تبليغاتX
گلبرگی از باغ زیبای قرآن

گلبرگی از باغ زیبای قرآن

روزی یک صفحه با معنی از کاتالوگ انسان
آيات 88 تا 95 سوره مباركه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ صد و شصت و دوم

 

قَالَ الْمَلأ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ (٨٨)

قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِيهَا إِلا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ (٨٩)

وَقَالَ الْمَلأ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ (٩٠)

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (٩١)

الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ (٩٢)

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ (٩٣)

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ (٩٤)

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ (٩٥)

88. the chiefs of those who were arrogant among his people said: "We shall certainly drive You out, O Shu'aib, and those who have believed with You from Our town, or else You (all) shall return to Our religion." He said: "Even though we hate it!

89. "We should have invented a lie against Allâh if we returned to Your religion, after Allâh has rescued us from it. and it is not for us to return to it unless Allâh, Our Lord, should will. Our Lord comprehends All things In his knowledge. In Allâh (Alone) we put Our trust. Our Lord! judge between us and Our people In truth, for You are the best of those who give judgment."

90. the chiefs of those who disbelieved among his people said (to their people): "If You follow Shu'aib, be sure Then You will be the losers!"

91. so the earthquake seized them and they Lay (dead), prostrate In their homes.

92. those who belied Shu'aib, became as if they had never dwelt there (in their homes). those who belied Shu'aib, they were the losers.

93. Then He (Shu'aib) turned from them and said: "O My people! I have indeed conveyed My Lord's Messages unto You and I have given You good advice. Then How can I sorrow for the disbelieving people's (destruction)."

94. and we sent no Prophet unto any town (and they denied him), but we seized its people with suffering from extreme poverty (or loss In wealth) and loss of health and calamities, so that they might humiliate themselves (and repent to Allâh).

95. Then we changed the evil for the good, until they increased In number and In wealth, and said: "Our fathers were touched with evil (loss of health and calamities) and with good (prosperity, etc.)." so we seized them of a sudden while they were unaware.

 

88* سران مستكبر از قوم شعيب گفتند: اي شعيب! تو و ايمان آورندگان همراه تو را از آبادي خودمان حتما بيرون خواهيم كرد يا آن كه به آيين ما برگرديد. شعيب گفت: آيا اگر چه آيين شما را خوش نداريم و نخواهيم؟

89* شعيب به مخالفان گفت: اگر پس از آن كه خداوند ما را از آيين شما نجات داد، دوباره به آن برگرديم! بي گمان بر خدا دروغ بسته ايم، هرگز ممكن نيست به آيين شما برگرديم مگر آن كه خدا بخواهد كه او پروردگار ماست، خدا هم هرگز چنين نخواهد خواست. پروردگارمان بر هر چيز، احاطه علمي دارد، بر خداوند توكل كرده ايم. پروردگارا ميان ما و قوم ما بحق داوري و راه گشايي كن كه تو بهترين داوران و راه گشاياني.

90* سرشناسان و اشرافي كه از قوم شعيب كفر ورزيدند، گفتند: اگر از شعيب و ارشادهاي او پيروي كنيد، قطعاً شما زيانكار خواهيد بود.

91* پس به كيفر عنادشان زمين لرزه شديدي آنان را فرا گرفت، پس شب را به صبح آوردند، در حالي كه در خانه هاي خود به خاك هلاكت افتاده بودند.

92* كساني كه شعيب را تكذيب كردند، چنان هلاك شدند كه گويا در آن خانه ها مسكني نداشته اند. آنان كه شعيب را تكذيب كردند، همانان زيانكار بودند.

93* پس چون قهر الهي رسيد، شعيب از آنان روي گرداند و گفت: اي قوم من! پيام هاي پروردگارم را به شما رساندم و برايتان خير خواهي كردم، پس چرا و چگونه بر سرنوشت قوم كافر تأسف بخورم؟

94* و ما در هيچ آبادي پيامبري نفرستاديم مگر آن كه مردم آن جا را گرفتار ناراحتي ها و بلاها ساختيم، تا مگر به زاري (توبه) در آيند.

95* سپس به جاي بدي، سختي و رنج، نيكي قرار داديم تا آن كه فزوني يافتند و گفتند: پدران ما را نيز به طور طبيعي، رنج ها و خوشي ها فرا رسيده بود و اين حوادث تلخ و شيرين نشانه قهر يا لطف خدا نيست. پس آنان را ناگهاني با قهر خود گرفتيم، در حالي كه نمي فهميدند.

 

88. les notables de son peuple qui s'enflaient d'orgueil, dirent: ‹Nous t'expulserons certes de Notre cité, ٍ Chuaïb, Toi et ceux qui ont cru avec Toi. ou que vous reveniez à Notre religion.› - il dit: ‹Est-ce même quand cela nous répugne? ›.

89. Certes, nous aurions forgé un mensonge contre Allah Si nous revenions à votre religion après qu'Allah nous en a sauvés. il ne nous appartient pas d'y retourner à moins qu'Allah Notre Seigneur ne le veuille. Notre Seigneur embrasse toute chose de Sa science. C'est en Allah que nous plaçons Notre confiance. Notre Seigneur, tranche par la vérité, entre nous et Notre peuple car Tu es le meilleur des juges.›

90. et les notables de son peuple qui ne croyaient pas, dirent: ‹Si vous suivez Chuaïb, vous serez assurément perdants›.

91. alors le tremblement (de terre) les saisit; et les voilà étendus, gisant dans leurs demeures.

92. ceux qui traitaient Chuaïb de menteur (disparurent) comme s'ils n'y avaient jamais vécu. ceux qui traitaient Chuaïb de menteur furent eux les perdants.

93. il se détourna d'eux et dit: ‹Mon peuple, Je vous ai bien communiqué les messages de Mon Seigneur et donné des conseils. Comment donc m'attristerais-je sur des gens mécréants?›

94. nous n'avons envoyé aucun prophète dans une cité, sans que nous n'ayons pris ses habitants ensuite par l'adversité et la détresse afin qu'ils implorent (le pardon).

95. puis nous avons changé leur mauvaise condition en y substituant le bien, Au point qu'ayant grandi en nombre et en richesse, ils dirent: ‹La détresse et l'aisance ont touché nos ancêtres aussi.› Eh bien, nous les avons saisis soudain, sans qu'ils s'en rendent compte.

 

 التماس دعا

   

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت6:4| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
مفاهيم جزء هشتم

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
 

به نام خداوند آمرزنده و مهربان

 

خلاصه داستانهای جزء هشتم

داستان سرپیچی آدم و حوا

آدم و حوا در بدو خلقت در بهشت نبودند; سپس به سوى بهشت راهنمايى شدند.

نـخـستين تكليف و امر و نهى پروردگار به اين صورت , صادرشد: ((شما از هر نـقـطـه اى و از هـر درخـتى از درختان بهشت كه مى خواهيد تناول كنيد, اما به اين درخت معين نـزديـك نشويد كه از ستمگران خواهيد بود)) سـپس شيطان كه بر اثر سجده نكردن رانده درگاه خدا شده بود وتصميم قاطع داشت تا آنـجـا كه مى تواند از آدم و فرزندانش انتقام بگيرد; ((به وسوسه كردن آنان مشغول شد, تا لباسهاى اطـاعـت و بـنـدگـى خـدا را از تـن آنان بيرون كند, وعورت آنها را كه پنهان بود آشكار سازد)) ، لذا نخست به آدم و همسرش گفت : ((خداوند شما را از اين جهت نهى نكرده جز اين كه اگر از آن بـخـوريـد يـا فرشته خواهيد شد و يا عمر جاويدان پيدا مى كنيد)) ، آدم با شنيدن اين سخن در فكر فرو رفت , اما شيطان سوگندهاى شديدى براى آنها ياد كرد, كه من خيرخواه شما هستم !

