اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گزيده اي از داستان هاي جزء چهارم
گيرايي آيات قرآن باعث نفوذ آيات در دلهاي مسلمانان مي گرديد.
زماني كه آيه لن تنالوا البر و حتي تنفقوا مما تحبون نازل گرديد ، ابوطلحه انصاري محبوب ترين اموالش كه نخلستاني در مدينه بود در راه خدا انفاق نمود . همينطور زمان قرائت اين آيه توسط همسر هارون الرشيد قرآن بسيار گرانقمتش را فروخت و بهاي آن را در بيابانهاي حجاز براي تهيه آب مورد نياز باديه نشينان مصرف نمود.
دو سوال مهم و دو شبهه اي كه بر پيامبر اسلام (س) وارد گرديد در آغاز اين جزء داده شده است .
باز هم يهود دو ايراد را در گفتگو هاي خود بر پيامبر وارد نمودند . يك اينكه چرا گوشت و شير شتر را حلال نمي داند در صورتي كه پيامبران قبل از آن را حرام داشته اند و ديگر آنكه تمام پيامبران از دودمان اسحاق و فرزندان ابراهيم بيت المقدس را محترم مي شمردند ولي پيامبر از آن روي گردانده و كعبه را قبله گاه خود مي داند ؟
در جواب سوال اول بيان مي شود كه تمام تهمت هاي يهود در مورد تحريم پاره اي از غذاهاي پاك – مانند شير و گوشت شتر- همگي رد شده و مي فرمايد : در آغاز ،تمام اين غذاها براي بني اسرائيل حلال بود ، جز آنچه يعقوب پيش از نزول تورات بر خود تحريم كرده بود.
سوال ؟!
يعقوب ( اسرائيل ) چه نوع غذايي را بر خود تحريم كرده بود ؟
يعقوب (ع) خوردن گوشت شتر را چون زمان مصرفش بيماري عرق النسائش شدت مي گرفت براي هميشه تصميم به ترك گرفت . پيروانش نيز در اين امر به او اقتدا نمودند و كم كم مردم تصور كردند اين يك امر الهي است ! خداوند به پيامبر مي فرمايد :" بگو تورات را بياوريد و بخوانيد " . اين نسبت هايي كه به پيامبران پيشين مي دهيد در تورات تحريف شده شما هم وجود ندارد . ولي آنان اين كار را نكردند چون مي دانستند در تورات چنين چيزي نيست !
در پاسخ سوال دوم مي فرمايد :" نخستين خانه اي كه براي مردم و نيايش خداوند قرار داده شده همان است كه در سرزمين مكه است كه پر بركت و مايه هدايت جهانيان است . "
به اين ترتيب كعبه قبله مسلمانان انتخاب شده است چون نخستين خانه توحيد است بنابر تاريخ به دست آدم (ع) بنا شده در توفان نوح آسيب ديد و توسط ابراهيم (ع) تجديد بنا شد. كعبه خانه مردم معرفي شده است و بيانگر اين حقيقت است كه آنچه براي خداست بايد در خدمت بندگان خدا باشد .
و آنچه در خدمت مردم و بندگان است براي خداست !كعبه علاوه بر پرستشگاه بودن براي مسلمين مبارك بوده و مايه هدايت جهانيان است ! نشانه روشني چون مقام ابراهيم (ع) در آن وجود دارد و آرامش و امنيت حاكم بر آن شهر نشانه ديگري محشور مي گردد.
در بيان عداوت يهود در زمان پيامبر ديگر بار به اين داستان بيان گرديده كه يهودي به نام شاس بن پس از ديدن جمع گرم و صميمي اوس و خزرج كسي را براي ياد آوري خاطرات جنگ ها و سابقه عداوت دو قبيله فرستاد تا كدورت از بين رفته قديم را مجدد ياد آوري كند كه چيزي نمانده بود اين توطئه عملي شود .
كه پيامبر رحمت (ص) با سخنان آرام بخش خود آنان را بيدار ساخت ! خداوند روي سخن را به اهل كتاب و يهود نموده و خداوند به پيامبرش فرمان مي دهد از ايشان بپرسد انگيزه كفر ورزيدن آنان به آيات خدا چيست ؟ چرا در حالي كه شما بايد نخستين دسته اي باشيد كه منادي الهي را لبيك گوييد ، زيرا بشارت ظهور اين پيامبر قبلا در كتاب شما داده شده است و شما گواه بر آنيد اين كار را نمي كنيد ؟!
دو نفر از قبيله اوس و خزرج بود كه افتخارات بعد از اسلام را ياد آور مي شدند تا جايي كه كارشان بالا گرفت و باز هم پيامبر اسلام آنان را آرام نمود . پس مي توان اسلام را معجزه اي در آرام كردن و متحد نمودن عرب معرفي نمود.
از ابـن عـبـاس نـقل شده اين آيه ودو آيه بعد هنگامى نازل شد كه عده اى از مـسلمانان با يهوديان , به سبب قرابت , ياهمسايگى ,يا حق رضاع , و ياپيمانى كه پيش از اسلام بسته بـودنـد, دوستى داشتند وبه قدرى باآنها صميمى بودند كه اسرار مسلمانان را به آنان مى گفتند, بـه ديـن وسـيـلـه قـوم يـهـود كـه دشمن سرسخت اسلام ومسلمين بودند وبه ظاهر خودرادوست مـسـلـمـانـان قـلـمدادمى كردند,از اسرار مسلمانان مطلع مى شدند, آيه نازل شد و به آن عده از مسلمانان هشدار دادكه چون آنها در دين شما نيستند, نبايد آنان را محرم اسرار خود قرار دهيد.
استقامت در راه خداوند و تقواي الهي همواره باعث نزديكي به خداوند بوده و خداوند يار و ياور با تقوايان است خداوند در قرآن به خاطره ياري مسلمانان در جنگ بدر اشاره نموده و مي گويد :" در آن هنگام كه توبه مومنان مي گفتي : آيا كافي نيست كه پروردگارتان شما را به سه هزار نفر از فرشتگان كه فرود آيند ياري كند " .
