et s'ils récidivent, (ils seront châtiés); à l'exemple de (leurs) devanciers.
39. et combattez-les jusqu'à ce qu'il ne subsiste plus d'association, et que la religion soit entièrement à Allah. puis, s'ils cessent (ils seront pardonnés car) Allah observe bien ce qu'ils oeuvrent.
40. et s'ils tournent le dos, sachez alors qu'Allah est votre Maître. quel excellent Maître et quel excellent Protecteur!

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هشتادم
وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٢٦)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٧)
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (٢٨)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٢٩)
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (٣٠)
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلا أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ (٣١)
وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٣٢)
وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (٣٣)
26. call to mind when ye were a small (band), despised through the land, and afraid that men might despoil and kidnap you; but He provided a safe asylum for you, strengthened you with His aid, and gave you good things for sustenance: that ye might be grateful.
27. O ye that believe! betray not the trust of Allah and the Messenger, nor misappropriate knowingly things entrusted to you.
28. and know ye that your possessions and your progeny are but a trial; and that it is Allah with whom lies your highest reward.
29. O ye who believe! if ye fear Allah, He will grant you a Criterion (to judge between right and wrong), remove from you (all) evil (That may afflict) you, and forgive you: for Allah is the Lord of Grace unbounded.
30. remember How the unbelievers plotted against thee, to keep Thee In bonds, or slay thee, or get Thee out (of Thy home). They plot and plan, and Allah too plans; but the best of planners is Allah.
31. when Our Signs are rehearsed to them, They say: "We have heard This (before): if we wished, we could say (words) like these: these are nothing but tales of the ancients."
32. remember How They said: "O Allah if This is indeed the truth from thee, rain down on us a shower of stones form the sky, or send us a grievous penalty."
33. but Allah was not going to send them a penalty whilst Thou wast amongst them; nor was He going to send it whilst They could ask for pardon.
26* و به یاد آرید هنگامی را که در زمین گروهی اندک و ناتوان شمرده شده بودید ، بیم آن داشتید که مردمان – مشرکان مکه و قبیله های عرب – شما را بربایند ، پس شما را جای داد – در مدینه – و به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد تا مگر سپاس دارید .
27* ای کسانی که ایمان آورده اید ، به خدای و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود خیانت مورزید در حالی که میدانید " که خیانت می کنید ."
28* و بدانید که همانا مالها و فرزندانتان آزمونی اند – پس دوستی مال و فرزندان شما را به گناه واندارد – و بدانید که پاداشی بزرگ نزد خداوند است .
29* ای کسانی که ایمان آورده اید ، اگر از خدا پروا داشته باشید برای شما مایه تمیز " میان حق و باطل " قرار می دهد و بدیهایتان را از شما می زداید و شما را می آمرزد ، و خدا ، خداوند فزونی و بخشش بزرگ است .
30* و " یاد کن " آنگاه که کسانی که کافر شدند بداندیشی می کردند- در دارالندوه – که تو را به بند کشند یا بکشند یا بیرون کنند، آنها بداندیشی می کردند و خدا چاره نهان می کرد- مکرشان را بدیشان برمی گرداند – و خدا بهترین چاره کنندگان است .
31* و چون آیات ما برآنها خوانده شود گویند : شنیدیم ، اگر بخواهیم ما هم مانند این –قرآن- را خواهیم گفت ، این نیست مگر افسانه پیشینیان.
32* و " یاد کن " انگاه که گفتند : خدایا ، اگر این – قرآن – راست و درست است از نزد تو ، پس برما سنگهایی از آسمان ببار ، یا ما را عذابی دردناک بیار .
33* و خدا بر آن نیست که آنان را عذاب کند در حالی که تو در میان ایشانی ، و خدا عذاب کننده آنان نیست در حالی که آمرزش می خواهند.
26. et rappelez-vous quand vous étiez Peu nombreux, opprimés sur terre, craignant de vous faire enlever par des gens. il vous donna asile, vous renforça se son secours et vous attribua de bonnes choses afin que vous soyez reconnaissants
27. vous qui croyez! ne trahissez pas Allah et le messager. ne trahissez pas sciemment la confiance qu'on a placée en vous ?
28. et sachez que vos biens et vos enfants ne sont qu'une épreuve et qu'auprès d'Allah il y a une énorme récompense.
29. vous qui croyez! Si vous craignez Allah, il vous accordera la faculté de discerner (entre le bien et le mal), vous effacera vos méfaits et vous pardonnera. et Allah est le Détenteur de l'énorme grâce.
30. (Et rappelle-toi) le moment où les mécréants complotaient contre Toi pour t'emprisonner ou t'assassiner ou Te bannir. ils complotèrent, mais Allah a fait échouer leur complot, et Allah est le meilleur en stratagèmes.
31. et Lorsque nos versets leur sont récités, ils disent: ‹Nous avons écouté, certes! Si nous voulions, nous dirions pareil à cela, ce ne sont que des légendes d'anciens.
32. et quand ils dirent: ‹ Allah, Si cela est la vérité de Ta part, Alors, fais pleuvoir du ciel des
33. Allah n'est point tel qu'il les châtie, alors que Tu es Au milieu d'eux. et Allah n'est point tel qu'il les châtie alors qu'ils demandent pardon.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ صد و هفتاد و نهم
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٧)
ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِينَ (١٨)
إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جَاءَكُمُ الْفَتْحُ وَإِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَإِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَلَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ (١٩)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (٢٠)
وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لا يَسْمَعُونَ (٢١)
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ (٢٢)
وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ (٢٣)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (٢٤)
وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢٥)
17. it is not ye who slew them; it was Allah. when Thou threwest (A handful of dust), it was not Thy act, but Allah.s: In order that He might test the believers by a gracious trial from Himself: for Allah is He who heareth and knoweth (All things).