آدم سرانجام تسليم فريب شيطان شد, و به اين ترتيب ((شيطان )) آنها را با فريب (از مقامشان ) فرود آورد)) ((همين كه آدم و همسرش از آن درخت ممنوع چشيدند, بلافاصله لباسهايشان از تنشان فروريخت اندامشان (عورتشان ) آشكار گشت))

قرآن سپس مى گويد: هنگامى كه آدم و حوا چنين ديدند ((بلافاصله از برگهاى درختان بهشتى بـراى پـوشـيدن اندام خود, استفاده كردند)) ((و در اين موقع از طرف خداوند ندا رسيد كه مگر من شما را از آن درخت نهى نكردم , مگر به شما نگفتم كه شـيـطـان دشمن آشكار و سرسخت شماست )) چرا فرمان مرا به دست فراموشى سپرديد و در اين گـرداب سـقـوط كرديد؟))

سـرانـجـام آدم و حوا بـه فكر جبران گذشته افتادند و نخستين گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خويشتن , در پـيـشـگـاه خدا قرار دادند و ((گفتند: پروردگارا ! ما برخويشتن ستم كرديم )) ((و اگـر مـا را نـيامرزى و رحمت خود را شامل حال ما نكنى , از زيانكاران خواهيم بود))

سرگذشت عبرت انگيز قوم ثمود!.

در این جزء  بـه قـيـام ((صـالح )) پيامبر بزرگ خدا در ميان قوم ((ثمود)) كه در يك منطقه كـوهـستانى ميان حجاز و شام زندگى مى كردند اشاره شده , نخست مى گويد:((ما به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم ))

پـيـامبر آنان صالح به آنها ((گفت : اى قوم من ! خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودى جز او نداريد))

سپس اضافه نمود: من بدون دليل چيزى نمى گويم , ((بينه و دليل روشن ازطرف پروردگارتان بـراى شـمـا آمده است و اين همان شترى است كه خداوند براى شما معجزه قرار داده است))

سپس به آنها مى گويد: ((او را به حال خود واگذاريد و بگذاريد در زمين خدابه چرا بپردازد, و به او آزار مـرسـانـيـد كـه عذاب دردناكى شما را فرا خواهد گرفت ))

در اين آيه مى گويد: ((به خاطر داشته باشيد كه خداوند شما راجانشينان در روى زمين بعد از قـوم عـاد قـرار داد, و در آن مستقر ساخت ))

سـپس روى بعضى از نعمتها و امكانات خداداد قوم ثمود تكيه كرده ,مى گويد: شما در سرزمينى زنـدگى داريد كه هم دشتهاى مسطح با خاكهاى مساعد وآماده كه ((در دشتهايش قصرها براى خود بنا مى كنيد و در كوهها براى خود خانه هامى تراشيد)) و در پـايـان آيه مى گويد: ((اين همه نعمتهاى فراوان خدا را يادآور شويد و درزمين فساد نكنيد و كفران نعمت ننماييد))

قرآن مى گويد: ((اين جمعيت اشرافى و متكبر از قوم صالح به افرادى از مستضعفان كه ايمان آورده بودند گفتند: آيا به راسـتى شما مى دانيد كه صالح از طرف خداوندبراى راهنمايى ما فرستاده شده است ))

ولى به زودى با پاسخ قاطع آنان كه حكايت از تصميم و اراده قوى مى كردروبرو شدند و اين پاسخ را از آنـان شـنـيـدند كه ((گفتند: ما نه تنها مى دانيم صالح فرستاده خداست بلكه ) ما به آنچه او ماموريت دارد, و دعوت به سوى آن مى كند,ايمان آورده ايم ))

 ((ايـن مـغروران متكبر (دست از كار خود برنداشته و مجددا براى تضعيف روحيه جمعيت مـؤمنان) گفتند: ما به آنچه شما ايمان آورده ايد كافريم ))

هنگامى كه ثروتمندان متكبر و خودخواه از ايجاد تزلزل درپايه هاى ايمان توده هاى مردم با ايـمان مايوس شدند, و از سوى ديگر مى ديدند باوجود ((ناقه )) كه معجزه صالح محسوب مى شد, سـمپاشيهاى آنها به جايى نمى رسد,تصميم به نابود كردن ناقه گرفتند, و قبل از هر چيز ((آن را پى كردند و كشتند و ازفرمان خدا سر برتافتند))

و بـه ايـن نيز قناعت نكردند بلكه به سراغ صالح آمدند و صريحا به او ((گفتند:اى صالح ! اگر تو فرستاده خدا هستى هر چه زودتر عذاب الهى را به سراغ مابفرست ))

ايـن سـخـن در حـقيقت برپا ساختن يك نوع جنگ اعصاب در مقابل صالح وبراى تضعيف روحيه ((صالح )) و مؤمنان بود.

سرانجام مجازات الهى كه طبق قانون انتخاب اصلح و از ميان بردن مـوجـودات فاسد و مفسد صورت مى گيرد, به سراغ آنها آمد و ((آن چنان زمين لرزه اى قصرها و خـانه هاى مستحكمشان را تكان دادو فرو ريخت (و زندگى پرزرق و برق آنها را درهم كوبيد) كه صبحگاهان تنها جسم بى جان آنها در خانه هايشان باقى مانده بود))

سرنوشت دردناك قوم لوط:.

قـرآن , صـحنه عبرت انگيز ديگرى از سرگذشت پيامبران را بازگو مى كند وهدف آيات پيشين را تعقيب و تكميل مى نمايد, و آن سرگذشت پيامبر بزرگ خدا((لوط)) و قوم اوست .

به خاطر بياوريد لوط پيامبر را هنگامى كه به قوم خودگفت : ((شما از روى شهوت به سراغ مردان مى رويد, و از زنان صرف نظر مى كنيد)) و بـه عـنـوان تـاكيد مى گويد: ((بلكه شماجمعيت اسراف كاريد)) يعنى از حدود الهى قدم بيرون گذارده و در سنگلاخ انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شده ايد.

از آنها هيچ گونه جوابى در برابر دعوت اين پيامبر خيرخواه و دلسوز ومصلح نداشتند جز اين كه با خشم و عـصبانيت گفتند: لوط و پيروان او را از شهرخود بيرون كنيد (گناهشان چيست ؟ گناهشان ايـن اسـت) كه مردمى پا كند و گناه نمى كنند)) ! و نه تنها با ما هم صدا نمى شوند, بلكه مزاحم ما نيز هستند !

لذا در اين آيه خداوند مى فرمايد: ((چون كار به اينجا رسيد ما لوط و پيروان واقعى و خاندانش را كه پاكدامن بودند, نجات بخشيديم جز همسرش كه او را درميان قوم تبهكار رها ساختيم )) زيرا او هم از نظر عقيده و آيين و مذهب با آنان هماهنگ بود (فانجيناه واهله الا امراته كانت من الغابرين ).