((آرى ! امروز هم اگر استقامت به خرج دهيد و به استقبال سپاه قريش بشتابيد, و تقوا را پـيـشـه كنيد, و مانند روز گذشته , با فرمان پيامبر مخالفت ننماييد, اگر در اين حال مشركان بـه سـرعـت بـه سـوى شـما برگردند, خداوند به وسيله پنج هزار نفر از فرشتگان كه همگى داراى نشانه هاى مخصوصى هستند شما را يارى خواهد كرد))
((اين كه به شما وعده داده شده است كه فرشتگان را در بـرخـورد جديد با دشمن به يارى شما بفرستد, براى اين است كه قسمتى از پيكر لشكر مشركان را قطع كند, و آنها را با ذلت و رسوايى بازگرداند))
- شب بعد از جنگ احد, شب دردناك و پراضطرابى بود,مسلمانان پيش بينى مى كردند كـه سـربـازان فـاتـح قـريـش بـار ديـگـر بـه مـدينه بازگردند دراين ميان مجاهدان راستين و تـوبـه كـنـنـدگـانـى كه از فرار احد پشيمان شده بودند, به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعـده هـاى پـيـغـمـبر دلگرم بودند آيه مورد بحث ماجراى آن شب را تشريح مى كند و مى گويد: ((سـپس بعد از آن همه غم و اندوه روزاحد, آرامش ر ابر شما نازل كرد)) (ثم انزل عليكم من بعد الغم امنة ).
((اين آرامش همان خواب سبكى بود كه جمعى از شما را فراگرفت , اما جمع ديگرى بودند كه تنها بـه فـكـر جان خود بودند و به چيزى جز نجات خويش نمى انديشيدند و به همين جهت آرامش را بكلى از دست داده بودند))
سپس به تشريح گفتگوها و افكار منافقان و افراد سست ايمان كه در آن شب بيدار ماندند پرداخته مى گويد: ((آنها در باره خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران جاهليت و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن وعده هاى پيامبر را مى دادند)) (يظنون باللّه غير الحق ظن الجاهلية ).
و به يكديگر و يا خويشتن مى گفتند: ((آيا ممكن است با اين وضع دلخراشى كه مى بينيم پيروزى نصيب ما بشود)) ؟ (هل لنا من الا مر من شى ).
يعنى , بسيار بعيد و يا غيرممكن است , قرآن در جواب آنها مى گويد: ((بگو:آرى ! پيروزى به دست خداست و اگر او بخواهد و شما را شايسته ببيند نصيب شماخواهد شد)) (قل ان الا مر كله للّه ).
((آنـها در دل خود امورى را پنهان مى دارند كه براى تو آشكار نمى سازند))(يخفون فى انفسهم ما لا يبدون لك ).
گـويـا آنـهـا چـنـيـن مـى پـنداشتند كه شكست احد نشانه نادرست بودن آيين اسلام است و لذا ((مـى گـفـتـنـد: اگـر مـا بـر حـق بـوديم و سهمى از پيروزى داشتيم در اينجا اين همه كشته نمى داديم ))
- شخصى از قبيله ((بنى غطفان )) برادر ثروتمندى داشت كه از دنيا رفت , و او به عنوان سرپرستى از يتيمان برادر, اموال او را به تصرف درآورد,و هنگامى كه برادرزاده به حد رشد رسـيـد, از دادن حـق او امـتـنـاع ورزيـد, موضوع را به خدمت پيامبر(ص ) عرض كردند, آيه نازل گـرديد, و مرد غاصب بر اثر شنيدن آن توبه كرد و اموال را به صاحبش باز گرداند و گفت : اعوذ باللّه من الحوب الكبير: ((به خداپناه مى برم از اين كه آلوده به گناه بزرگى شوم )).
گزيده اي از مطالب اجتماعي اين جزء از قرآن مجيد
حج !.
فـريـضـه حـج از زمـان آدم (ع ) تـشـريـع شـده بود, ولى رسميت يافتن آن بيشترمربوط به زمان ابراهيم (ع ) است . تـنـهـا شـرطـى كه براى وجوب حج ذكر شده مساله استطاعت و توانايى است كه از جمله داشتن زاد و توشه و مركب , و توانايى جسمى را شامل مى شود. اين قانون مانند ساير قوانين اسلامى اختصاص به مسلمانان ندارد, بلكه همه موظفند آن را انجام بدهند. در بيان اهميت مساله حج آمده است: ((و هركس كفربورزد (و حج را ترك كند به خود زيان رسانيده زيرا) خداوند از همه جهانيان بى نيازاست )) (ومن كفر فان اللّه غنى عن العالمين ). در بـاره اهميت فوق العاده حج در حديثى از پيامبرا كرم (ص ) مى خوانيم كه به على (ع ) فرمود: اى عـلـى ! كـسـى كـه حـج را تـرك كـند با اين كه توانايى دارد كافرمحسوب مى شود, زيرا خداوند مـى فـرمـايد: بر مردمى كه استطاعت دارند به سوى خانه خدا بروند لازم است حج به جا بياورند و كسى كه كفر بورزد (آن را ترك كند) به خود زيان رسانيده است , و خداوند از آنان بى نياز است , اى عـلـى ! كـسـى كـه حج رابه تاخير بياندازد تا اين كه از دنيا برود خداوند او را در قيامت يهودى يا نصرانى محشور مى كند!.
از امـكـانات مادى تنها اشاره به ثروت و فرزندان شده , به خاطر آن كه مهمترين سـرمـايـه هـاى مـادى , يـكـى نـيروى انسانى است كه به عنوان فرزندان ذكر شده است و ديگرى سرمايه هاى اقتصادى مى باشد و بقيه امكانات مادى از اين دو سرچشمه مى گيرد. قـرآن با صراحت مى گويد: امتيازهاى مالى , و قدرت جمعى , به تنهايى نمى تواند در برابر خداوند, امتيازى محسوب شود, و تكيه كردن بر آنها اشتباه است , مگر هنگامى كه در پرتو ايمان و نيت پاك در مـسـيـرهـاى صـحيح به كار گرفته شوند, در غير اين صورت ((آنها (صاحبان اموال ) اصحاب دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود)) (اولئك اصحاب النارهم فيها خالدون).
تحريم رباخوارى !.