18. that, and also because Allah is He who makes feeble the plans and stratagem of the Unbelievers.
19. (o Unbelievers!) if ye prayed for victory and Judgment, Now hath the Judgment come to you: if ye desist (from wrong), it will be best for you: if ye return (to the attack), so shall We. not the least good will your forces be to you Even if They were multiplied: for Verily Allah is with those who believe!
20. O ye who believe! obey Allah and His Messenger, and turn not away from Him when ye Hear (him speak).
21. nor be like those who say, "We hear," but listen not:
22. for the worst of beasts In the sight of Allah are the deaf and the dumb,- those who understand not.
23. if Allah had found In them any good. He would indeed have made them listen: (as it is), if He had made them listen, They would but have turned back and declined (Faith).
24. O ye who believe! give your response to Allah and His Messenger, when He calleth you to that which will give you life; and know that Allah cometh In between a man and His heart, and that it is He to whom ye shall (all) be gathered.
25. and fear tumult or oppression, which affecteth not In particular (only) those of you who do wrong: and know that Allah is strict In punishment.
17* پس شما آنها را نکشتید – به نیروی خود – بلکه خدا آنان را کشت – به امدادهای غیبی – و تو " شن و خاک " نیفکندی آنگاه که افکندی بلکه خدا افکند " تا کافران را مرعوب و مغلوب گرداند " و تا مومنان را به آزمونی نیکو از جانب خویش بیازماید – یا نعمتی نیکو که همان پیروزی است به آنان ارزانی دارد - ، که خدا شنوا و داناست .
18* این است شما را " یاری و پیروزی "، و خدا سست کننده نیرنگ کافران است.
19* " ای مشرکان " اگر فتح و پیروزی خواهید ، " علی رغم خواست شما " اینک فتح و پیروزی – که از آن مومنان است – شما را آمد و اگر " از کفر و دشمنی با پیامبر " باز ایستید پس آن شما را بهتر است ، و اگر " به جنگ با مسلمانان " بازگردید ما نیز بازگردیم و هرگز گروه شما هر چند بسیار باشد برایتان سودی نخواهد داشت و خداوند با مومنان است .
20* ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدا و پیامبر او را فرمان برید و از او روی مگردانید در حالی که " فرمان او را " می شنوید .
21* و مانند کسانی مباشید که گفتند شنیدیم و حال آنکه نمی شنیدند.
22* همان بدترین جنبندگان به نزد خداوند، کران و گنگانند – از شنیدن و گفتن حق – که خرد را کار نمی بندند.
23* و اگر خدای در آن خیری می شناخت، شنواشان می ساخت ، و اگر " در حالی که دلهاشان شنوایی ندارد " شنواشان می ساخت هر آینه رویگردان شده برمی گشتند .
24* ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدای و پیامبر را پاسخ دهید هنگامی که شما را به چیز خوانند که زنده تان می سازد – سبب زنده دلی شماست – و بدانید که خدا میان مرد و دل او حائل میشود . و " بدانید که " به سوی او برانگخته و فراهم می شوید .
25* و از فتنه ای بپرهیزید که تنها به کسانی از شما ستم کردند نمی رسد " بلکه همه را فرا خواهد گرفت "، و بدانید که خدا سخت کیفر است.
17. ce n'est pas vous qui les avez tués: mais C'est Allah qui les a tués. et Lorsque Tu lançais (une poignée de terre), ce n'est pas Toi qui lançais: mais C'est Allah qui lançait, et ce pour éprouver les croyants d'une belle épreuve de Sa part! Allah est Audient et Omniscient.
18. Voilà! Allah réduit à rien la ruse des mécréants.
19. Si vous avez imploré l'arbitrage d'Allah vous connaissez maintenant la sentence [d'Allah] et Si vous cessez [la mécréance et l'hostilité contre le Prophète..], C'est mieux pour vous. mais Si vous revenez, nous reviendrons, et votre masse, même nombreuse, ne vous sera d'aucune utilité. car Allah est vraiment avec les croyants.
20. vous qui croyez! obéissez à Allah et à son Messager et ne vous détournez pas de Lui quand vous l'entendez (parler).
21. et ne soyez pas comme ceux qui disent: ‹Nous avons entendu ›, alors qu'ils n'entendent pas.
22. les pires des bêtes auprès d'Allah, sont, [en vérité], les sourds-muets qui ne raisonnent pas.
23. et Si Allah avait reconnu en eux quelque bien, il aurait fait qu'ils entendent. Mais, même s'il les faisait entendre, ils tourneraient [sûrement] le dos en s'éloignant.
24. vous qui croyez! Répondez à Allah et Au Messager Lorsqu'Il vous appelle à ce qui vous donne la (vraie) vie, et sachez qu'Allah s'interpose entre l'homme et son coeur, et que C'est vers Lui que vous serez rassemblés.
25. et craignez une calamité qui n'affligera pas exclusivement les injustes d'entre vous. et sachez qu'Allah est dur en punition.