مى گويد: ((ما بارانى بر آنها فرستاديم )) اما چه بارانى ؟!بارانى از سنگ كه آنها را در هم مى كوبيد و نابود مى كرد (وامطرنا عليهم مطرا). ((اكنون تماشا كن ببين سرانجام كار مجرمان به كجا كشيد)) (فانظر كيف كان عاقبة المجرمين).

                           التماس دعا

خلاصه مطالب اجتماعی جزء هشتم

بخشى از حيوانات حرام!.

خداوند بـراى روشـن ساختن محرمات الهى از بدعتهايى كه مشركان در آيين حق گذاشته بودند, بـه پـيامبر(ص ) دستورمى دهد كه : ((صريحا به آنها بگو: در آنچه بر من وحى شده هيچ غذاى حـرامى رابراى هيچ كس (اعم از زن و مرد, كوچك و بزرگ ) نمى يابم )) مگر چند چيز:

 ((نخست اين كه مردار باشد)). ((يا خونى كه از بدن حيوان بيرون مى ريزد)). نه خونهايى كه پس از بريدن رگهاى حيوان و خارج شدن مقدار زيادى ازخون در لابلاى رگهاى مويين در وسط گوشتها باقى مى ماند ((يا گوشت خوك  زيرا ((همه اينها رجس و پـلـيدى است)) و مايه تنفر طبع سالم آدمى و منبع انواع آلودگيها و سرچشمه زيانهاى مختلف.

سـپـس بـه نوع چهارم اشاره كرده مى گويد: ((يا حيواناتى كه هنگام ذبح نام غيرخدا بر آنها برده شده است )) كه از نظر اخلاقى و معنوى نشانه بيگانگى از خدا و دورى از مكتب توحيد است . بـنـابـراين , شرايط ذبح اسلامى , بر دوگونه است , بعضى مانند بريدن رگهاى چهارگانه و بيرون ريـخـتن خون حيوان , جنبه بهداشتى دارد, و بعضى مانند رو به قبله بودن و گفتن ((بسم اللّه )) و ذبح به وسيله مسلمان , جنبه معنوى .

فرمانهاى دهگانه !.

اشاره به اصول مـحـرمـات در اسلام شده و گناهان كبيره رديف اول را ضمن بيان كوتاه و پرمغز و جالبى در ده قسمت بيان شده, نخست مى گويد: ((به آنها بگو: بياييد تا آنچه را خدا بر شما تحريم كرده است بخوانم و بر شمرم )):

1ـ ((اين كه هيچ چيز را شريك و همتاى خدا قرار ندهيد)).

2ـ ((نسبت به پدر و مادر نيكى كنيد)).

3ـ ((فـرزنـدان خـود را بـه خاطر تنگدستى و فقر نكشيد)) ((زيرا روزى شما و آنها همه به دست ماست و ما همه را روزى مى دهيم )).

4ـ ((به اعمال زشت و قبيح نزديك نشويد, خواه آشكار باشد, خواه پنهان.يعنى , نه تنها انجام ندهيد, بلكه به آن نزديك هم نشويد.

5ـ ((دسـت به خون بى گناهان نيالاييد و نفوسى را كه خداوند محترم شمرده وريختن خون آنها مجاز نيست به قتل نرسانيد مگر اين كه طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد))

6- ((هيچ گاه جز به قصد اصلاح نزديك مال يتيمان نشويد,تا هنگامى كه به حد بلوغ برسند)).

7ـ ((كم فروشى نكنيد و حق پيمانه و وزن را با عدالت ادا كنيد)).

8ـ ((هرگاه به هنگام داورى يا شهادت و يا در مورد ديگر سخنى مى گوييدعدالت را رعايت كنيد و از مـسير حق منحرف نشويد, هر چند در موردخويشاوندان شما باشد و داورى و شهادت به حق به زيان آنها تمام گردد)).

9ـ ((به عهد الهى وفا كنيد و آن را نشكنيد)).

10- ((ايـن راه مستقيم من , راه توحيد, راه حق و عدالت , راه پاكى و تقواست , از آن پـيـروى كـنيد و هرگز در راههاى انحرافى و پراكنده گام ننهيد كه شما را از راه خدا منحرف و پـراكـنـده مـى كـند و تخم نفاق و اختلاف را در ميان شمامى پاشد)).

اهميت نيكى به پدر و مادر!.

ذكر نيكى به پدر و مادر, بلافاصله بعد از مبارزه با شرك , و قبل از دستورهاى مهمى همانند تحريم قتل نفس , و اجراى اصول عدالت , دليل بر اهميت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است . اين موضوع وقتى روشنتر مى شود كه توجه كنيم به جاى ((تحريم آزار پدر ومادر)) , موضوع احسان و نيكى كردن ,ذكر شده است , يعنى نه تنها ايجاد نـاراحـتـى بـراى آنها حرام است بلكه علاوه بر آن ,احسان و نيكى در مورد آنان نيز لازم و ضرورى است . و جـالـبتر اين كه كلمه ((احسان )) را به وسيله ((بـ)) متعدى ساخته و فرموده است ((وبالوالدين احـسـانـا)) بـنابراين , آيه تاكيد مى كند كه موضوع نيكى به پدر و مادر رابايد آنقدر اهميت داد كه شخصا و بدون واسطه به آن اقدام نمود.

قتل فرزندان به خاطر گرسنگى !.

عربهاى دوران جاهلى نه تنها دختران خويش رابه خاطر تعصبهاى غلط, زنده به گور مى كردند, بلكه پسران را كه سرمايه بزرگى درجامعه آن روز محسوب مى شد, نيز از ترس فقر و تنگدستى به قتل مى رسانيدند. بـا نـهـايـت تـاسف اين عمل جاهلى در عصر و زمان ما در شكل ديگرى تكرارمى شود و به عنوان كـمـبـود احـتمالى مواد غذايى روى زمين , كودكان بى گناه در عالم جنين , از طريق ((كورتاژ)) به قتل مى رسند. گـرچه امروز براى سقط جنين دلايل بى اساس ديگرى نيز ذكر مى كنند, ولى مساله فقر و كمبود موادغذايى يكى از دلايل عمده آن است . اينها و مسائل ديگرى شبيه به آن , نشان مى دهد كه عصر جاهليت در زمان مابه شكل ديگرى تكرار مـى شـود و ((جـاهليت قرن بيستم )) حتى در جهاتى وحشتناكترو گسترده تر از جاهليت قبل از اسلام است .

بازپرسى عمومى !.

مى فرمايد: ((از تمام كسانى كه پيامبران به سوى آنها فرستاده شدند, بطور قطع در روز قيامت سؤال مى كنيم )). نـه تـنـها از آنها سؤال مى كنيم ((از پيامبرانشان نيز مى پرسيم )) كه رسالت خويش را چگونه انجام دادند. بنابراين , هم رهبران مسؤولند و هم پيروان , هم پيشوايان و هم تابعان , منتهاچگونگى مسؤوليتهاى اين دو گروه متفاوت است .

وسوسه هاى شيطانى در لباسهاى دلپذير!.

ايـن جا فصل ديگرى از سرگذشت آدم را بيان شده, نخست خداوند به آدم و همسرش دسـتـور مـى دهـد كه : ((و اى آدم ! تو و همسرت (حوا) در بهشت سكونت اختيار كنيد)). از ايـن جـمله چنين استفاده مى شود كه آدم و حوا در بدو خلقت در بهشت نبودند; سپس به سوى بهشت راهنمايى شدند.