خطاب به مؤمنان گفته شده: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! ربا (و سود پول ) را چند برابر نخوريد)) (ي ايها الذين آمنوا لا تاكلوا الربوا اضعافا مضاعفة ). مـنظور از ((رباى فاحش )) اين است كه سرمايه به شكل تصاعدى در مسير رباسير كند يعنى سود در مرحله نخستين با اصل سرمايه ضميمه شود و مجموعا موردربا قرار گيرند. مـى فرمايد: ((اگر مى خواهيد رستگار شويد بايد تقوى را پيشه كنيد و از اين گناه بپرهيزيد)) (واتقواللّه لعلكم تفلحون ). هم چنين مى فرمايد: ((و ازآتشى بپرهيزيد, براى كافران آماده شده است )) (واتقوا النار التى اعدت للكافرين ). از تعبير ((كافرين )) استفاده مى شود كه اصولا رباخوارى با روح ايمان سازگارنيست و رباخواران از آتشى كه در انتظار كافران است سهمى دارند. ((فرمان خدا و پيامبر را اطاعت كنيد و رباخوارى را ترك گوييد تا مشمول رحمت الهى شويد)) (واطيعوا اللّه والرسول لعلكم ترحمون ).
فردپرستى ممنوع !.
مـساله فردپرستى يكى از بزرگترين خطراتى است كه مبارزات هدفى راتهديد مى كند, وابستگى بـه شخص معين اگرچه پيامبر خاتم باشد مفهومش پايان يافتن كوشش و تلاش براى پيشرفت , به هـنـگـام از دسـت رفتن آن شخص است و اين وابستگى يكى از نشانه هاى بارز عدم رشد اجتماعى است . قـرآن بـا صـراحت مى گويد: ((محمد تنها فرستاده خداست ,پيش از او هم فرستادگانى بودند كه از دنيا رفتند آيا اگر او بميرد يا كشته شود بايدشما سير قهقرايى كنيد ؟ و بـه آيـين بت پرستى باز گرديد)) ؟ (وما محمد الا رسول قدخلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم ).
لـغـزشهايى كه بر اثر وسوسه هاى شيطانى به انسان دست مى دهد بر اثر گناهان پيشين در انسان فـراهم شده , وگرنه وسوسه هاى شيطانى دردلهاى پاك كه آثار گناهان سابق در آن نيست اثرى در آن نـمى گذارد
الـبته روشن است خيانت براى هيچ كس مجاز نيست خواه پيامبر باشد ياغيرپيامبر, ((هر كس خيانت كند, روز رستاخيز آنچه را در آن خيانت كـرده , بـه عـنـوان مـدرك جنايت بر دوش خويش حمل مى كند و يا همراه خود به صحنه محشر مى آورد)) و به اين ترتيب , دربرابر همگان رسوا مى شود (ومن يغلل يات بما غل يوم القيمة ). ((سـپـس بـه هـر كس آنچه انجام داده و به دست آورده , داده مى شود و در باره هيچ كس ظلم و ستمى نمى شود)) (ثم توفى كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون ).
ايـن آيـه اشاره به قانونى مى كند كه حاكم بر تمام موجودات زنده جهان است و مى گويد: ((تمام زندگان خواه و ناخواه روزى مرگ را خواهند چشيد)) (كل نفس ذائقة الموت ). گـرچه بسيارى از مردم مايلند, كه فناپذير بودن خود را فراموش كنند, ولى اين واقعيتى است كه اگر ما آن را فراموش كنيم , آن هرگز ما را فراموش نخواهد كرد. سـپـس مـى گويد: بعد از زندگى اين جهان , مرحله پاداش و كيفر اعمال شروع مى شود((و شما پاداش خود را بطوركامل در روز قيامت خواهيد گرفت )) (وانما توفون اجوركم يوم القيمة ). سـپـس اضـافـه مى كند: ((كسانى كه از تحت تاثير جاذبه آتش دوزخ دور شوند وداخل در بهشت گـردنـد, نـجـات يافته , و محبوب و مطلوب خود را پيدا كرده اند)) (فمن زحزح عن النار وادخل الجنة فقد فاز). گـويا دوزخ با تمام قدرتش انسانها را به سوى خود جذب مى كند, و راستى عواملى كه انسان را به سـوى آن مـى كـشاند جاذبه عجيبى دارند آيا هوسهاى زودگذر, لذات جنسى نامشروع , مقامها و ثروتهاى غيرمباح , براى هر انسانى جاذبه ندارد ؟!. در جـمـلـه بـعـد بحث گذشته را تكميل مى كند, مى گويد: ((و زندگى دنيا چيزى جز تمتع و بهره بردارى غرورآميز نيست )) (وما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور). مـهـم ايـن است كه جهان ماده و لذات آن هدف نهايى انسان قرار نگيرد, وگرنه استفاده از جهان ماده و مواهب آن به عنوان يك وسيله براى نيل به تكامل انسانى ,نه تنها نكوهيده نيست , بلكه لازم و ضرورى مى باشد.
قـرآن بـراى بـرانگيختن عواطف مردم در برابر وضع يتيمان اشاره به حقيقتى مى كند كه گاهى مردم از آن غافل مى شوند, مى فرمايد: ((كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند از آيـنـده آنان مى ترسند بايد (از ستم در باره يتيمان مردم ) بترسند)) (وليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذرية ضعافا خافوا عليهم ). اصـولا مـسـائل اجـتـمـاعـى هـمـواره به شكل يك سنت ازامروز به فردا, واز فردا به آينده دوردست سرايت مى كند بنابراين ,آنهاكه اساس ظلم وستم بر ايتام را دراجتماع مى گذارند بالاخره روزى اين بدعت غلط, دامان فرزندان خود آنهارا خواهد گرفت . مـى فـرمـايد: ((اكنون كه چنين است بايد سرپرستان ايتام , ازمخالفت با احكام خدا بپرهيزند و با يتيمان , با زبان ملايم و عباراتى سرشار ازعواطف انسانى سخن بگويند)) (فليتقوا اللّه وليقولوا قولا سديدا). تا ناراحتى درونى و زخمهاى قلب آنها به اين وسيله التيام يابد. ايـن دسـتـور عالى اسلامى اشاره به يك نكته روانى در مورد پرورش يتيمان مى كند و آن اين كه : نيازمندى كودك يتيم , منحصر به خوراك و پوشاك نيست , بلكه بايد علاوه بر مراقبتهاى جسمى از نـظـر تـمـايـلات روانـى نيز اشباع شود وگرنه كودكى سنگدل , شكست خورده , فاقد شخصيت و خطرناك به عمل خواهد آمد.