در ايـن هـنـگـام , نـخـستين تكليف و امر و نهى پروردگار به اين صورت , صادرشد: ((شما از هر نـقـطـه اى و از هـر درخـتى از درختان بهشت كه مى خواهيد تناول كنيد, اما به اين درخت معين نـزديـك نشويد كه از ستمگران خواهيد بود. سـپس شيطان كه بر اثر سجده نكردن رانده درگاه خدا شده بود وتصميم قاطع داشت تا آنـجـا كه مى تواند از آدم و فرزندانش انتقام بگيرد; ((به وسوسه كردن آنان مشغول شد, تا لباسهاى اطـاعـت و بـنـدگـى خـدا را از تـن آنان بيرون كند, وعورت آنها را كه پنهان بود آشكار سازد)) و براى رسيدن به اين هدف , از عشق و علاقه ذاتى انسان به تكامل و ترقى و((زندگى جاويدان )), استفاده كرد.

اخطار به همه فرزندان آدم !.

اين جا بـه همان مساله لباس و پوشانيدن بدن كه در سرگذشت آدم نقش مهمى داشت اشاره شده, مى فرمايد: ((اى فرزندان آدم ! ما لباسى بر شما فروفرستاديم , كه (اندام شما را مى پوشاند و) زشتيهاى بدنتان را پنهان مى سازد)) ولـى فـايده اين لباس كه براى شما فرستاده ايم , تنها پوشانيدن تن و مستورساختن زشتيها نيست بـلـكـه ((مـايه زينت شماست )) لباس تجمل و زينت كه اندام شما را زيباتر از آنچه هست نشان مى دهد.

لباس در گذشته و حال!.

تـا آنـجـا كه تاريخ نشان مى دهد هميشه انسان لباس مى پوشيده است , ولى وسايل توليد لباس در عصر ما به قدرى متنوع شده و توسعه يافته است كه با گذشته اصلا قابل مقايسه نيست و متاسفانه , جنبه هاى فرعى و حتى نامطلوب و زننده لباس چنان گسترش يافته كه فلسفه اصلى لباس را دارد تحت الشعاع خود قرار مى دهد.

لـبـاس عـامـلى شده براى انواع تجمل پرستيها, توسعه فساد, تحريك شهوات ,خودنمايى و تكبر و اسـراف و تـبـذيـر و امـثـال آن , حـتى گاه لباسهايى در ميان جمعى ازمردم بخصوص ((جوانان غربزده )) ديده مى شود كه جنبه جنون آميز آن بر جنبه عقلانيش برترى دارد و به همه چيز شباهت دارد جز به لباس . مساله مدپرستى در لباس نه تنها ثروتهاى زيادى را به كام خود فرو مى كشد,بلكه قسمت مهمى از وقتها و نيروهاى انسانى را نيز بر باد مى دهد.

در ايـن جا خـداوند به همه افراد بشر و فرزندان آدم , هشدار مى دهدكه مراقب فريبكارى شيطان باشند زيرا شيطان سابقه دشمنى خود را با پدر و مادرآنها نشان داده و همانطور كه لباس بـهـشتى را بر اثر وسوسه ها از اندام آنان بيرون كرد.

دستور ديگرى به همه فرزندان آدم !.

بـار ديـگر خداوند فرزندان آدم را مخاطب ساخته , مى گويد: ((اى فرزندان آدم ! اگر رسولانى از خـودتـان (از طـرف مـن ) بـه سوى شما آمدند كه آيات مرا به شماعرضه مى دارند (از آنها پيروى كـنـيـد) زيرا آنها كه پرهيزكارى پيشه كنند و در اصلاح خويشتن و ديگران بكوشند نه وحشتى از مـجازات الهى خواهند داشت و نه اندوه وغمى ))

محرمات الهى !.

بارها ديده ايم كه قرآن مجيد هرگاه سخن از امر مباح يا لازمى به ميان مى آورد, بلافاصله از نقطه مقابل آن يعنى زشتيها و محرمات سخن مى گويد, تا هردو بحث , يكديگر را تكميل كنند, در اينجا نـيـز سخن از محرمات به ميان آورده و بطور عموم و سپس بطور خصوص انگشت روى چند نقطه مهم مى گذارد:

در آغاز از تحريم فواحش سخن مى گويد, مى فرمايد: اى پيامبر ! ((بگو:پروردگار من تنها اعمال زشـت و قبيح را حرام كرده است , اعم از اين كه آشكار باشديا پنهان )).

سپس موضوع را تعميم داده , مى گويد: ((و (همچنين ) گناه و ستم به ناحق را.

بار ديگر انگشت روى چند قسمت از بزرگترين گناهان گذاشته , مى گويد: ((وهرگونه ستم و تجاوز به ناحق به حقوق ديگران )).

سـپـس اشاره به مساله شرك كرده , مى گويد: و نيز پروردگار من , حرام كرده ((اين كه چيزى را كـه خـداونـد دلـيـلى براى آن نازل نكرده , شريك او قرار دهيد)).

آخرين چيزى را كه به عنوان محرمات روى آن تكيه مى كند, نسبت دادن چيزى به خدا بدون علم و آگـاهـى اسـت , مـى فرمايد: ((و اين كه به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى دانيد)).

هر جمعيتى سرانجامى دارد!.

مى گويد: ((براى هر امتى زمان و مدت معينى وجود دارد)) ((وبـه هـنـگـامـى كـه ايـن اجل فرا رسد, نه لحظه اى تاخير خواهند كرد و نه لحظه اى بر آن پيشى مى گيرند)). يـعـنـى , مـلـتـهـاى جـهان همانند افراد, داراى مرگ و حياتند, ملتهايى از صفحه زمين برچيده مى شوند, و به جاى آنها ملتهاى ديگرى قرار مى گيرند, قانون مرگ وحيات مخصوص افراد انسان نـيست , بلكه اقوام و جمعيتها و جامعه ها را نيز در برمى گيرد; با اين تفاوت كه مرگ ملتها غالبا بر اثر انحراف از مسير حق و عدالت وروى آوردن به ظلم و ستم و غرق شدن در درياى شهوات و فرو رفتن در امواج تجمل پرستى و تن پرورى مى باشد. هـنـگامى كه ملتهاى جهان در چنين مسيرهايى گام بگذارند, و از قوانين مسلم آفرينش منحرف گـردنـد, سـرمـايـه هاى هستى خود را يكى پس از ديگرى از دست خواهند داد و سرانجام سقوط مى كنند.

آرامش كامل و سعادت جاويدان !.

در اينجا آينده روشن افراد باايمان را چنين شرح مى دهد: ((كسانى كه ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند, اهل بـهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. ولـى در مـيان اين جمله يك جمله معترضه كه اشاره به پاسخ بسيارى ازسؤالات است بيان كرده , مى گويد: ((ما هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمى كنيم )). اشـاره بـه ايـن كـه كسى تصور نكند كه قرار گرفتن در صف افراد با ايمان و انجام عمل صالح در دسترس همه كس نيست , زيرا تكاليف پروردگار به اندازه قدرت افراد است .

اعراف گذرگاه مهمى به سوى بهشت !.

درباره ((اعراف )) كه منطقه اى است حد فاصل ميان بهشت و دوزخ , با ويژگيهايى كه دارد سخن گفته شده. نـخـسـت بـه حـجابى كه در ميان بهشتيان و دوزخيان كشيده شده است اشاره كرده , مى گويد: ((ميان اين دو گروه حجابى قرار دارد)). حجاب مزبور همان ((اعراف )) است كه مكان مرتفعى است در مـيـان ايـن دو گـروه , كـه مـانـع از مشاهده يكديگر مى شود, البته كسانى كه بر اعراف يعنى قسمتهاى بالاى اين مانع مرتفع قرار دارند, هر دو گروه رامى توانند ببينند.

نعمتهاى بهشتى بر دوزخيان حرام است !.

پـس از آن كـه بـهـشتيان و دوزخيان هركدام در محل مناسب خود مستقر شدندگفتگوهايى در ميان آنها رد و بدل مى شود كه نتيجه آن مجازات و كيفرى است روحانى و معنوى براى دوزخيان , نخست مى فرمايد: ((دوزخيان , بهشتيان را صدامى زنند كه (محبت كنيد) و مقدارى آب يا از آنچه خدا به شما روزى داده , به ماببخشيد)) تا عطش سوزان خود را تسكين دهيم و از آلام خود). ولى بلافاصله بهشتيان دست رد بر سينه آنها زده , و ((مى گويند: خداوند اينهارا بر كافران تحريم كرده است )) :

1ـ جمله  (از آنچه خدا به شما روزى داده ) كه تعبيرى است سربسته و توام با يك نوع ابهام نشان مى دهد كه حتى دوزخيان نمى توانند از ماهيت و انواع نعمتهاى بهشتى آگاه شوند .

2ـ جمله (خداوند آنها را بر كافران حرام كرده ) اشاره به اين است كـه بـهـشـتيان مضايقه اى از بخشيدن اين نعمتها ندارند زيرا نه چيزى از آنها كم مى شود و نه در درون سـيـنـه , كـيـنه اى نسبت به كسى دارند, ولى وضع دوزخيان آنچنان است كه نمى توانند از نـعـمـتـهاى بهشتى بهره گيرند, اين تحريم در حقيقت يك نوع ((تحريم تكوينى )) است , همانند محروميت بسيارى ازبيماران از غذاهاى لذيذ و رنگارنگ .

در اين جا سبب محروميت آنها را تشريح مى كند و با ذكر صفات دوزخيان روشن مى سازد كـه اين سرنوشت شوم را خودشان براى خويشتن فراهم ساخته اند نخست مى گويد: ((آنها كسانى هستند كه دين و مذهب خود را به سرگرمى و بازى گرفتند)) ((و زندگى دنيا آنها را فريب داد و مغرور ساخت )).

شرايط اجابت دعا!.

در اين جا اشاره به پنج قسمت از شرايط قبولى دعا شده است : نخست اين كه از روى تضرع و در پنهانى باشد, ديگر اين كه از حد اعتدال تجاوز نكند, سوم اين كه با توليد فساد و تبهكارى همراه نگردد, چهارم اين كه توام با بيم و اميد متوازن باشد, پنجم اين كه با نيكوكارى توام گردد.

 

 

 

 

اللهم عجل لوليك الفرج اللهم عجل لوليك الفرج
صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت6:5| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 82 تا 87 سوره مباركه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ صد و شصت و يكم

 

وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ (٨٢)

فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ (٨٣)

وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ (٨٤)

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلا تُفْسِدُوا فِي الأرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٨٥)

وَلا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلا فَكَثَّرَكُمْ وَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (٨٦)

وَإِنْ كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ (٨٧)

82. and the answer of his people was Only that they said: "Drive them out of Your town, These are indeed men who want to be pure (from sins)!"

83. Then we saved Him and his family, except his wife; she was of those who remained behind (in the torment).

84. and we rained down on them a rain (of stones). Then see what was the end of the Mujrimûn (criminals, polytheists, sinners, etc.).

85. and to (the people of) Madyan (Midian), (We sent) their brother Shu'aib. He said: "O My people! Worship Allâh! You have no other Ilâh (God) but Him. [Lâ ilâha ill-Allâh (none has the Right to be worshipped but Allâh)]." Verily, a clear proof (sign) from Your Lord has come unto you; so give full measure and full weight and wrong not men In their things, and do not mischief on the earth after it has been set In order, that will be better for you, if You are believers.

86. "And sit not on Every road, threatening, and hindering from the Path of Allâh those who believe In Him. and seeking to make it crooked. and Remember when You were but few, and He multiplied you. and see what was the end of the Mufsidûn (mischief-makers, corrupts, liars).

87. "And if there is a party of You who believes In that with which I have been sent and a party who do not believe, so be patient until Allâh judges between us, and He is the best of judges."

 

82* و جواب قوم لوط، جز اين نبود كه گفتند: آنان را از آبادي خودتان بيرون كنيد، زيرا آنان مردمي هستند كه از اين كار شما پاكي و تنزه مي جويند.

83* پس ما لوط و خانواده او را به جز همسرش، نجات بخشيديم، اما همسرش از باقي ماندگان (در خاكستر) عذاب بود.

84* و ما باراني از عذاب بر سر آنان بارانديم. پس بنگر كه سرانجام گنهكاران چگونه بود.

85* و به سوي مردم دين، برادرشان شعيب را فرستاديم، گفت: اي قوم من! تنها خدا را بپرستيد، براي شما جز او خدايي نيست. همانا از طرف پروردگارتان معجزه و دليل روشني براي شما آمده است. پس پيمانه و ترازو را در داد و ستدها، تمام ادا كنيد و اشياء مردم را كم نگذاريد و در زمين، پس از اصلاح آن فساد نكنيد. اين رهنمودها برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد.

86* و بر سر هر راه منشينيد تا مؤمنان را تهديد كنيد و آنان را از راه خدا باز داريد و راه خدا را با القاي شبهه ها كج نجوئيد و ياد كنيد زماني را كه اندك بوديد، پس خداوند شما را بسيار گرداند و بنگريد كه عاقبت مفسدان چگونه بود!

87* و اگر گروهي از شما به آنچه براي آن فرستاده شده ايم، ايمان آورده و گروهي ايمان نياورده اند، پس (عجله نكنيد كه لطف و قهر خدا چه شد) صبر كنيد تا خداوند ميان ما داروي كند و او بهترين داوران است.

 

82. et pour toute réponse, son peuple ne fit que dire: ‹Expulsez- les de votre cité. ce sont des gens qui veulent se garder purs› !

83. Or, nous l'avons sauvé, Lui et Sa famille, sauf Sa femme qui fut Parmi les exterminés.

84. et nous avons fait pleuvoir sur eux une pluie Regarde donc ce que fut la fin des criminels!

85. et aux Madyan, leur frère Chuaïb: ‹Mon peuple, dit-il, Adorez Allah. pour vous, pas d'autre divinité que Lui. une preuve vous est venue de votre Seigneur. donnez donc la pleine mesure et le poids et ne donnez pas aux gens moins que ce qui leur est dû. et ne commettez pas de la corruption sur la terre après Sa réforme. ce sera mieux pour vous Si vous êtes croyants.

86. et ne vous placez pas sur Tout chemin, menaçant, empêchant du sentier d'Allah celui qui croit en Lui et cherchant à rendre ce sentier tortueux. rappelez-vous quand vous étiez Peu nombreux et qu'il vous a multipliés en grand nombre. et regardez ce qui est advenu aux fauteurs de désordre.