در اين سوره اشاره به يكى از حقوق مسلم زنان شده وتاكيد مى نمايد كه : مهر زنان را بطوركامل به عنوان يك عطيه (الهى ) بپردازيد)) (وا توا النس صدقاتهن نحلة ). سـپـس براى احترام گذاردن به احساسات طرفين و محكم شدن پيوندهاى قلبى و جلب عواطف مى گويد: ((اگر زنان با رضايت كامل خواستندمقدارى از مهر خود را ببخشند براى شما حلال و گواراست )) (فان طبن لكم عن شى منه نفسا فكلوه هنيئا مريئا). تا در محيط زندگى زناشويى تنها قانون و مقررات خشك حكومت نكند,بلكه به موازات آن عاطفه و محبت نيز حكمفرما باشد.
((مهر)) يك پشتوانه اجتماعى براى زن !.
در عـصـر جاهليت نظر به اين كه براى زنان ارزشى قائل نبودند, غالبا مهر راكه حق مسلم زن بود در اخـتـيار اولياى او قرار مى دادند, و آن را ملك مسلم آنهامى دانستند, گاهى نيز مهر يك زن را ازدواج زن ديـگـرى قـرار مى دادند, اسلام بر تمام اين رسوم ظالمانه خط بطلان كشيد و مهر رابه عنوان يك حق مسلم به زن اختصاص داد. و اگـر بعضى براى ((مهر)) تفسير غلطى كرده اند و آن را يك نوع ((بهاى زن )) پنداشته اندارتباط بـه قـوانين اسلام ندارد, زيرا در اسلام ((مهر)) به هيچ وجه جنبه بها و قيمت كالاندارد, و بهترين دلـيـل آن هـمـان صيغه ازدواج است كه در آن رسما ((مرد)) و ((زن )) به عنوان دو ركن اساسى پـيـمـان ازدواج بـه حساب آمده اند و مهر يك چيز اضافى و درحاشيه قرار گرفته است به همين دليل اگر در صيغه عقد اسمى از مهر نبرند, عقدباطل نيست , در حالى كه اگر در خريد و فروش و معاملات اسمى از قيمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود.
تـعـبـيـر شـديدى پيرامون تصرفهاى ناروا در اموال يتيمان ديده مى شود كه در صـريـحـتـريـن آنها مى گويد: ((كسانى كه اموال يتيمان را به ناحق تصرف مـى كـنند (در حقيقت ) در شكمشان تنها آتش مى خورند))(ان الذين ياكلون اموال اليتامى ظلما انما ياكلون فى بطونهم نارا). علاوه بر اين كه آنها در همين جهان در واقع آتش مى خورند ((به زودى در جـهـان ديـگـر داخـل در آتـش بـرافروخته اى مى شوند)) كه آنها رابه شدت مى سوزاند (وسيصلون سعيرا). از ايـن آيه استفاده مى شود كه اعمال ما علاوه بر چهره ظاهرى خود, يك چهره واقعى نيز دارد كه در اين جهان از نظر ما پنهان است اما اين چهره هاى درونى درجهان ديگر ظاهر مى شوند و مساله ((تجسم اعمال )) را تشكيل مى دهند.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هشتاد و یکم
وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا (٢٠)
وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا (٢١)
وَلا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلا (٢٢)
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخِ وَبَنَاتُ الأخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأخْتَيْنِ إِلا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا (٢٣)
20. but if ye decide to take one wife In place of another, Even if ye had given the latter a whole treasure for dower, take not the least bit of it back: would ye take it by slander and Manifest wrong?
21. and How could ye take it when ye have gone In unto Each other, and They have taken from you a solemn covenant?
22. and marry not women whom your fathers married,- except what is past: it was shameful and odious,- an abominable custom indeed.
23. prohibited to you (for marriage) are:- your mothers, daughters, sisters; father's sisters, Mother's sisters; brother's daughters, sister's daughters; foster-mothers (Who gave you suck), foster-sisters; your wives' mothers; your step-daughters under your guardianship, born of your wives to whom ye have gone in,- no prohibition if ye have not gone in;- (Those who have been) wives of your sons proceeding from your loins; and two sisters In wedlock at one and the same time, except for what is past; for Allah is Oft-forgiving, Most Merciful;-
20* و اگر خواستيد به جاي زني ،زني ديگر گيريد و به يكي از ايشان پوست گاوي پر از زر – يعني مال بسيار-داده باشيد چيزي از آن باز نستانيد . آيا آن را با دروغ بستن – گفتار باطل كه زن را مبهوت و متحيز مي كند – و گناهي آشكار – ستم – باز ميستانيد؟!
21* و چگونه آن را باز مي ستانيد و حال آنكه به يكديگر رسيده ايد و زنان از شما پيماني استوار گرفته اند ؟!
22* و با زني كه پدرانتان به زني گرفته اند زناشويي مكنيد ، مگر آنچه پيش از اين گذشت – كه گناهش آمرزيده شده ولي بايد از هم جدا شويد- ، كه اين كاري زشت – زنا- و ناپسند و مورد دشمني " و خشم خداوند " و بد راهي است .
23* بر شما حرام شده است " ازدواج با " مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه هايتان و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و آن مادرانتان كه شما را شير داده اند – دايه هايتان – و خواهرانتان از راه شير خوارگي و مادران زنانتان و دختران زنانتان – از شوهر پيش – كه در كنار شما پرورش يافته اند ، *((( از اين حمله كه « در كنار يا در دامان شما پرورش يافته و بزرگ شده اند » نبايد نتيجه گرفت كه ازدواج با دختر همسري كه از شوهر ديگر است و در خانه و دامان شوهر دوم پرورش نيافته و بزرگ نشده است براي اين مرد حلال است . در اينجا مراد غالب موارد است نه همه موارد ( چنانچه مورد ديگري نظير اين در آيه 101 همين سوره توضيح داده خواهد شد ) زيرا غالبا زنان بيوه اي كه شوهر ميكنند جوانند و فرزندان خردسال دارند كه در خانه در كنار شوهر دوم بزرگ مي شوند و گرنه دختر همسر از محارم است ، و قرآن در بسياري از احكام درباره استثنائات و شرايط و ديگر مسائل جزئي سخن نمي گويد و ما حكم اينها را از سنت و علم فقه در مي يابيم . )))* ، از آن زناني كه بديشان در آمده ايد ، و اگر به آنان در نيامده ايد باكي و گناهي بر شما نيست – در ازدواج با دختران آنها - ، و زنان آن پسرانتان كه از پشت شما باشند ، و اينكه دو خواهر را با هم به زني گيريد ، مگر آنچه پيش از اين گذشت – كه گناهش آمرزيده شده ولي بايد از يكي جدا شويد - ، كه خداوند آمرزگار و مهربان است .