87. Si une partie d'entre vous a cru Au message avec lequel J'ai été envoyé, et qu'une partie n'a pas cru, patientez donc jusqu'à ce qu'Allah juge Parmi nous car il est le meilleur des juges.›

 

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت6:10| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیات 74 تا 81 سوره مبارکه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

 

گلبرگ صد و شصتم

وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِي الأرْضِ مُفْسِدِينَ (٧٤)

قَالَ الْمَلأ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ (٧٥)

قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ (٧٦)

فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ (٧٧)

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (٧٨)

فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ (٧٩)

وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ (٨٠)

إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ (٨١)

74. "And remember How He made you inheritors after the 'Ad people and gave you habitations In the land: ye build for yourselves palaces and castles In (open) plains, and care out homes In the mountains; so bring to remembrance the benefits (ye have received) from Allah, and refrain from evil and mischief on the earth."

75. the leaders of the arrogant party among His people said to those who were reckoned powerless - those among them who believed: "know ye indeed that Salih is an apostle from His Lord?" They said: "We do indeed believe In the Revelation which hath been sent through Him."

76. the arrogant party said: "For Our part, we reject what ye believe in."

77. then They ham-strung the she-camel, and insolently defied the order of their Lord, saying: "O Salih! bring about Thy threats, if Thou art an apostle (of Allah.!"

78. so the earthquake took them unawares, and They Lay prostrate In their homes In the morning!

79. so Salih left them, saying: "O My people! I did indeed convey to you the Message for which I was sent by My Lord: I gave you good counsel, but ye love not good counsellors!"

80. we also (sent) Lut: He said to His people: "Do ye Commit lewdness such As no people In creation (ever) committed before you?

81. "For ye practise your lusts on men In preference to women : ye are indeed a people transgressing beyond bounds."

 

74* و یاد کنید آنگاه که شما را پس از " قوم " عاد جانشین " آنها کرد و شما را در این سرزمین جای داد که از جاهای نرم و هموار آن کوشکها می سازید و کوهها را برای ساختن خانه ها می تراشید ، پس نعمتهای خدا را به یاد آرید و در زمین به تباهکاری مپویید.

75* مهتران قوم او که گردنکشی می کردند به ناتوان شمرده گان ، به همانا که ایمان آورده بودند ، گفتند :آیا شما می دانید که صالح فرستاده ای است از سوی پرودگار خویش ؟ گفتند : ما بدانچه او بدان فرستاده شده ایمان داریم.

76* آنان که گردنکشی کردند گفتند : ما بدانچه شما بدان ایمان آورده اید کافریم.

77* پس ماده شتر را پی کردند کشتند و از فرمان پروردگارشان سر برتافتند و گفتند : ای صالح ، اگر از فرستادگانی آنچه ما را وعده می دهی بیار .

78* پس زمین لرزه در اثر صاعقه آسمانی آنان را بگرفت تا در خانه های خویش به رو در افتادند " و مردند "

79* پس " صالح " از آنان روی گردانید و گفت : ای قوم من ، هر آینه پیام پروردگارم را به شما رساندم و برای شما نیکخواهی کردم ولیکن شما نیکخواهان را دوست ندارید .

80* و لوط را " یاد کن " آنگاه که به قوم خود گفت : آیا کار زشت و پلید می کنید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما نکرده است ؟!

81* هر آینه شما از روی شهوت به جای زنان به مردان در می آیید ، بلکه شما گروهی تبهکار و از حد گذرنده اید.

74. et rappelez-vous quand il vous fit succéder aux Aad et vous installa sur la terre. vous avez édifié des palais dans ses plaines, et taillé en maisons les montagnes. rappelez-vous donc les bienfaits d'Allah et ne répandez pas la corruption sur la terre ‹Comme des fauteurs de trouble›.

75. les notables de son peuple qui s'enflaient d'orgueil dirent aux opprimés, à ceux d'entre eux qui avaient la foi: ‹Savez-vous Si Salih est envoyé de la part de son Seigneur? " ils dirent: ‹Oui, nous sommes croyants à son message›.

76. ceux qui s'enflaient d'orgueil dirent: ‹Nous, nous ne croyons certainement pas en ce que vous avez cru›.

77. ils tuèrent la chamelle, désobéirent Au commandement de leur Seigneur et dirent: ‹ Salih, fais nous venir ce dont Tu nous menaces, Si Tu es du nombre des Envoyés›.

78. le cataclysme les saisit; et les voilà étendus gisant dans leurs demeures.

79. alors il se détourna d'eux et dit: ‹ Mon peuple, Je vous avais communiqué le message de Mon Seigneur et vous avais conseillé sincèrement. mais vous n'aimez pas les conseillers sincères!›

80. et Lot, quand il dit à son peuple: ‹Vous livrez vous à cette turpitude que nul, Parmi les mondes, n'a commise avant vous?

81. Certes, vous assouvissez vos désirs charnels avec les hommes Au lieu des femmes! vous êtes bien un peuple outrancier.›

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت6:6| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیات 68 تا 73 سوره مبارکه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ صد و پنجاه و نهم

 

أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ (٦٨)

أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٦٩)

قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (٧٠)

قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ (٧١)

فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُوا مُؤْمِنِينَ (٧٢)

وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٣)

68. "I but fulfil towards you the duties of My Lord's mission: I am to you a sincere and trustworthy adviser.

69. "Do ye wonder that there hath come to you a Message from your Lord through a man of your own people, to warn you? call In remembrance that He made you inheritors after the people of Noah, and gave you a stature tall among the nations. call In remembrance the benefits (ye have received) from Allah. that so ye may prosper."

70. They said: "Comest Thou to us, that we may worship Allah alone, and give up the cult of Our fathers? bring us what Thou threatenest us with, if so be that Thou tellest the truth!"

71. He said: "Punishment and wrath have already come upon you from your Lord: dispute ye with me over names which ye have devised - ye and your fathers,- without authority from Allah. then wait: I am amongst you, also waiting."

72. we saved Him and those who adhered to Him. by Our Mercy, and we cut off the roots of those who rejected Our Signs and did not believe.

73. to the Thamud people (We sent) Salih, one of their own brethren: He said: "O My people! worship Allah. ye have no other god but Him. Now hath come unto you a Clear (sign) from your Lord! This she-camel of Allah is a Sign unto you: so leave Her to graze In Allah.s earth, and let Her come to no harm, or ye shall be seized with a grievous punishment.

 

68* پیامهای پروردگارم را به شما می رسانم و شما را نیکخواهی امینم.

69* آیا شگفتی نمودید از اینکه شما را از پروردگارتان بر " زبان " مردی از شما یاد آوری و پندی آمده است تا شما را بیم دهد ؟ و به یاد آرید آنگاه که پس از قوم نوح شما را جانشین " آنها " کرد و شما را در آفرینش " تن ، نیرومندی " افزود ، پس نعمتهای خدا را یاد کنید باشد که رستگار شوید.

70* گفتند : آیا سوی ما آمده ای تا تنها خدای یگانه را بپرستیم و آنچه را پدرانمان می پرستیدند رها کنیم ؟! پس اگر از راستگویانی آنچه ما را وعده می دهی یعنی عذاب خدا بیار .

71* گفت : بی گمان عذاب و خشمی از جانب خدایتان بر شما فرو آمد. آیا درباره نامهایی بی محتوا و بدون واقعیت که شما و پدرانتان " بر بتان " نهاده اید و خدا درباره آنها هیچ حجتی فرو نفرستاده است با من ستیزه می کنید ؟! پس در انتظار " عذاب " باشید ، من هم با شما از منتظرانم.

72* پس او و کسانی را که با او بودند به مهر و بخشایش خویش رهانیدیم و بنیاد کسانی را که آیات نشانه ها و سخنان ما را دروغ انگاشتند و مومن نبودند برانداختیم .

73* و به سوی ثمود برادرشان صالح را " فرستادیم " . گفت : ای قوم من ، خدای را بپرستید که شما را جز او خدایی نیست . همانا شما را حجتی روشن و هویدا از جانب پروردگارتان آمد ، این ماده شتر خدای ، شما را نشانه ای معجزه ای- است ، پس او را واگذارید تا در زمین خدا بخورد و هیچ بدی به او نرسانید که شما را عذابی دردناک است .

 

68. Je vous communique les messages de Mon Seigneur, et Je suis pour vous un conseiller digne de confiance.

69. Quoi! vous vous étonnez qu'un rappel vous vienne de votre Seigneur à travers un homme issu de vous, pour qu'il vous avertisse? et rappelez-vous quand il vous a fait succéder Au peuple de Noé, et qu'il accrut votre corps en hauteur (Et puissance). Eh bien, rappelez-vous les bienfaits d'Allah afin que vous réussissiez.

70. ils dirent: ‹Es-tu venu à nous pour que nous adorions Allah seul, et que nous délaissions ce que nos ancêtres adoraient? fais donc venir ce dont Tu nous menaces, Si Tu es du nombre des véridiques›.

71. il dit: ‹Vous voilà, frappés de la part de votre Seigneur d'un supplice et d'une colère. allez vous vous disputer avec Moi Au sujet de noms que vous et vos ancêtres avez donnés, sans qu'Allah n'y fasse descendre la moindre preuve? Attendez donc! Moi aussi j'attends avec vous.

72. Or, nous l'avons sauvé, (Lui) et ceux qui étaient avec Lui, par miséricorde de Notre part, et nous avons exterminé ceux qui traitaient de mensonges nos enseignements et qui n'étaient pas croyants.

73. et aux Tamud, leur frère Salih: ‹ Mon peuple, dit-il, Adorez Allah. pour vous, pas d'autre divinité que Lui. Certes, une preuve vous est venue de votre Seigneur: Voici la chamelle d'Allah, un signe pour vous. Laissez-la donc manger sur la terre d'Allah et ne Lui faites aucun mal; sinon un châtiment douloureux vous saisira.

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت6:3| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 58 تا 67 سوره مباركه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ صد و پنجاه و هشتم

 

وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ (٥٨)

لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (٥٩)

قَالَ الْمَلأ مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (٦٠)

قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلالَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٦١)

أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (٦٢)

أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (٦٣)

فَكَذَّبُوهُ فَأَنْجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا عَمِينَ (٦٤)

وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلا تَتَّقُونَ (٦٥)

قَالَ الْمَلأ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (٦٦)

قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٦٧)

58. the vegetation of a good land comes forth (easily) by the permission of its Lord, and that which is bad, brings forth nothing but a little with difficulty. Thus do we explain variously the Ayât (proofs, evidences, verses, lessons, signs, revelations, etc.) for a people who give thanks.

59. indeed, we sent Nûh (Noah) to his people and He said: "O My people! Worship Allâh! You have no other Ilâh (God) but Him. (Lâ ilâha ill-Allâh: none has the Right to be worshipped but Allâh). Certainly, I fear for You the torment of a great Day!"

60. the leaders of his people said: "Verily, we see You In plain error."

61. [Nûh (Noah)] said: "O My people! there is no error In Me, but I am a Messenger from the Lord of the 'Alamîn (mankind, jinns and All that exists)!

62. "I convey unto You the Messages of My Lord and give sincere advice to you. and I know from Allâh what You know not.

63. "Do You wonder that there has come to You a Reminder from Your Lord through a man from amongst you, that He may warn you, so that You may fear Allâh and that You may receive (His) Mercy?"

64. but they belied him, so we saved Him and those along with Him In the ship, and we drowned those who belied Our Ayât (proofs, evidences, verses, lessons, signs, revelations, etc.). they were indeed a blind people.

65. and to 'Ad (people, we sent) their brother Hûd. He said: "O My people! Worship Allâh! You have no other Ilâh (God) but Him. (Lâ ilâha ill-Allâh: none has the Right to be worshipped but Allâh). will You not fear (Allâh)?"

66. the leaders of those who disbelieved among his people said: "Verily, we see You In foolishness, and Verily, we think You are one of the liars."

67. (Hûd) said: "O My people! there is no foolishness In Me, but (I am) a Messenger from the Lord of the 'Alamîn (mankind, jinns and All that exists)!

 

58* و سرزمين پاكيزه و آماده گياهش به اذن پروردگارش، مفيد و پر بركت، بيرون مي آيد. اما زميني كه خبيث و شوره زار و معيوب است چيزي جز اندك و بي فايده بيرون نمي دهد. ما اين چنين آيات خويش را براي گروه شكر گزار بيان مي كنيم.

59* همانا ما نوح را به سوي قومش فرستاديم. پس به مردم گفت: اي قوم من، خدا را بپرستيد كه جز او براي شما خدايي و معبودي نيست. همانا من بر شما از عذاب روزي بزرگ بيمناكم.

60* سران قوم او گفتند: واقعاً ما تو را در گمراهي آشكاري مي بينيم.

61* نوح گفت: اي قوم من! در من هيچ گونه انحراف و گمراهي نيست، ليكن من فرستاده اي از سوي پروردگار جهانيانم.

62* پيام هاي پروردگارم را به شما مي رسانم و خير خواه و دلسوز شمايم و از طرف خدا چيزهايي مي دانم كه شما نمي دانيد.

63* آيا تعجب مي كنيد كه پندي از سوي پروردگارتان بر مردي از خود شما فرود آمده تا شما را بيم دهد و تا شما تقوا پيشه كنيد و شايد كه مورد رحمت قرار گيريد؟

64* پس او را به خاطر همين تعجب بي جا تكذيب كردند. پس او و كساني كه در كشتي با او بودند نجات بخشيديم و كساني را كه آيات ما را تكذيب مي كردند غرق كرديم. زيرا آنان گروهي كور دل بودند.

65* و به سوي قوم عاد، برادرشان هود را فرستاديم، گفت: اي قوم من! تنها خدا را بپرستيد كه شما را معبودي جز او نيست. آيا تقوا پيشه نمي كنيد؟

66* در پاسخ دعوت هود، سران كافر از قوم او گفتند: ما قطعاً تو را در سفاهت و بي خردي مي بينيم و جداً تو را از دروغ گويان مي پنداريم.

67* هود در پاسخ جسارتشان گفت: اي قوم من! در من سفاهتي نيست، ليكن من فرستاده اي از سوي پروردگار جهانيانم.

 

58. le bon pays, Sa végétation pousse avec la grâce de son Seigneur; quant Au mauvais pays, (sa végétation) ne sort qu'insuffisamment et difficilement. Ainsi déployons-Nous les enseignements pour des gens reconnaissants.

59. nous avons envoyé Noé vers son peuple. il dit: ‹ش Mon peuple, Adorez Allah. pour vous, pas d'autre divinité que Lui. Je crains pour vous le châtiment d'un Jour terrible›.

60. les notables de son peuple dirent: ‹Nous Te voyons dans un égarement manifeste›.