20. Si vous voulez substituer une épouse à une autre, et que vous ayez donné à l'une un quintar, n'en reprenez rien. Quoi! le reprendriez-vous par injustice et péché manifeste?
21. Comment oseriez-vous le reprendre, après que l'union la plus intime vous ait associés l'un à l'autre et qu'elles aient obtenu de vous un engagement solennel?
22. et n'épousez pas les femmes que vos pères ont épousées, exception faite pour le passé. C'est une turpitude, une abomination, et quelle mauvaise conduite!
23. vous sont interdites vos mères, filles, soeurs, tantes paternelles et tantes maternelles, filles d'un frère et filles d'une soeur, mères qui vous ont allaités, soeurs de lait, mères de vos femmes, belles-filles sous votre tutelle et issues des femmes avec qui vous avez consommé le mariage; Si le mariage n'a pas été consommé, ceci n'est pas un péché de votre part; les femmes de vos fils nés de vos reins; de même que deux soeurs réunies - exception faite pour le passé. car vraiment Allah est Pardonneur et Miséricordieux;

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هشتادم
وَاللاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلا (١٥)
وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَحِيمًا (١٦)
إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (١٧)
وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا (١٨)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا (١٩)
15. and those of Your women who commit illegal sexual intercourse, take the evidence of four witnesses from amongst You against them; and if they testify, confine them (i.e. women) to houses until death comes to them or Allâh ordains for them some (other) way.
16. and the two persons (man and woman) among You who commit illegal sexual intercourse, Punish them both. and if they repent (promise Allâh that they will never repeat, i.e. commit illegal sexual intercourse and other similar sins) and do righteous good deeds, leave them Alone. surely, Allâh is ever the one who accepts repentance, (and He is) Most Merciful.
17. Allâh accepts Only the repentance of those who do evil In ignorance and foolishness and repent soon afterwards; it is they to whom Allâh will forgive and Allâh is ever AllKnower, AllWise.
18. and of no effect is the repentance of those who continue to do evil deeds until death faces one of them and He says: "Now I repent;" nor of those who die while they are disbelievers. for them we have prepared a painful torment.
19. O You who believe! You are forbidden to inherit women against their will, and You should not treat them with harshness, that You may take away part of the Mahr You have given them, unless they commit open illegal sexual intercourse. and live with them honourably. if You dislike them, it may be that You dislike a thing and Allâh brings through it a great deal of good.
15* واز زنان شما كسانى كه مرتكب زنا شوند، پس چهار نفر از ميان شما مردان مسلمان را بر آنان شاهد بگيريد، پس اگر شهادت دادند، آن زنان را در خانه ها ى خودشان نگاه داريد، تا مرگشان فرا رسد، يا آنكه خداوند، راهى براى آنان قرار دهد و قانون جديدى بياورد.
16* و آن دو نفرى از شما كه سراغ فحشا و زنا روند (زن يا مرد زناكار و بدون همسر) هر دو را آزار دهيد و بر آنان حدّ جارى كنيد. پس اگر توبه كرده و خود را اصلاح كردند، از آنان درگذريد زيرا خداوند توبه پذيرِ مهربان است .
17* بى گمان پذيرش توبه بر خدا، براى كسانى است كه از روى جهالت كار بد مى كنند، سپس زود توبه مى كنند. پس خداوند توبه ى آنان را مى پذيرد و خداوند، دانا و حكيم است .
18* و پذيرش توبه، براى كسانى كه كارهاى زشت مى كنند تا وقتى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد، آنگاه مى گويد: همانا الا ن توبه كردم، نيست و نيز براى آنان كه كافر بميرند، بلكه براى آنان عذاب دردناك مهيّا كرده ايم .
19* اى كسانى كه ايمان آورده ايد! براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه به ارث بريد و بر آنان سخت نگيريد تا بعضى از آنچه را به آنان بخشيده ايد، خود ببريد، مگر آنكه مرتكب فحشاء آشكار شوند و با آنان به نيكويى رفتار كنيد و اگر از همسرانتان خوشتان نيامد چه بسا شما چيزى را خوش نداشته باشيد، ولى خداوند، خير فراوان در آن قرار داده باشد.
15. celles de vos femmes qui forniquent, faites témoigner à leur encontre quatre d'entre vous. s'ils témoignent, alors confinez ces femmes dans vos maisons jusqu'à ce que la mort les rappelle ou qu'Allah décrète un autre ordre à leur égard.
16. les deux d'entre vous qui l'ont commise [la fornication], sévissez contre eux. s'ils se repentent ensuite et se réforment, alors laissez-les en paix. Allah demeure Accueillant Au repentir et Miséricordieux.
17. Allah accueille seulement le repentir de ceux qui font le mal par ignorance et qui aussitٍt se repentent. voilà ceux de qui Allah accueille le repentir. et Allah est Omniscient et Sage.
18. mais l'absolution n'est point destinée à ceux qui font de mauvaises actions jusqu'au moment où la mort se présente à l'un d'eux, et qui s'écrie: ‹Certes, Je me repens maintenant› - non plus pour ceux qui meurent mécréants. et C'est pour eux que nous avons préparé un châtiment douloureux.
19. ش les croyants! il ne vous est pas licite d'hériter des femmes contre leur gré. ne les empêchez pas de se remarier dans le but de leur ravir une partie de ce que vous aviez donné, à moins qu'elles ne viennent à commettre un péché prouvé. et comportez-vous convenablement envers elles. Si vous avez de l'aversion envers elles durant la vie commune, il se peut que vous ayez de l'aversion pour une chose où Allah a déposé un grand bien.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هفتاد و نهم
وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (١٢)
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (١٣)
وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ (١٤)
12. In that which Your wives Leave, Your share is a half if they have no child; but if they leave a child, You get a fourth of that which they leave after payment of legacies that they may have bequeathed or debts. In that which You Leave, their (your wives) share is a fourth if You leave no child; but if You leave a child, they get an eighth of that which You leave after payment of legacies that You may have bequeathed or debts. if the man or woman whose inheritance is In question has left neither ascendants nor descendants, but has left a brother or a sister, each one of the two gets a sixth; but if more than two, they share In a third; after payment of lagacies He (or she) may have bequeathed or debts, so that no loss is caused (to anyone). This is a Commandment from Allâh; and Allâh is ever AllKnowing, MostForbearing.
13. These are the limits (set by) Allâh (or ordainments as regards laws of inheritance), and Whosoever obeys Allâh and his Messenger (Muhammad) will be admitted to Gardens under which rivers flow (in
14. and Whosoever disobeys Allâh and his Messenger (Muhammad), and transgresses his limits, He will cast Him into the Fire, to abide therein; and He shall have a disgraceful torment.
12* و براى شما مردان نصف ارثى است كه همسرانتان به جا گذاشته اند، اگر آنان فرزندى نداشته باشند، هر چند از شوهر ديگر، ولى اگر براى آنان فرزندى باشد، سهم شما يك چهارم از ميراث است، البتّه پس از عمل به وصيّتى كه كرده اند يا اداى دَينى كه دارند و امّا اگر شوهر از دنيا رفت سهم زنان يك چهارم از چيزى است كه به جا گذاشته ايد، البتّه اگر فرزندى نداشته باشيد، ولى اگر فرزندى داشته باشيد (اگر چه از همسر ديگر) سهم همسران يك هشتم از چيزى است كه بر جاى نهاده ايد. اين تقسيم پس از عمل به وصيّت يا پرداخت دينى است كه داريد و اگر مرد يا زنى كه از او ارث مى برند كلاله باشد (يعنى والدين و فرزندى نداشته باشد) و براى او برادر و خواهر باشد، براى هر يك از آنان يك ششم است و اگر آنان خواهر و برادر بيش از يكى باشند، همه آنان در يك سوّم ، به تساوى شريكند، البتّه پس از انجام وصيّتِ ميّت يا اداى دينِ او، بى آنكه وصيّت، ضرر به وارث داشته باشد. اين، سفارشى از سوى خداست و خداوند، دانا و بردبار است .
13* آن چه گفته شد، حدود ومقررّات الهى است وهركس از خدا ورسولش پيروى كند خداوند او را به باغهايى وارد مى كند كه از زير درختانش نهرها جارى است، آنان هميشه در آن مى مانند و اين است كاميابى و رستگارى بزرگ .
14* و هركس خدا ورسولش را نافرمانى كند واز حدود الهى تجاوز نمايد، خدا او را وارد آتشى مى كند كه هميشه در آن مى ماند وبراى او عذابى خواركننده است .
12. et à vous la moitié de ce laissent vos épouses, Si elles n'ont pas d'enfants. Si elles ont un enfant, alors à vous le quart de ce qu'elles laissent, après exécution du testament qu'elles auraient fait ou paiement d'une dette. et à elles un quart de ce que vous laissez, Si vous n'avez pas d'enfant. mais Si vous avez un enfant, à elles alors le huitième de ce que vous laissez après exécution du testament que vous auriez fait ou paiement d'une dette. et Si un homme, ou une femme, meurt sans héritier direct, cependant qu'il laisse un frère ou une soeur, à chacun de ceux-ci Alors, un sixième. s'ils sont plus de deux, tous alors participeront Au tiers, après exécution du testament ou paiement d'une dette, sans préjudice à quiconque. (Telle est l') Injonction d'Allah! et Allah est Omniscient et indulgent.
13. tels sont les ordres d'Allah. et quiconque obéit à Allah et à son Messager, il le fera entrer dans les jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour y demeurer éternellement. et voilà la grande réussite.
14. et quiconque désobéit à Allah et à son Messager, et transgresse ses ordres, il le fera entrer Au feu pour y demeurer éternellement. et celui- là aura un châtiment avilissant.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هفتاد و هشتم
لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا (٧)
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا (٨)
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلا سَدِيدًا (٩)
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا (١٠)
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (١١)
7. there is a share for men and a share for women from what is left by parents and those nearest related, whether, the property be small or large - a legal share.
8. and when the relatives and the orphans and AlMasâkin (the poor) are present at the time of division, give them out of the property, and speak to them Words of Kindness and justice.
9. and let those (executors and guardians) have the same fear In their minds as they would have for their own, if they had left weak offspring behind. so let them fear Allâh and speak Right words.
10. Verily, those who unjustly eat up the property of orphans, they eat up Only a Fire into their bellies, and they will be burnt In the blazing Fire!
11. Allâh commands You as regards Your children's (inheritance); to the male, a portion equal to that of two females; if (there are) Only daughters, two or more, their share is two thirds of the inheritance; if Only one, her share is half. for parents, a sixth share of inheritance to each if the deceased left children; if no children, and the parents are the (only) heirs, the mother has a third; if the deceased left brothers or (sisters), the mother has a sixth. (the distribution In All cases is) after the payment of legacies He may have bequeathed or debts. You know not which of them, whether Your parents or Your children, are nearest to You In benefit, (these fixed shares) are ordained by Allâh. and Allâh is ever AllKnower, AllWise.
7* براى مردان ، از آنچه پدر و مادر ونزديكان، پس از مرگ بر جاى گذاشته اند سهمى است، وبراى زنان نيز از آنچه پدر ومادر وخويشاوندان بر جاى گذاشته اند، سهمى است، خواه مقدار مال كم باشد يا زياد، سهمى معيّن و مقرّر است .
8* واگر هنگام تقسيم ارث خويشاوندانى كه ارث نمى برند ويتيمان ومستمندان حاضر شدند، پس چيزى از آن مال به آنان روزى دهيد و با آنان پسنديده سخن بگوئيد.
9* و كسانى كه اگر پس از خود فرزندان ناتوانى به يادگار بگذارند، بر فقر آينده آنان مى ترسند، بايد از ستم درباره يتيمان مردم نيز بترسند. از خداوند پروا كنند و سخنى استوار گويند.
10* همانا، آنان كه اموال يتيمان را به ستم مى خورند، در حقيقت ، آتشى را در شكم خود فرو مى برند و بزودى در آتشى افروخته وارد خواهند شد.
11* خداوند درباره ارث فرزندانتان به شما سفارش مى كند، براى پسر مانند سهم دو دختر است، پس اگر وارثان از جنس زن و بيش از دو نفر باشند، دوسوّم ميراث، سهم آنان است و اگر يكى باشد، نصف ميراث از آنِ اوست و براى هر يك از پدر و مادرِ ميّت، يك ششم ميراث است، اگر ميّت، فرزندى داشته باشد. امّا اگر فرزندى نداشته و پدر ومادر، تنها وارث او باشند، مادر يك سوّم مى برد و باقى براى پدر است و اگر متوفّى برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى برد. البتّه تقسيم ارث پس از عمل به وصيّتى است كه او (متوفّى ) سفارش كرده يا پرداخت بدهى اوست. شما نمى دانيد پدران و پسرانتان، كداميك برايتان سودمندترند. اين احكام، از سوى خدا واجب شده است، همانا خداوند دانا و حكيم است .
7. aux hommes revient une part de ce qu'ont laissé les père et mère Ainsi que les proches; et aux femmes une part de ce qu'ont laissé les père et mère Ainsi que les proches, que ce soit Peu ou beaucoup: une part fixée.
8. et Lorsque les proches parents, les orphelins, les nécessiteux assistent Au partage, offrez-leur quelque chose de l'héritage, et parlez-leur convenablement.
9. que la crainte saisisse ceux qui laisseraient après eux une descendance faible, et qui seraient inquiets à leur sujet; qu'ils redoutent donc Allah et qu'ils prononcent des paroles justes.
10. ceux qui mangent [disposent] injustement des biens des orphelins ne font que manger du feu dans leurs ventres. ils brûleront bientٍt dans les flammes de l'Enfer.
11. Voici ce qu'Allah vous enjoint Au sujet de vos enfants: Au fils, une part équivalente à

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هفتاد و هفتم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا (١)
وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا (٢)
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلا تَعُولُوا (٣)
وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا (٤)
وَلا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلا مَعْرُوفًا (٥)
وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا (٦)
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.
1. O mankind! be dutiful to Your Lord, who created You from a single person (Adam), and from Him (Adam) He created his wife [Hawwa (Eve)], and from them both He created many men and women and fear Allâh through whom You demand Your mutual (rights), and (Do not cut the relations of) the wombs (kinship) . surely, Allâh is ever an AllWatcher over you.
2. and give unto orphans their property and do not exchange (your) bad things for (their) good ones; and devour not their substance (by adding it) to Your substance. surely, This is a great sin.
3. and if You fear that You shall not be Able to deal justly with the orphangirls, Then marry (other) women of Your choice, two or three, or four but if You fear that You shall not be Able to deal justly (with them), Then Only one or (the captives and the slaves) that Your Right hands possess. that is nearer to prevent You from doing injustice.
4. and give to the women (whom You marry) their Mahr (obligatory bridal money given by the husband to his wife at the time of marriage) with a good heart, but if they, of their own good pleasure, remit any part of it to you, take it, and enjoy it without fear of any harm (as Allâh has made it lawful).
5. and give not unto the foolish Your property which Allâh has made a means of support for You , but feed and clothe them therewith, and speak to them Words of Kindness and justice.
6. and try orphans (as regards their intelligence) until they reach the age of marriage; if Then You find sound judgement In them, release their property to them, but consume it not wastefully, and hastily fearing that they should grow up, and whoever amongst guardians is rich, He should take no wages, but if He is poor, let Him have for himself what is just and reasonable (according to his work). and when You release their property to them, take witness In their presence; and Allâh is AllSufficient In taking account.
به نام خداوند بخشنده مهربان
2* و اموال يتيمان را به آنان باز دهيد و اموال بد خودتان را با اموال خوبِ يتيمان تبديل نكنيد و اموال آنان را با اموال خود نخوريد، همانا اين تصرّفاتِ ظالمانه گناهى بزرگ است .
3* و اگر مى ترسيد كه عدالت را درباره ى ازدواج با دختران يتيم مراعات نكنيد، از ازدواج با آنان صرف نظر نماييد و با زنان دلخواه ديگر ازدواج كنيد، دوتا، سه تا، يا چهار تا. پس اگر ترسيديد كه ميان همسران به عدالت رفتار نكنيد، پس يك همسر كافى است يا به جاى همسر دوّم از كنيزى كه مال شماست كام بگيريد، گرچه كنيز هم حقوقى دارد كه بايد مراعات شود اين نزديك تر است كه ستم نكنيد.
4* ومهر وكابين زنان را به صورت هديه و با رغبت بدهيد و اگر با ميل و رغبت خويش چيزى از آن را به شما بخشيدند، آن را حلال وگوارا مصرف كنيد.
5* و اموال خود را كه خداوند وسيله ى برپائى زندگى شما قرار داده ، به دست سفيهان ندهيد ولى رزق و مخارج آنان را از درآمد آن بدهيد و آنان را بپوشانيد و با آنان سخن شايسته و نيكو بگوييد.
6* و يتيمان را بيازماييد، تا هنگامى كه به سنّ بلوغ و ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشدى فكرى يافتيد، اموالشان را به ايشان برگردانيد و آن را به اسراف و شتاب ، از بيم اينكه بزرگ شوند و اموالشان را از شما بگيرند مصرف نكنيد. وهر قيّم وسرپرستى كه بى نياز است ، عفّت به خرج دهد و از گرفتن حق الزّحمه ى امور يتيمان چشم بپوشد وآن كه نيازمند است ، به مقدار متعارف در برابر نگهدارى از مال يتيم مى تواند ارتزاق كند. پس هرگاه اموالشان را به آنان ردّ كرديد، افرادى را بر آنان گواه وشاهد بگيريد. اين گواهى براى حفظ حقوق يتيمان است ، وگرنه خدا براى محاسبه كافى است .
Au nom d'Allah, le Tout Miséricordieux, le Très Miséricordieux.
1. hommes! craignez votre Seigneur qui vous a créés d'un seul être, et a créé de celui-ci sont épouse, et qui de ces deux là a fait répandre (sur la terre) beaucoup d'hommes et de femmes. craignez Allah Au nom duquel vous vous implorez les uns les autres, et craignez de rompre les liens du sang. certes Allah vous observe parfaitement.
2. et donnez aux orphelins leurs biens; n'y substituez pas le mauvais Au bon. ne mangez pas leurs biens avec les vٍtres: C'est vraiment un grand péché.
3. et Si vous craignez de n'être pas justes envers les orphelins,...Il est permis d'épouser deux, trois ou quatre, Parmi les femmes qui vous plaisent, Mais, Si vous craignez de n'être pas justes avec celles-ci, alors une seule, ou des esclaves que vous possédez. cela afin de ne pas faire d'injustice (ou afin de ne pas aggraver votre charge de famille).
4. et donnez aux épouses leur mahr, de bonne grâce. Si de bon gré elles vous en abandonnent quelque chose, disposez-en alors à votre aise et de bon coeur.
5. et ne confiez pas aux incapables vos biens dont Allah a fait votre subsistance. mais prélevez-en, pour eux, nourriture et vêtement; et parlez-leur convenablement.
6. et éprouvez (la capacité) des orphelins jusqu'à ce qu'ils atteignent (l'aptitude) Au mariage; et Si vous ressentez en eux une bonne conduite, remettez-leur leurs biens. ne les utilisez pas (dans votre intérêt) avec gaspillage et dissipation, avant qu'ils ne grandissent. quiconque est aisé devrait s'abstenir de se payer lui-même de cet héritage qui Lui est confié. s'il est pauvre, alors qu'il y puise une quantité convenable, à titre de rémunération de tuteur.) est aisé, qu'il s'abstienne d'en prendre lui-même. s'il est pauvre, alors qu'il en utilise raisonnablement: et Lorsque vous leur remettez leurs biens, prenez des témoins à leur encontre. mais Allah suffit pour observer et compter.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ هفتاد و ششم
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لأكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (١٩٥)
لا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلادِ (١٩٦)
مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (١٩٧)
لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلأبْرَارِ (١٩٨)
وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (١٩٩)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٢٠٠)
195. so their Lord accepted of them (their supplication and answered them), "Never will I allow to be lost the work of any of you, be He male or female. You are (members) one of another, so those who emigrated and were driven out from their homes, and suffered harm In My Cause, and who fought, and were killed (in My Cause), Verily, I will remit from them their evil deeds and admit them into Gardens under which rivers flow (in Paradise); a reward from Allâh, and with Allâh is the best of rewards."
196. let not the free disposal (and affluence) of the disbelievers throughout the land deceive you.
197. a brief enjoyment; then, their ultimate abode is Hell; and worst indeed is that place for rest.
198. But, for those who fear their Lord, are Gardens under which rivers flow (in
199. and there are, Certainly, among the people of the Scripture (Jews and Christians), those who believe In Allâh and In that which has been revealed to you, and In that which has been revealed to them, humbling themselves before Allâh. they do not sell the Verses of Allâh for a little price, for them is a reward with their Lord. surely, Allâh is Swift In account.
200. O You who believe! endure and be more patient (than Your enemy), and Guard Your territory by stationing army units permanently at the places from where the enemy can attack you, and fear Allâh, so that You may be successful.
195* پس پروردگارشان دعاى آنان را مستجاب كرد و فرمود: كه من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، خواه مرد يا زن ، گرچه همه از يكديگريد، تباه نمى كنم وبى پاداش نمى گذارم. پس كسانى كه هجرت كرده واز خانه هايشان رانده شده و در راه من آزار و اذيّت ديده ، جنگيده و كشته شدند، قطعا من لغزش هايشان را مى پوشانم و در باغ هايى كه نهرها از زيرشان جارى است ، واردشان مى كنم . اين پاداشى است ازطرف خدا، و پاداش نيكو تنها نزد خداست .
196* رفت و آمد كفّار در شهرها ترا فريب ندهد.
197* بهره ى آنها از اين رفت و آمدها متاع ناچيزى است ، سپس جايگاه ابدى آنان جهنّم است كه بد جايگاهى است .
198* لكن براى كسانى كه نسبت به پروردگارشان پروا داشته باشند، باغ هايى است كه نهرها از زير درختانش جارى است . آنان براى هميشه در آنجا هستند و اين پذيرايى اوّليه از جانب خداوند است ، ولى آنچه در نزد خداست براى نيكان بهتر است .
199* و همانا بعضى از اهل كتاب ، كسانى هستند كه به خداوند و آنچه به شما نازل شده و آنچه به خودشان نازل شده ، خاشعانه ايمان مى آورند. آيات الهى را به بهاى اندك معامله نمى كنند. آنها هستند كه برايشان نزد پروردگارشان پاداش است . همانا خداوند سريع الحساب است .
200* اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در برابر مشكلات و هوسها استقامت كنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و ديگران را به صبر دعوت كنيد و از مرزها مراقبت كنيد و از خداوند پروا داشته باشيد، شايد كه رستگار شويد.
195. leur Seigneur les a alors exaucés (disant): ‹En vérité, Je ne laisse pas perdre le bien que quiconque Parmi vous a fait, homme ou femme, car vous êtes les uns des autres. ceux donc qui ont émigré, qui ont été expulsés de leurs demeures, qui ont été persécutés dans Mon chemin, qui ont combattu, qui ont été tués, Je tiendrai certes pour expiées leurs mauvaises actions, et les ferai entrer dans les jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, comme récompense de la part d'Allah.› quant à Allah, C'est auprès de Lui qu'est la plus belle récompense.
196. que ne t'abuse point la versatilité [pour la prospérité] dans le pays, de ceux qui sont infidèles.
197. Piètre jouissance! puis leur refuge sera l'Enfer. et quelle détestable couche!
198. mais quant à ceux qui craignent leur Seigneur, ils auront des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour y demeurer éternellement, un lieu d'accueil de la part d'Allah. et ce qu'il y a auprès d'Allah est meilleur, pour les pieux.
199. il y a Certes, Parmi les gens du Livre ceux qui croient en Allah et en ce qu'on a fait descendre vers vous et en ceux qu'on a fait descendre vers eux. ils sont humbles envers Allah, et ne vendent point les versets d'Allah à vil prix. voilà ceux dont la récompense est auprès de leur Seigneur. en vérité, Allah est prompt à faire les comptes.
200. ش les croyants! soyez endurants. Incitez-vous à l'endurance. Luttez constamment (contre l'ennemi) et craignez Allah, afin que vous réussissiez!

میلاد با سعادت حضرت امام حسین (ع) مبارک باد ![]()