61. il dit: ‹ش Mon peuple, il n'y a pas d'égarement en moi; mais Je suis un Messager de la part du Seigneur de l'univers.

62. Je vous communique les messages de Mon Seigneur, et Je vous donne conseil sincère, et Je sais d'Allah ce que vous ne savez pas.

63. Est-ce que vous vous étonnez qu'un rappel vous vienne de votre Seigneur à travers un homme issu de vous, pour qu'ils vous avertisse et que vous deveniez pieux et que la miséricorde vous soit accordée?›

64. et ils le traitèrent de menteur. Or, nous le sauvâmes, Lui et ceux qui étaient avec Lui dans l'arche, et noyâmes ceux qui traitaient de mensonges nos miracles. C'étaient des gens aveugles, vraiment.

65. et aux Aad, leur frère Hud: ‹ش Mon peuple, dit-il, Adorez Allah. pour vous, pas d'autre divinité que Lui. ne [le] craignez-vous donc pas ?›

66. les notables de son peuple qui ne croyaient pas dirent: ‹Certes, nous Te voyons en pleine sottise, et nous pensons que Tu es du nombre des menteurs›.

67. il dit: ‹ش Mon peuple, il n'y a point de sottise en moi; mais Je suis un Messager de la part du Seigneur de l'univers.

 

 

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت6:4| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيات 52 تا 57 سوره مباركه اعراف

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ صد و پنجاه و هفتم

 

وَلَقَدْ جِئْنَاهُمْ بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (٥٢)

هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَلْ لَنَا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (٥٣)

إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (٥٤)

ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (٥٥)

وَلا تُفْسِدُوا فِي الأرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ (٥٦)

وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (٥٧)

52. Certainly, we have brought to them a Book (the Qur'ân) which we have explained In detail with knowledge, - a guidance and a Mercy to a people who believe.

53. Await they just for the final fulfillment of the event? on the Day the event is finally fulfilled (i.e. the Day of Resurrection), those who neglected it before will say: "Verily, the Messengers of Our Lord did come with the truth, now are there any intercessors for us that they might intercede on Our behalf? or could we be sent back (to the first life of the world) so that we might do (good) deeds other than those (evil) deeds which we used to do?" Verily, they have lost their ownselves (i.e. destroyed themselves) and that which they used to fabricate (invoking and worshipping others besides Allâh) has gone away from them.

54. indeed Your Lord is Allâh, who created the heavens and the earth In six days, and Then He Istawâ (rose over) the Throne (really In a manner that suits his Majesty). He brings the night as a cover over the day, seeking it rapidly, and (He created) the sun, the moon, the stars subjected to his Command. surely, his is the creation and Commandment. blessed be Allâh, the Lord of the 'Alamîn (mankind, jinns and All that exists)!

55. invoke Your Lord with humility and In secret. He likes not the aggressors.

56. and do not do mischief on the earth, after it has been set In order, and invoke Him with fear and hope; surely, Allâh's Mercy is (ever) near unto the good­doers.

57. and it is He who sends the winds as heralds of glad tidings, going before his Mercy (rain). till when they have carried a heavy­laden cloud, we drive it to a land that is dead, Then we Cause water (rain) to descend thereon. Then we produce Every kind of fruit therewith. Similarly, we shall raise up the dead, so that You may Remember or take heed.

 

52* و همانا ما بر ايشان كتابي آورديم كه در آن هر چيز را بر اساس دانش به تفصيل و روشن بيان كرديم تا هدايت و رحمتي براي اهل ايمان باشد.

53* آيا كافران، جز تأويل كتاب و تحقق وعده هاي قرآن انتظار ديگري دارند؟ روزي كه تأويل كتاب (قهر خدا و نشانه هاي حساب و كتاب) فرا رسد، كساني كه آن روز را از پيش در دنيا فراموش كرده بودند، خواهند گفت: همانا پيامبران خدا براي ما حق را آوردند ولي ما پشت پا به آن زديم، آيا براي ما شفعائي هست تا شفاعتمان كنند؟ آيا ممكن است ما به دنيا بازگردانده شويم تا كاري جز آنچه مي كرديم انجام دهيم؟ اين حسرت ها بي فايده است، قطعاً آنان خود را باخته اند و آنچه به دروغ مي ساختند و بت ها را شفيعان خود مي پنداشتند محو مي شود.

54* در حقيقت پروردگار شما خداوندي است كه در شش روز و دوران آسمان ها و زمين را آفريد و سپس بر كرسي قدرت و تدبير جهان مستولي شد. او روز را به وسيله شب مي پوشاند و شب به سرعت روز را دنبال مي كند و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد كه تسليم فرمان اويند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير براي اوست. خجسته و مباركم است خداوندي كه پروردگار جهانيان است.

55* پروردگارتان را با تضرع و پنهاني بخوانيد، قطعاً او تجاوزگران را دوست ندارد.

56* پس از آن كه در زمين اصلاح شد، در آن دست به فساد نزنيد و خداوند را با بيم و اميد بخوانيد، قطعاً رحمت خداوند به نيكوكاران نزديك است.

57* و اوست كه بادها را پيشاپيش باران رحمتش به شارت مي فرستد. آنگاه كه باد ابرهاي سنگين و پر آب را حمل نمايد به سوي سرزمين مرده روانه كنيم، پس به اين وسيله باران نازل كرديم، پس به واسطه آن هر گونه ميوه هاي را از زمين رويانديم و بر آورديم. اين گونه مردگان را از زمين بيرون خواهيم آورد، باشد كه شما (با ديدن حيات زمين پس از مرگ و افسردگي) متذكر شويد.

 

52. nous leurs avons, Certes, apporté un Livre que nous avons détaillé, en toute connaissance, à titre de guide et de miséricorde pour les gens qui croient.

53. Attendent-ils uniquement la réalisation (de Sa menace et de ses promesses?). le Jour où Sa (véritable) réalisation viendra, ceux qui auparavant l'oubliaient diront: ‹Les messagers de Notre Seigneur sont venus avec la vérité. y a-t-il pour nous des intercesseurs qui puissent intercéder en Notre faveur? ou pourrons-nous être renvoyés [sur terre], afin que nous oeuvrions autrement que ce que nous faisions auparavant?› ils ont certes créé leur propre perte; et ce qu'ils inventaient les a délaissés.

54. votre Seigneur, C'est Allah, qui a créé les cieux et la terre en six jours, puis s'est établi ‹istawa› sur le Trٍne. il couvre le Jour de la nuit qui poursuit celui-ci sans arrêt. (il a créé) le soleil, la lune et les étoiles, soumis à son commandement. la création et le commandement n'appartiennent qu'à Lui. toute Gloire à Allah, Seigneur de l'Univers!

55. invoquez votre Seigneur en toute humilité et recueillement et avec discrétion. Certes, il n'aime pas les transgresseurs.

56. et ne semez pas la corruption sur la terre après qu'elle ait été réformée. et invoquez-Le avec crainte et espoir, car la miséricorde d'Allah est proche des bienfaisants.

57. C'est Lui qui Envoie les vents comme une Annonce de Sa Miséricorde. puis, lorsqu'ils transportent une nuée lourde, nous la dirigeons vers un pays mort [de sécheresse], puis nous en faisons descendre l'eau, ensuite nous en faisons sortir toutes espèces de fruits. Ainsi ferons-Nous sortir les morts. Peut-être vous rappellerez-vous.

 

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم
☼ تفسیر آیات ☼

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت6:2| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید