اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
v
شمه
اي از داستان هاي جزء سوم از كلام الله مجيد
آيه
الكرسي برترين آيه از قرآن كريم و دو لب تسبيح گوي عرش الهي ، بيان عظمت ، بزرگي
خداوند ، خداوندي كه عظيم و بزرگ است و بي نهايت ، هيچ كاري براي او مشكل نيست و
هيچ گاه از اداره و تدبير جهان هستي خسته و ناتوان و غافل و بي خبر نمي گردد و علم
او بر همه چيز احاطه دارد .
آيا
آيه الكرسي فقط به آيه 255 سوره مباركه بقره اطلاق مي گردد؟
چرا
خداوند در جواب ابوحصين كه دو فرزندش از مذهب خود برگشته و مسيحي شده بودند ومي
خواست به اجبار آنان را برگرداند فرمود اي پيامبربگو در دين اجبار و اكراهي نيست
!
-
خدواند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند و در پرتوي اين ولايت و رهبري
آنان را از ظلمتها خارج مي كند و
آنهايي كه كافر شدند اولياء آنها طاغوت است كه آنها را از نور به سمت ظلمت بيرون مي
برد به همين دليل آنها اصل آتشند و هميشه در آن خواهند بود.
-
زماني كه ابراهيم (ع) مورد سوال نمرود قرار گرفت در مورد پروردگارش ، ابراهيم
بزرگترين شاهكار هستي يعني قانون آفرينش (حيات و مرگ) را به عنوان نشانه روشني از
علم و قدرت پروردگار مطرح ساخت گفت : خداي من همان كسي است كه زنده مي كند و مي
ميراند .
نمرود
سرمست از غرور با ادعاي توانايي زنده نمودن و ميراندن تزوير و سفسطه نمود. ابراهيم
(ع) در جواب فرمود : خداوند خورشيد را از افق مشرق مي آورد اگر تو راست مي گويي كه
حاكم بر جهان هستي مي باشي خورشيد را از مغرب بياور !اينجا بود كه " فبهت الذي
كفر" . آري خداوند قوم ظالم را هدايت نمي كند.
و
بر عكس نمونه هايي از هدايت قوم مومن
همانند
كسي كه از كنار يك آبادي عبور مي كرد در حالي كه مخروبه شده بود و اجساد و استخوان
هاي اهل آن در هر سو پراكنده ! از روي تعجب با خود گفت : چگونه خدا پس از مرگ اينان
را زنده مي كند. خداوند او را يكصد سال ميراند ، سپس او را زنده كرد و به او گفت :
چقدر درنگ كردي ؟ گفت يك يا قسمتي از يك روز خداوند با نشان دادن غذا و نوشيدني و
همچنين مركب سواريش كه به همراه داشت ، كه اولي كاملا سالم و دومي كاملا متلاشي شده
بود به او ثابت كرد كه بيش از صد سال به خواب فرو رفته است ! و سپس مركبش را برايش
زنده نمود و او كسي نبود جز عزير پيامبر كه با اين ماجرا به قدرت خداوند در زنده
كردن مرگان ايمان آورد و هدايت گرديد !
-
نمونه اي ديگر زنده شدن چهار نوع مرغ كشته شده و در هم آميخته در مقابل چشمان حضرت
ابراهيم (ع) بود ، آري خداوند براي هدايت ايمان آورندگان دلايل و شواهدي محكم دارد
!
انفاق
بخشش كوچك و بسيار پسنديده اي كه نبايد به انحراف دچار شود تا نجات بخش جامعه باشد
.
در
شان نزول ايه 274 سوره مباركه بقره نقل شده است كه حضرت علي (ع) چهار درهم داشت .
درهمي را در شب و درهمي را در روز ، درهمي را نهان و درهمي را اشكارا انفاق
نمود.
-
فرستادگان شصت نفر بودند كه چهارده نفر آنان از اشراف و برجستگان نجران محسوب مى
شدند, سه نفر از اين چهارده نفر سمت رياست داشتند ومسيحيان آن سامان در كارها و
مشكلات خود به آن سه نفر مراجعه مى كردند.
ايـن
گـروه شـصت نفرى در لباس مردان قبيله بنى كعب به مدينه آمدند و به مسجد پيامبر(ص )
وارد شـدنـد, مـوقعى كه آنها وارد مسجد شدند, هنگام نمازشان بود, طبق مراسم خود,
ناقوس را نـواخـتـنـد و مشغول نماز شدند پس از نماز ((عاقب ))و ((سيد)) كه اولى
امير و رئيس قوم خود مـحـسـوب مى شد و ديگرى سرپرست تشريفات و تنظيم برنامه سفر و
مورد اعتماد مسيحيان بود خـدمـت پـيـامبر رسيدند وبا او آغاز سخن كردند پيامبر(ص )
به آنها پيشنهاد كرد: به آيين اسلام درآييد و درپيشگاه خداوند تسليم
گرديد.
عاقب
و سيد گفتند: ما پيش از تو اسلام آورده و تسليم خداوند شده ايم
!.
پـيامبر(ص
) فرمود: شما چگونه بر آيين حق هستيد, با اينكه اعمالتان حاكى از اين است كه تسليم
خداوند نيستيد, چه اينكه براى خدا فرزند قائليد و عيسى راپسر خدا مى دانيد, و صليب
را عبادت و پرستش مى كنيد و گوشت خوك مى خوريد, با اين كه تمام اين امور مخالف آيين
حق است !.
عاقب
و سيد گفتند: اگر عيسى پسر خدا نيست , پس پدرش كه بوده است ؟پيامبر(ص ) فرمود: آيا
شـما قبول داريد كه هر پسرى شباهتى به پدر خود دارد؟گفتند آرى فرمود: آيا اينطور
نيست كه خـداى ما به هر چيزى , احاطه دارد و قيوم است و روزى موجودات با اوست ,
گفتند: آرى , همين طـور است , فرمود: آيا عيسى اين اوصاف را داشت , گفتند: نه
فرمود: آيا چنين نيست كه عيسى را مـادرش مـانندساير كودكان در رحم حمل كرد, و بعد
همچون مادرهاى ديگر, او را به دنيا آورد؟ وعيسى پس از ولادت , چون اطفال ديگر غذا
مى خورد ! گفتند: آرى چنين بودفرمود: پس چگونه عيسى پسر خداست با اين كه هيچ گونه
شباهتى به پدرش ندارد؟!.
سـخن
كه به اينجا رسيد, همگى خاموش شدند, در اين هنگام , هشتاد و چندآيه از اوايل اين
سوره براى توضيح معارف و برنامه هاى اسلام نازل گرديد.
در
آيه 13 سوره آل عمران آيه
گوشه اى از ماجراى بدر را بازگو مى كند در جنگ بدر تعداد مسلمانان (313) نـفـر بـود
(77) نفر آنها را مهاجران و (236) نفر آنها ازانصار بودند پرچم مهاجران به دست
عـلـى (ع ) و سعدبن عباده پرچمدار انصار بودآنان تنها با داشتن هفتاد شتر و دو اسب
و شش زره و هـشـت شمشير در اين نبردشركت كرده بودند با اين كه سپاه دشمن بيش از
هزار نفر با اسلحه و تجهيزات كافى بودند مسلمانان بر آنها غالب شدند و با پيروزى
كامل به مدينه مراجعت كردند.
تـفـسـير:
اين آيه در حقيقت بيان نمونه اى است از آنچه در آيات قبل گذشت وبه كافران هشدار مـى
دهـد كـه به اموال و ثروت و كثرت نفرات مغرور نشوند كه سودى به حالشان ندارد يك
شاهد زنـده اين موضوع جنگ بدر است , مى فرمايد:((در آن دو جمعيت (كه در ميدان جنگ
بدر) با هم روبرو شدند نشانه و درس عبرتى براى شما بود))
سپس
مى افزايد: ((آنها (مشركان ) اين گروه (مؤمنان ) را با چشم خود دو برابرآنچه بودند
مشاهده مى كردند))
خـدا
مـى خواست قبل از شروع جنگ تعداد مسلمانان در نظر آنان كم جلوه كند تا با غرور و
غفلت وارد جـنـگ شوند ـچنانچه در آيه 44 سوره انفال بدان اشاره شده است ـ و پس از
شروع جنگ , دو بـرابـر جـلـوه كـند تا وحشت و اضطراب , آنها رافرا گيرد و منتهى به
شكست آنان گردد ولى به عـكـس خـداونـد عـدد دشمنان را درنظر مسلمانان , كم جلوه داد
تا بر قدرت و قوت روحيه آنها بيفزايد.
از
آيه 38 به بعد گوشه اى از زندگى
پيامبرالهى , زكريا را در ارتباط باداستان مريم بيان مى كند.
هـمـسـر
زكريا و مادر مريم خواهر يكديگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز, نازا وعقيم بودند با
اين كه سـالـيـان درازى از عـمر زكريا و همسرش گذشته و از نظرمعيارهاى طبيعى بسيار
بعيد به نظر مى رسيد كه صاحب فرزندى شود, با ايمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود
ميوه هاى تازه در غـيـر فـصل , قلب او لبريز از اميدگشت كه شايد در فصل پيرى , ميوه
فرزند بر شاخسار وجودش آشكار شود, به همين دليل هنگامى كه مشغول نيايش بود از
خداوند تقاضاى فرزند كرد, آن گونه كـه قـرآن در ايـن آيـه مـى گـويـد: ((در ايـن
هـنـگـام زكـريـا پـروردگـار خـويش را خواند و گفت :پروردگارا! فرزند پاكيزه اى از
سوى خودت به من (نيز) عطا فرما كه تو دعا رامى شنوى )) و اجابت مى كنى ، زكريا با
شرح وداستاني بسيار زيبا داراي فرزندي شد كه مادر پيامبر اولولعزم عيسي (ع) بود
.
-
در زمان پيامبر هيات نجرانى خدمت پيامبر(ص ) رسيدند و عرض كرند: آيا هرگز ديده اى
فرزندى بدون پدر متولد شود؟ در اين هنگام آيـه ان مـثل عيسى عنداللّه نازل شد و
هنگامى كه پيامبر(ص ) آنها را به مباهله
دعوت كرد آنـهـا تـا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند فردا كه شد
پيامبر(ص ) آمد در حالى كه دست على بن ابيطالب (ع )را گرفته بود و حسن و حسين (ع )
در پيش روى او راه مى رفتند و فاطمه (ع ) پشت سرش بود.
در
روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت : من صورتهايى رامى بينم كه اگر از
خداوند تـقـاضا كنند كوهها را از جا بر كند چنين خواهد كرد; هرگز باآنها مباهله
نكنيد كه هلاك خواهيد شد, و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد
ماند.
v
شمه
اي از مباحث اخلاقي اجتماعي جزء سوم از كلام الله
مجيد
ü
انفاق
يكى از مهمترين اسباب نجات در قيامت !.
مـسـاله
انفاق يكى از مهمترين مسائلى است كه اسلام روى آن تاكيد داردوشايد ذكر آيات آن پشت
سـر آيات مربوط به معاد ازاين نظرباشدكه يكى ازمهمترين اسباب نجات درقيامت ,انفاق
وبخشش در راه خداست . نخست مى فرمايد: ((مثل كسانى كه اموال خود را در راه خدا
انفاق مى كنندهمانند بذرى است كه هفت خوشه بروياند)) (مثل الذين ينفقون اموالهم فى
سبيل اللّه كمثل حبة انبتت سبع سنابل ) ((و در هـر خوشه اى يكصد دانه باشد)) كه
مجموعااز يك دانه هفتصد دانه بر مى خيزد (فى كل سنبلة مائة حبة ). تـازه پاداش آنها
منحصر به اين نيست , بلكه : ((خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى در آنـهـا
و انـفـاق آنها از نظر نيت و اخلاص و كيفيت و كميت ببيند) دو يا چند برابر مى كند))
(واللّه يضاعف لمن يشا). و ايـن همه پاداش از سوى خدا عجيب نيست ((چرا كه او (از
نظر رحمت وقدرت ) وسيع و از همه چيز آگاه است )) (واللّه واسـع عليم ). يكى از
وظايفى كه سبب وحدت جامعه و تقويت حـكومت و بنيه دفاعى و جهاد مى شود، انفاق است.
مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق
كنيد))(ي ايها الذين آمنوا انفقوا مما رزقناكم ). منظور, انفاق واجب يعنى زكات است
. سـپـس مى افزايد: امروز كه توانايى داريد انفاق كنيد ((پيش از آن كه روزى فرارسد
كه نه خريد و فـروش در آن اسـت و نه رابطه دوستى و نه شفاعت )) (من قبل ان ياتى يوم
لا بيع فيه ولا خلة ولا شفاعة ) و در پايان آيه مى فرمايد: ((كافران همان
ظالمانند)) (والكافرون هم الظالمون ). اشـاره بـه اين كه آنها كه انفاق و زكات را
ترك مى كنند هم به خويشتن ستم روامى دارند و هم به ديگران .
ü
انفاق
يكى از مهمترين طرق حل مشكل فاصله طبقاتى .
بـا دقـت
در آيـات قـرآن مـجـيـد آشـكـار مى شود كه يكى از اهداف اسلام اين است كه اختلافات
غـيرعادلانه اى كه در اثر بى عدالتيهاى اجتماعى در ميان طبقه غنى وضعيف پيدا مى شود
از بين بـرود و سطح زندگى كسانى كه نمى توانند نيازمنديهاى زندگيشان را بدون كمك
ديگران رفع كـنـنـد بـالا بيايد و حداقل لوازم زندگى را داشته باشند, اسلام براى
رسيدن به اين هدف برنامه وسيعى در نظر گرفته است ـتحريم رباخوارى بطور مطلق , و
وجوب پرداخت مالياتهاى اسلامى از قـبـيـل زكـات و خمس و صدقات و مانند آنها و تشويق
به انفاق ـ وقف و قرض الحسنه و كمكهاى مـخـتـلـف مـالـى قسمتى از اين برنامه را
تشكيل مى دهد, و از همه مهمتر زنده كردن روح ايمان وبرادرى انسانى در ميان مسلمانان
است .
ü
از
چه اموالى بايد انفاق كرد؟.
مى
فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد از اموال پاكيزه اى كه (ازطريق تجارت ) به
دست آورده ايـد و از آنچه از زمين براى شما خارج كرده ايم (ازمنابع و معادن
زيرزمينى و از كشاورزى و زراعـت و باغ ) انفاق كنيد)) (ي ايها الذين آمنوا انفقوا
من طيبات ما كسبتم ومما اخرجنا لكم من الارض). در واقـع قـرآن مـى گويد, ما منابع
اينها را در اختيار شما گذاشتيم بنابراين نبايداز انفاق كردن بخشى از طيبات و
پاكيزه ها و ((سرگل )) آن در راه خدا دريغ كنيد. سـپس براى تاكيد هر چه بيشتر مى
افزايد: ((به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد تااز آن انفاق كنيد در حـالـى كـه خـود
شـمـا حاضر نيستيد آنها را بپذيريد, مگر از روى اغماض و كراهت )) (ولا تيمموا
الخبيث منه تنفقون ولستم بخذيه الا ان تغمضوافيه ). از آنـجـا كـه بعضى از مردم
عادت دارند هميشه از اموال بى ارزش و آنچه تقريبااز مصرف افتاده و قابل استفاده
خودشان نيست انفاق كنند اين جمله صريحا مردم را از اين كار نهى مى كند. در حقيقت ,
آيه به نكته لطيفى اشاره مى كند كه انفاق در راه خدا, يك طرفش مؤمنان نيازمندند, و
طـرف ديگر خدا و با اين حال اگر عمدا اموال پست و بى ارزش انتخاب شود, از يك سو
تحقيرى اسـت نـسبت به نيازمندان كه ممكن است على رغم تهيدستى مقام بلندى از نظر
ايمان و انسانيت داشته باشند و روحشان آزرده شود و از سوى ديگر سؤادبى است نسبت به
مقام شامخ پروردگار. و در پـايـان آيـه مى فرمايد: ((بدانيد خداوند بى نياز و
شايسته ستايش است ))(واعلموا ان اللّه غنى حميد). يعنى نه تنها نيازى به انفاق شما
ندارد, و از هر نظر غنى است , بلكه تمام نعمتها را او در اختيار شما گذارده و لذا
حميد و شايسته ستايش است .
در
ادامـه آيـات انفاق در اينجا به يكى از موانع مهم آن برخورد مى كنيم و آن وسوسه هاى
شيطانى در زمـيـنـه انـفـاق اسـت , در اين راستا مى فرمايد: ((شيطان (به هنگام
انفاق ) به شما وعده فقر و تهيدستى مى دهد)) (الشيطان يعدكم الفقر). و مـى گـويـد:
تامين آينده خود و فرزندانتان را فراموش نكنيد و از امروز فردا راببينيد و آنچه بر
خـويـشتن رواست بر ديگرى روا نيست و امثال اين وسوسه هاى گمراه كننده به علاوه ((او
شما را وادار به معصيت و گناه مى كند)) (ويامركم بالفحشا)((ولى خداوند به شما وعده
آمرزش و فزونى مـى دهـد)) (واللّه يعدكم مغفرة منه وفضلا ) زيرا انفاق اگرچه به
ظاهر, چيزى از شما كم مى كند در واقع چيزهايى برسرمايه شما مى افزايد, هم از نظر
معنوى و هم از نظر مادى , چنانكه در حديثى ازامـام صـادق (ع) نـقـل شـده كه فرمود:
هنگام انفاق دو چيز از طرف خداست و دو چيزاز ناحيه شـيـطـان ; آنچه از جانب خداست
يكى ((آمرزش گناهان )) و ديگرى ((وسعت وافزونى اموال )) و آنچه از طرف شيطان است
يكى ((وعده فقر و تهيدستى )) و ديگرى ((امر به فحشا)) است .
مى
فرمايد: ((آنـچـه را كه انفاق مى كنيد يا نذرهايى كه (در اين زمينه كرده ايد)
خداوند همه آنها را مى داند)) (وما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فان اللّه يعلمه
). كـم باشد يا زياد, خوب باشد يا بد, از طريق حلال تهيه شده باشد يا حرام ,همراه
با منت و آزار باشد يا بدون آن خدا از تمام جزئيات آن آگاه است . و در پايان آيه مى
فرمايد: ((و ظالمان ياورى ندارند)) (وما للظالمين من انصار). ((ظـالـمـان )) در
ايـنـجا اشاره به ثروت اندوزان بخيل و انفاق كنندگان رياكار, ومنت گذاران و مردم
آزاران است كه خداوند آنها را يارى نمى كند, و انفاقشان نيز دردنيا و آخرت ياورشان
نخواهد بود. آرى ! آنـها نه در دنيا يار و ياورى دارند و نه در قيامت شفاعت كننده
اى و اين خاصيت ظلم و ستم , در هر چهره و به هر شكل است .
بـهـتـريـن مواردى
كه انفاق در آنجا بايد صورت گيرد, بيان شده است , و آن كسانى هـسـتـنـد كـه داراى
صـفـات سـه گـانه اى باشند در بيان اولين صفت مـى فرمايد: انفاق شما مخصوصا ((بايد
براى كسانى باشدكه در راه خدا, محصور شده اند)) (للفقرا الذين احصروا فى سبيل اللّه
). يـعـنـى كـسانى كه به خاطر اشتغال به مساله جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن
ويادگيرى فنون جنگى از تلاش براى معاش و تامين هزينه زندگى بازمانده اند. سـپس براى
تاكيد مى افزايد: ((همانها كه نمى توانند سفرى كنند)) و سرمايه اى به دست آورند (لا
يستطيعون ضربا فى الا رض ). و در دومـين توصيف از آنان , مى فرمايد: ((كسانى كه
افراد نادان و بى اطلاع آنها را از شدت عفاف , غنى مى پندارند)) (يحسبهم الجاهل
اغنيا من التعفف ). ولى اين سخن به آن مفهوم نيست كه اين نيازمندان با شخصيت قابل
شناخت نيستند لذا مى افزايد: ((آنها را از چهره هايشان مى شناسى )) (تعرفهم
بسيماهم). يعنى در چهره هايشان نشانه هايى از رنجهاى درونى وجود دارد كه براى
افرادفهميده آشكار است آرى ! ((رنگ رخساره خبره مى دهد از سر درون )). و در
سـومـيـن تـوصـيـف , مـى فرمايد: آنها چنان بزرگوارند كه ((هرگز چيزى بااصرار از
مردم نمى خواهند)) (لا يسئلون الناس الحافا). معمول نيازمندان عادى اصرار در سؤال
است ولى آنها يك نيازمند عادى نيستند.
بـه
دنـبـال بحث در باره انفاق در راه خدا و بذل مال براى حمايت از نيازمندان از مـساله
رباخوارى كه درست بر ضد انفاق و يكى از عوامل مهم زندگى طبقاتى و طغيان اشـراف بود,
سخن مى گويد نخست در يك تشبيه گوياو رسا, حال رباخواران را مجسم مى سازد, مـى
فرمايد: ((كسانى كه ربا مى خورند, برنمى خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماس شيطان
با او ديـوانـه شـده )) و نـمـى تواندتعادل خود را حفظ كند, گاه به زمين مى خورد و
گاه بر مى خيزد (الذين ياكلون الربوا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان
من المس ). آرى ! ربـاخـواران كـه قـيـامـشـان در دنـيـا بـى رويـه و غـيرعاقلانه و
آميخته با((ثروت اندوزى جنون آميز))است , در جهان ديگر نيز بسان ديوانگان محشورمى
شوند. سـپـس بـه گـوشـه اى از منطق رباخواران اشاره كرده مى فرمايد: ((اين به خاطر
آن است كه آنها گـفـتـنـد: بيع هم مانند ربا است )) و تفاوتى ميان اين دو نيست (ذلك
بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا). يـعـنـى : هـر دو از انـواع مـبادله است كه با
رضايت طرفين انجام مى شود, ولى قرآن در پاسخ آنها مـى گويد: چگونه اين دو ممكن است
يكسان باشد ((حال آن كه خداوند بيع را حلال كرده و ربا را حرام)) (واحل اللّه البيع
وحرم الربوا). مـسـلـما اين تفاوت , دليل و فلسفه اى داشته كه خداوند حكيم به خاطر
آن چنين حكمى را صادر كرده است , و عدم توضيح بيشتر قرآن در اين باره شايدبه خاطر
وضوح آن بوده است . سـپـس راه را بـه روى تـوبـه كـاران باز گشوده , مى فرمايد:
((هركس اندرز الهى به او رسد و (از ربـاخـوارى ) خوددارى كند, سودهايى كه در سابق
(قبل از حكم تحريم ربا) به دست آورده مال او اسـت و كار او به خدا واگذار مى شود))
و گذشته او را خداخواهد بخشيد (فمن جاه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف وامره الى
اللّه ). ((اما كسانى كه (به خيره سرى ادامه دهند و) بازگردند (و اين گناه را
همچنان ادامه دهند) آنها اهـل دوزخند و جاودانه در آن مى مانند)) (ومن عاد فاولئك
اصحاب النارهم فيها خالدون ) به اين تـرتيب رباخوارى مستمر و دائم سبب مى شود كه
آنها بدون ايمان از دنيا بروند و عاقبتشان تيره و تار گردد.
ü
سؤال
كردن بدون حاجت حرام است
يـكـى از
گناهان بزرگ تكدى و سؤال و تقاضاى از مردم بدون نياز است , و درروايات متعددى از
ايـن كار, نكوهش شده در حديثى از پيغمبراكرم (ص ) مى خوانيم :لا تحل الصدقة لغني :
((صدقات براى افراد بى نياز حرام است )).
ü
تنظيم
اسناد تجارى در طولانى ترين آيه قرآن .
بـعـد از
بيان احكامى كه مربوط به انفاق در راه خدا و همچنين مساله رباخوارى بود, احكام و
مقررات دقيقى براى امور تجارى و اقتصادى بيان شده تا سـرمايه ها هر چه بيشتر رشد
طبيعى خودرا پيدا كنند و بن بست و اختلاف و نزاعى در ميان مردم رخ
ندهد.
1-در
نخستين حكم مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد هنگامى كه بدهى مدت دارى (به
خاطر وام دادن يا معامله ) به يكديگر پيدا كنيد آن را بنويسيد))(يا ايها الذين
آمنوا اذا تداينتم بدين الى اجل مسمى فاكتبوه ).
2-سـپـس
بـراى اين كه جلب اطمينان بيشترى شود, و قرارداد ازمداخلات احتمالى طرفين سـالـم
بـماند, مى افزايد: ((بايد نويسنده اى از روى عدالت (سند بدهكارى را) بنويسد))
(وليكتب بينكم كاتب بالعدل ).
3-((كـسـى كه قدرت
بر نويسندگى دارد نبايد از نوشتن خوددارى كند وهمانطور كه خدا به او تعليم داده است
بايد بنويسد)) (ولا ياب كاتب ان يكتب كماعلمه اللّه فليكتب).
5ـ ((و
آن كس كه حق بر ذمه اوست بايد املا كند)) (وليملل الذى عليه الحق
).
6ـ
((بدهكار بايد از خدا بپرهيزد و چيزى را فروگذار نكند)) (وليتق اللّه ربه ولا يبخس
منه شيئا).
7ـ
((هـرگـاه كسى كه حق بر ذمه اوست (بدهكار) سفيه يا (از نظر عقل )ضعيف (و مجنون ) و
يا (به خاطر لال بودن ) توانايى بر املا كردن ندارد, بايد ولى او املا كند)) (فان
كان الذى عليه الحق سفيها او ضعيفا او لا يستطيع ان يمل هوفليملل وليه
).
8ـ ((ولى
)) نيز بايد در املا و اعتراف به بدهى كسانى كه تحت ولايت اوهستند ((عدالت را رعايت
كند)) (بالعدل ).
9ـ سپس
اضافه مى كند: ((علاوه بر اين دو شاهد بگيريد)) (واستشهدواشهيدين
).
10 و 11ـ
اين دو شاهد بايد ((از مردان شما باشد)) (من رجالكم ). يعنى هم بالغ , هم مسلمان
باشند.
12ـ ((و
اگـر دو مـرد نـباشند كافى است يك مرد و دو زن شهادت دهند)) (فان لم يكونا رجلين
فرجل وامراتان ).
13ـ ((از
كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما باشند)) (ممن ترضون من
الشهدا).
14ـ در
صـورتى كه شهود مركب از دو مرد باشند هر كدام مى توانند مستقلاشهادت بدهند اما در
صـورتى كه يك مرد و دو زن باشند, بايد آن دو زن به اتفاق يكديگر ادا شهادت كنند
((تا اگر يكى انحرافى يافت , ديگرى به او يادآورى كند))(ان تضل احديهما فتذكر
احديهما الا خرى ).
15ـ
يـكـى ديـگـر از احـكام اين باب اين است كه ((هرگاه , شهود را (براى تحمل شهادت )
دعوت كنند, خوددارى ننمايند)) (ولا ياب الشهدا اذا ما دعوا).
16ـ
بـدهـى كـم باشد يا زياد بايد آن را نوشت چرا كه سلامت روابط اقتصادى كه مورد نظر
اسلام اسـت ايـجاب مى كند كه در قراردادهاى مربوط به بدهكاريهاى كوچك نيز از نوشتن
سند كوتاهى نشود, و لذا در جمله بعد مى فرمايد: ((و از نوشتن (بدهى ) كوچك يا بزرگى
كه داراى مدت است ملول و خسته نشويد)) (ولا تسئمواان تكتبوه صغيرا او كبيرا الى
اجله ).
17ـ سپس
يك مورد را از اين حكم استثنا كرده مى فرمايد: ((مگر اين كه دادو ستد نقدى باشد كه
(جـنس و قيمت را) در ميان خود دست به دست كنيد, در آن صورت گناهى بر شما نيست كه آن
را ننويسيد)) (الا ان تكون تجارة حاضرة تديرونها بينكم فليس عليكم جناح الا
تكتبوها).
18ـ در
معامله نقدى گرچه تنظيم سند و نوشتن آن لازم نيست ولى شاهدگرفتن براى آن بهتر اسـت
, زيـرا جلو اختلافات احتمالى آينده را مى گيرد لذامى فرمايد: (هنگامى كه خريد و
فروش (نقدى ) مى كنيد, شاهد بگيريد)) (واشهدوااذا تبايعتم ).
19ـ در
آخـريـن حكمى كه در اين آيه ذكر شده مى فرمايد: ((هيچ گاه نبايدنويسنده سند و شهود
(به خاطر اداى حق و عدالت ) مورد ضرر و آزار قرار گيرند))(ولا يضار كاتب ولا شهيد).
((كه اگر چنين كنيد از فرمان خدا خارج شديد)) (فانه فسوق بكم
).

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ شصت و یکم
قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (٨٤)
وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٨٥)
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٨٦)
أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (٨٧)
خَالِدِينَ فِيهَا لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (٨٨)
إِلا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٨٩)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ (٩٠)
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٩١)
84. If anyone desires a religion other than Islam (submission to Allah., never will it be accepted of him; and In the Hereafter He will be In the ranks of those who have lost (All spiritual good).
85. How shall Allah guide those who reject Faith after they accepted it and bore witness that the Messenger was true and that Clear Signs had come unto them? but Allah guides not a people unjust.
86. Of such the reward is that on them (rests) the curse of Allah, of His angels, and of all mankind;-
87. In that will They dwell; nor will their penalty be lightened, nor respite be (their lot);-
88. Except for those that repent (Even) after that, and make amends; for Verily Allah is Oft-forgiving, Most Merciful.
89. But those who reject Faith after They accepted it, and then go on adding to their defiance of Faith,- never will their repentance be accepted; for They are those who have (of set purpose) gone astray.
90. As to those who reject Faith, and die rejecting,- never would be accepted from any such As much gold As the earth contains, though they should offer it for ransom. for such is (in store) a penalty grievous, and they will find no helpers.
91. By no means shall ye attain righteousness unless ye give (freely) of that which ye love; and whatever ye give, of a truth Allah knoweth it well.
84* بگو: به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اَسباط (پیامبران از نسل یعقوب) نازل گردیده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر، از طرف پروردگارشان داده شده به همه آنها ایمان اورده ایم و میان هیچ یک از آنها فرقی نمی گذاریم و ما تنها تسلیم فرمان او هستیم.
85* و هر کس غیر از اسلام به سراغ دینی دیگر برود، پس هرگز از او قبول نمی شود و او در قیامت از زیانکاران خواهد بود.
86* چگونه خداوند هدایت کند گروهی را که بعد از ایمان و گواهی بر حقّانیت رسول و آمدن معجزات و دلایل روشن بر ایشان، باز هم کافر شدند و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند.
87* آنان که با آن همه دلایل روشن و سابقه ایمان، مرتدّ شدند، کیفرشان آن است که لعنت خدا و فرشتگان و عموم مردم بر آنان باشد.
88* آنها همواره مورد لعن خدا و فرشتگان و مردم هستند، نه عذاب از آنان کاسته شود و نه به آنها مهلت داده شود.
89* مگر کسانی که پس از آن، از کفر و ارتداد توبه نمایند و کردار و افکار خود را اصلاح نمایند، که همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.
90* البته کسانی که پس از ایمان آوردن، کافر شدند و سپس بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نخواهد شد و آنها همان گمراهانند.
91* همانا کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر بدون توبه مردند، اگر چه زمین را پر از طلا کرده و به عنوان فدیه و باز خرید (از عذاب) بدهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نمی شود. آنان را عذابی دردناک است و برایشان هیچ یاوری نیست.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ شصت ام
وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (٧٨)
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ (٧٩)
وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (٨٠)
وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ (٨١)
فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (٨٢)
أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (٨٣)
78. It is not (possible) that a man, to whom is given the Book, and wisdom, and the prophetic office, should say to people: "Be ye my worshippers rather than Allah.s": on the contrary (He would say) "Be ye
worshippers of Him who is truly the Cherisher of all: for ye have taught the Book and ye have studied it earnestly."
79. Nor would He instruct you to take angels and prophets for Lords and patrons. What! would He bid you to Unbelief after ye have bowed your will (to Allah In Islam)?
80. Behold! Allah took the Covenant of the prophets, saying: "I give you a Book and Wisdom; then comes to you an apostle, confirming what is with you; do ye believe In Him and render Him help." Allah said: "Do ye agree, and take This My Covenant As binding on you?" They said: "We agree." He said: "Then bear witness, and I am with you among the witnesses."
81. If any turn back after this, They are perverted transgressors.
82. Do They seek for other than the religion of Allah.-while all creatures In the heavens and on earth have, willing or unwilling, bowed to His will (Accepted Islam), and to Him shall They all be brought back.
83. Say: "We believe In Allah, and In what has been revealed to us and what was revealed to Abraham, Isma'il, Isaac, Jacob, and the Tribes, and In (the Books) given to Moses, Jesus, and the prophets, from their Lord: we make no distinction between one and another among them, and to Allah do we bow Our will (in Islam)."
78* و همانا از ایشان (اهل کتاب) گروهی هستند که زبان خود به خواندن کتاب و دست نوشته خودشان چنان می چرخانند که شما گمان کنید آن از کتاب آسمانی است. در حالی که از کتاب نیست و می گویند: آن چه ما می خوانیم از جانب خداست، در حالی که از جانب خدا نیست و آنها بر خداوند دروغ می بندند.
79* هیچ پیامبر و بشری که خداوند به او کتاب و حکم و نبوّت داده است، حق ندارد به مردم بگوید: به جای خدا، بندگان من باشید. بنابراین شما دانشمندان اهل کتاب به طریق اولی چنین حقی ندارید، بلکه باید به خاطر سابقه آموزش کتاب و تدریسی که دارید، ربّانی باشید.
80* و خداوند به شما فرمان نمی دهد که فرشتگان و انبیا را ارباب خود قرار دهید. آیا ممکن است پس از آن که تسلیم خدا شدید، او شما را به کفر فرمان دهد؟
81* و بیاد آور هنگامی که خداوند از پیامبرانِ پیشین پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتی دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمده که آنچه را با شماست تصدیق می کرد، باید به او ایمان آورید و او را یاری کنید. سپس خداوند فرمود: آیا به این پیمان اقرار دارید و بار سنگین پیمان مرا بر دوش می گیرید؟ انبیا در جواب گفتند: بلی اقرار داریم، خداوند فرمود: خود شاهد باشید و من هم با شما از جمله گواهانم.
82* پس کسانی که بعد از این پیمان محکم، روی برگردانند، آنان همان فاسقانند.
83* پس آیا آنها جز دین خدا دینی می جویند؟ در حالی که هر که در آسمان ها و زمین است، خواه ناخواه فقط تسلیم اوست و به سوی او باز گردانده می شوند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پنجاه و نهم
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٧١)
وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٧٢)
وَلا تُؤْمِنُوا إِلا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَى أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٧٣)
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (٧٤)
وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (٧٥)
بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ (٧٦)
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٧٧)
71. ye people of the Book! why do ye clothe truth with falsehood, and conceal the truth, while ye have knowledge?
72. a section of the people of the Book say: "Believe In the morning what is revealed to the believers, but reject it at the end of the day; Perchance They may (themselves) turn back;
73. "And believe no one unless He follows your religion." say: "True guidance is the guidance of Allah. (Fear ye) Lest a Revelation be sent to someone (else) like unto that which was sent unto you? or that those (Receiving such revelation) should engage you In argument before your Lord?" say: "All bounties are In the hand of Allah. He Granteth them to whom He pleaseth: and Allah careth for all, and He knoweth all things."
74. for His Mercy He specially chooseth whom He pleaseth; for Allah is the Lord of bounties unbounded.
75. among the people of the Book are some who, if entrusted with a hoard of gold, will (readily) pay it back; others, who, if entrusted with a single silver coin, will not repay it unless Thou constantly stoodest demanding, because, They say, "There is no call on us (to keep Faith) with these ignorant (Pagans)." but They Tell a lie against Allah, and (well) They know it.
76. Nay.- those that keep their plighted Faith and act aright,-verily Allah loves those who act aright.
77. As for those who sell the Faith They owe to Allah and their own plighted word for a small price, They shall have no portion In the Hereafter: nor will Allah (Deign to) speak to them or look at them on the Day of Judgment, nor will He cleans them (of sin): They shall have a grievous penalty.
71* اي اهل كتاب ، چرا حق را به باطل مي آميزيد – مشتبه مي سازيد – و حق را پنهان مي داريد و حال آنكه خود مي دانيد ؟!
72* گروهي ازاهل كتاب گفتند : به آنچه بر مومنان فرو آمده ، در آغاز روز ايمان آريد و در پايان روز انكار كنيد ، تا مگر "از دين خود" باز گردند – يعني در شك افتند.
73* و " با اين ترفند گفتند :" اعتماد مكنيد مگر به كسي كه پيرو دين شما باشد – بگو : همانا رهنموني " راستين " رهنموني خداست – تا مبادا كسي را همانند آنچه به شما داده اند – قبله مستقل يا برتري و افزوني – به دست خداوند است ، آن را به هر كه بخواهد مي دهد ، و خدا گشايش بخشي داناست .
هر كه را خواهد به مهر و بخشايش خويش ويژه مي گرداند و خدا خداوند افزوني و بخشش بزرگ است .
74* هر كه را خواهد به مهر و بخشايش خويش ويژه مي گرداند و خدا خداوند افزوني و بخشش بزرگ است .
75* و از اهل كتاب كس هست كه اگر او را بر پوست گاوي پر از زر – كنايه از مال بسيار- امين داري – بدو سپاري – آن را به تو بازگرداند ، و از آنها كس هست كه اگر او را بر ديناري امين داري به تو بازنگرداند مگر پيوسته بر سر او ايستاده باشي – كه ناچار شود - ، اين از آن روست كه گفتند : بر ما درباره امي ها – غير اهل كتاب – راهي " به اعتراض " نيست ، و خود مي دانند كه بر خدا دروغ مي بندند .
76* آري ، هر كه با پيمان خود – يا به پيمان خدا – وفا نمايد و پرهيزگاري كند ، همانا خداوند پرهيزگاران را دوست دارد .
77* كساني كه پيمان خدا و سوگندهاي خود را به بهاي اندك داد و ستد مي كنند در آخرت بهره اي ندارند و خدا در روز رستاخيز با آنان سخن نگويد وبه آنها ننگرد و "از آلودگي گناهان" پاكشان نسازد – يا : آنان را نستايد – و ايشان را عذابي است دردناك .
71. gens du Livre, pourquoi mêlez-vous le faux Au vrai et cachez- vous sciemment la vérité?
72. Ainsi dit une partie des gens du Livre: ‹Au début du jour, croyez à ce qui a été révélé aux Musulmans, Mais, à la fin du jour, rejetez-le, afin qu'ils retournent (à leur ancienne religion).
73. [Et les gens du Livre disent à leur coreligionnaires]: ‹Ne croyez que ceux qui suivent votre religion...› Dis: ‹La vraie direction est la direction d'Allah› - [Et ils disent encore: vous ne devez ni approuver ni reconnaître] que quelqu'un d'autre que vous puisse recevoir comme ce que vous avez reçu de sorte qu'ils (les musulmans) ne puissent argumenter contre vous auprès de votre Seigneur. Dis-[leur]: en vérité la grâce est en la main d'Allah. il la donne à qui il veut. la grâce d'Allah est immense et il est Omniscient.
74. il réserve à qui il veut Sa Miséricorde. et Allah est Détenteur d'une grâce immense.
75. et Parmi les gens
76. Au contraire, quiconque remplit Sa promesse et craint Allah... Allah aime les pieux.
77. ceux qui vendent à vil prix leur engagement avec Allah Ainsi que leurs serments n'auront aucune part dans l'au-delà, et Allah ne leur parlera pas, ni les regardera, Au Jour de la Résurrection, ni ne les purifiera; et ils auront un châtiment douloureux.
از حسين (ع) تا مهدي (عج)
ابو يحيي نقل مي كند : مردي از امام حسين (ع) در باره امامان پرسيد ، حضرت فرمود : دوازده نفرند كه به شمار نقباي بني اسرائيل مي باشند . نه نفر آنان از فرزندان منند ، آخرينشان قائم آل محمد (ص) است ، به يقين از رسول خدا (ص) شنيدم مي فرمود:
بر شما بشارت باد ، برشما بشارت باد ، همانا مثل اهل بيت من همچون مثل باغي است كه هر سال گروهي از آن بهره ميگيرند و سير مي شوند ، تا آخرين آنان براي مردمي ظهور كند كه درياي جمعيتشان از همه گسترده تر و عمق و سعه فهم و ادراكشان از همه ژرفتر و پر شاخه تر ، و در ميوه چيني از وجود نوراني امام عصرشان از همه خوش چينتر خواهند بود ، اينها همگي اهل نجات و رستگاري اند چگونه هلاك مي شوند مردمي كه اولينشان منم و آخرينشان دوازده نفر از سعادتمندان خردمند پس از من ، و مسيح بن مريم خواهد بود ؟ بله در اين ميان ، عمده نادان پيرو اهل دنيا نابود مي شوند ، آنان از من نيستند ، و من هم از آنان نيستم.
► اللهم عجل لوليك الفرج ◄

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
پنجاه و هشتم
إِنَّ
هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ
لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٦٢)
فَإِنْ
تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ
(٦٣)
قُلْ
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ
أَلا نَعْبُدَ إِلا اللَّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا
بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا
بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
(٦٤)
يَا
أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ
التَّوْرَاةُ وَالإنْجِيلُ إِلا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ
(٦٥)
هَا
أَنْتُمْ هَؤُلاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ
فِيمَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
(٦٦)
مَا
كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا
مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (٦٧)
إِنَّ
أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
(٦٨)
وَدَّتْ
طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلا
أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (٦٩)
يَا
أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
(٧٠)
62.
But if They turn back, Allah hath full knowledge of those
who do mischief.
63.
Say: "O people of the Book! come to common terms as between
us and you: that we worship none but Allah. that we associate no
partners with
him; that we erect not, from among ourselves, Lords and patrons other
than Allah."
if then They turn back, say ye: "Bear witness that we (at least) are Muslims
(bowing to Allah.s Will).
64.
Ye people of the Book! why dispute ye about Abraham, when
the law and the Gospel were not revealed till after Him? have ye no understanding?
65.
Ah! ye are those who fell to disputing (Even) in matters
of which ye had some knowledge! but why dispute ye In matters of which
ye have
no knowledge? it is Allah who knows, and ye who know
not!
66.
Abraham was not a Jew nor yet a Christian; but He was true
In Faith, and bowed His will to Allah.s (which is Islam), and He joined
not gods
with Allah.
67.
Without doubt, among men, the nearest of kin to Abraham,
are those who follow him, As are also This Messenger and those who believe:
and Allah is the Protector of those who have Faith.
68.
It is the wish of a section of the people of the Book to
lead you astray. but They shall lead astray (Not you), but themselves,
and they
do not perceive!
69.
Ye people of the Book! why reject ye the Signs of Allah,
of which ye are (Yourselves) witnesses?
70.
Ye people of the Book! why do ye clothe truth with falsehood,
and conceal the truth, while ye have knowledge?
63* پس اگر از حق روی گردان شدند، همانا خداوند به کار و حال مفسدین آگاه
است.
64* بگو: ای اهل کتاب! به سوی سخنی بیایید که میان ما و شما مشترک است. جز
آن که خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را
به جای خدا ارباب نگیرد. پس اگر از این پیشنهاد سرباز زدند، بگویید: گواه باشید که
ما مسلمان و تسلیم خدائیم.
65* ای اهل کتاب! چرا درباره ابراهیم گفتگو و نزاع می کنید؟ و هر کدام اورا
پیرو آیین خود می دانید، در حالی که تورات و انجیل، پس از او نازل شده است، چرا
تعقّل نمی کنید؟
66* هان ای اهل کتاب! شما همانان هستید که درباره حضرت عیسی و آنچه بدان علم
داشتید محاجّه و نزاع کردید، پس چرا درباره ابراهیم و آنچه بدان علم ندارید نزاع می
کنید؟ در حالی که خداوند می داند و شما نمی دانید.
67* برخلاف ادّعای یهودیان و مسیحیان، ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی،
بلکه او فردی حق گرا و تسلیم خدا بود و هرگز از مشرکان
نبود.
68* همانا سزاوارترین افراد به ابراهیم، کسانی هستند که از او پیروی کردند و
نیز این پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند و خداوند سرور و سرپرست مؤمنان
است.
69* گروهی از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند، ولی جز خودشان را
گمراه نمی کنند و این را نمی فهمند.
70* ای اهل کتاب! چرا به آیات خداوند و نشانه های نبوّت رسول خدا کفر می ورزید، در حالی که خود به درستی آن گواهید.
تفسیر
گلبرگ
پیام های
آیه مبارکه 63:
1- تکرار
شعار توحید و پایداری در برابر خرافات، لازم است. (ما من اله الاّ
الله)
2- هر
داستانی درباره پیامبران، که با توحید منافت داشته باشد، ساختگی و باطل است. (لهو
القصص الحق و ما من اله الا الله)
3- روی
گردانی انسان از کلام حق، نشانه اختیار اوست. (فان تولّوا)
5- اعراض
از حق، نمونه ای از فساد است و اعراض کننده مفسد می باشد.
(تولّوا...مفسدین)
6- علم
خداوند به کارهای مفسدان، بزرگ ترین هشدار است. (علیم
بالمفسدین)
پیام های
آیه مبارکه 64:
1-
مسلمانان باید بر سر مشترکات، با اهل کتاب به توافق برسند. (قل یا اهل الکتاب
تعالوا الی کلمة...)
2- باید
در دعوت به وحدت، پیش قدم بود. (قل یا اهل الکتاب)
3- اگر
به تمام اهدافِ حق خود دست نیافتید، از تلاش برای رسیدن به بعضی از آن خود داری
نکنید. (تعالوا الی کلمة...)
4- در
تبلیغ و دعوت دیگران، باید به عقاید حقّه و مقدّسات طرف مقابل، احترام گذارد. (کلمة
سواء بیننا و بینکم)
5-
توحید، سبب تعالی انسان است. "تعالوا" در جایی به کار می رود که دعوت به رشد و بالا
امدن باشد. (تعالوا...الاّ نعبد الاّ الله)
6- اطاعت
بی چون و چرا از دیگر انسان ها، نشانه پذیرش نوعی ربوبیّت برای آنها و یک نوع
عبودیّت برای ماست. در حالی که همه انسان ها با یکدیگر مساوی هستند. (لا یتّخذ
بعضنا بعضاً ارباباً)
7-
اندیشه آزاد و شخصیت مستقل، شعار قرآن است. (لا یتخذ بعضا بعضاً
ارباباً)
8- اعراض
و سرپیچی مخالفان نباید در اراده و ایمان ما اثر بگذارد. (فان تولّوا فقولوا
اشهدوا...)
9- بندگی
خدا، نفی شرک و طرد حاکمیّت غیر خداوند، از ویژگی های یک مسلمان واقعی است. (اشهدوا
بانّا مسلمون)
پیام های
آیه مبارکه 65:
1- هنگام
موعظه، ار القاب متین و عناوین فرهنگی مخاطبین استفاده شود. (یا اهل
الکتاب)
2- علم و
کتاب، از چنان ارزشی برخوردارند که منسوبین به آن نیز محترمند. اهل کتاب، اهل قلم،
اهل علم. (یا اهل الکتاب)
3- سعی
نکنید با انتسای شخصیت ها به خود، حقانیت خود را ثابت کنید. "لِمَ تحاجّون فی
ابراهیم" به جای نزاع در انتساب شخصیت های والا، از فکر آنان پیروی
کنید.
4-
ادّعاهای خود را مستند و هماهنگ با منطق و فطرت و تاریخ قرار دهید. (و ما اُنزلت
التورات)
پیام های
آیه مبارکه 66:
1- افراد
مغرور و لجوج را تحقیر کنید. (ها انتم هؤلاء)
2- افراد
لجوج، حتی در امور روشن به نزاع می نشینند. (حاججتم فیما لکم به
علم)
3- اگر
سرچشمه مباحثات، تحقیق باشد ارزش دارد، ولی اگر برای طفره رفتن باشد، مورد انتقاد
است. (حاججتم فیما لکم به علم)
پیام های
آیه مبارکه 68:
1- پیوند
مردم با رهبر، پیوند مکتیب است، نه پیوند قبیله ای، زبانی، منطقه ای و نژادی. (انّ
أولَی النّاس بابراهیم لَلَذین اتّبعوه)
2- ملاک
قُرب به انبیا، اطاعت از آنان است. (أولَی النّاس بابراهیم لَلَذین
اتّبعوه)
3-
پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان، در خط
ابراهیم و هم مرام و هم هدف با او هستند. (أولَی النّاس بابراهیم...و هذا
النّبی)
پیام های
آیه مبارکه 69:
1-
خداوند، نقشه های دشمنان دین را افشا و انان را رسوا می کند. (ودّت
طائفة...)
2- خطر
تهاجم فکری و فرهنگی، جدی است. (ودّت طائفة...)
3- به
اظهارات منافقانه مخالفان اعتماد نکنید، آنها قلباً خواستار انحراف شما هستند.
(ودّت طائفة...)
4- در
قضاوت ها، انصاف را فراموش نکنید. گروهی از اهل کتاب، چنین آرزویی دارند، نه همه
انها. (ودّت طائفة من اهل الکتاب)
5- باید
کاری کنید که دشمن آرزوی انحراف شما را به گور ببرد. کلمه "لو" در موارد ناشدنی به
کار می رود. (لو یضلّونکم)
6- کسانی
که در صدد انحراف دیگران هستند، ابتدا خود مرتکب حیله، نفاق، کینه، تهمت و توطئه می
شوند. (و ما یضلّون الاّ انفسهم)
7- میل
به انحراف دیگران، خود یک انحراف بزرگ اخلاقی است. (ودّت...و ما یضلّون الاّ
انفسهم)
پیام های
آیه مبارکه 70:
1- سؤوال
از وجدان، بهترین راه دعوات است. (لِمَ تکفرون...)
2- دانستن تنها کفایت نمی کند، پذیرفتن نیز لازم است. (تکفرون...تشهدون)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پنجاه و هفتم
رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (٥٣)
وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (٥٤)
إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (٥٥)
فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٥٦)
وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (٥٧)
ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَليْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ (٥٨)
إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٥٩)
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (٦٠)
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (٦١)
53. And (the unbelievers) plotted and planned, and Allah too planned, and the best of planners is Allah.
54. Behold! Allah said: "O Jesus! I will take Thee and raise Thee to Myself and Clear Thee (of the falsehoods) of those who blaspheme; I will make those who follow Thee superior to those who reject Faith, to the Day of Resurrection: then shall ye all return unto me, and I will judge between you of the matters wherein ye dispute.
55. "As to those who reject Faith, I will punish them with terrible agony In This world and In the Hereafter, nor will They have anyone to help."
56. "As to those who believe and work righteousness, Allah will pay them (in full) their reward; but Allah loveth not those who do wrong."
57. "This is what we rehearse unto Thee of the Signs and the Message of wisdom."
58. The similitude of Jesus before Allah is As that of Adam; He created Him from dust, then said to him: "Be". and He was.
59. The truth (comes) from Allah alone; so be not of those who doubt.
60. If any one disputes In This matter with thee, now after (full) knowledge hath come to thee, say: "Come! let us gather together,- our sons and your sons, Our women and your women, ourselves and yourselves: Then let us earnestly pray, and invoke the curse of Allah on those who lie!"
61. This is the true account: there is no god except Allah. and Allah.He is indeed the Exalted In power, the wise.
53* پروردگارا! به آنچه نازل کرده ای ایمان آورده ایم و از پیامبر پیروی نمودیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس.
54* و دشمنان عیسی تدبیر خود را برای کشتن او به کار بستند. خداوند نیز تدبیر خود را برای حفظ او به کار برد و خداوند تدبیر کننده است.
55* بیاد آور هنگامی که خداوند فرمود: ای عیسی! من تو را از زمین برگرفته و به سوی خود بالا می برم و تو را از کسانی که کافر شده اند، پاک می کنم و تا روز قیامت پیروان تو را بر کافران برتری خواهم داد. سپس بازگشت شما به سوی من است، پس در آنچه اختلاف می کردید، میان شما داوری خواهم کرد.
56* و اما گروهی که کافر شدند، در دنیا و آخرت به عذابی سخت عذابشان می کنم و برای آنها هیچ یاورانی نیست.
57* و اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، پاداش های آنها را خدا به طور کامل خواهد داد و خداوند ستمگران را دوست ندارد.
58* ای پیامبر! آنچه بر تو می خوانیم، آیه ها و اندرز حکمت آمیز است.
59* همانا مَثَل آفرینش عیسی نزد خداوند، هم چون مَثَل آفرینش آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: باش، پس موجود شد.
60* حق، همان است که از جانب پروردگار توست، پس از تردید کنندگان مباش.
61* پس هر که با تو، بعد از علم و دانشی که به تو رسیده است، درباره او (عیسی) به ستیزه و محاجُه برخیزد و از قبول حق شانه خالی کند، بگو: بیائید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان را (کسی که به منزله خودمان است) و خودتان را بخوانیم، سپس به درگاه خدا مباهله و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
پنجاه و ششم
وَيُكَلِّمُ
النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلا وَمِنَ الصَّالِحِينَ
(٤٦)
قَالَتْ
رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللَّهُ
يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ
فَيَكُونُ
(٤٧)
وَيُعَلِّمُهُ
الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ
(٤٨)
وَرَسُولا
إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي
أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ
طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى
بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي
بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
(٤٩)
وَمُصَدِّقًا
لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلأحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ
عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ
وَأَطِيعُونِ
(٥٠)
إِنَّ
اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ
(٥١)
فَلَمَّا
أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ
الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا
مُسْلِمُونَ (٥٢)
46. She said: "O My Lord! How shall I have a son When no
man hath touched me?" He said: "Even so: Allah createth what He willeth: When He
hath decreed a plan, He but saith to it, 'Be,' and it
is!
47. "And Allah will teach Him the Book and wisdom, the
Law and the Gospel,
48. "And (appoint him) an apostle to the Children of
Israel, (With This message): "'I have come to you, with a Sign from your Lord,
in that I make for you out of clay, As it Were, the figure of a bird, and
breathe into it, and it becomes a bird by Allah.s leave: and I heal those born
blind, and the lepers, and I quicken the dead, by Allah.s leave; and I declare
to you what ye eat, and what ye store In your houses. surely therein is a Sign
for you if ye did believe;
49. "'(I have come to you), to attest the law which was
before
50. "'It is Allah who is My Lord and your Lord; then
worship Him. This is a way that is straight.'"
51. When Jesus found Unbelief on their part He said: "Who
will be My helpers to (the work of) Allah." said the disciples: "We are Allah.s
helpers: we believe In Allah, and do Thou bear witness that we are
Muslims.
52.
"Our Lord! we believe In what Thou hast revealed, and we follow the Messenger.
then write us down among those who bear witness."
46*
آن فرزندی که به تو بشارت داده شد در گهواره، به اعجاز و در میان سالی به وحی با
مردم سخن می گوید و از شایستگان است.
47* مریم گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی باشد، در حالی که هیچ انسانی با
من تماس نداشته است؟ خداوند فرمود: چنین است کار پروردگار، او هر چه را بخواهد می
آفریند. هر گاه اراده کاری کند، فقط به آن می گوید: باش، پس همان لحظه موجود می
شود.
48*
و خداوند به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را می
آموزد.
49*
و عیسی را به پیامبری به سوی بنی اسرائیل فرستاد تا بگوید که همانا من از سوی
پروردگارتان برای شما نشانه ای آوردم. من از گل برای شما چیزی به شکل پرنده می
سازم. پس در آن می دمم، پس به ارده و اذن خداوند پرنده ای می گردد و هم چنین با اذن
خدا کور مادر زاد و مبتلایان به پیسی را بهبود می بخشم و مردگان را زنده می کنم و
از آنچه می خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره می کنید به شما خبر می دهم، به راستی
اگر ایمان داشته باشید در این معجزات برای شما نشانه و عبرتی
است.
50*
عیسی فرمود: من تصدیق کننده توراتی هستم که پیش روی من است و آمده ام تا برخی از
چیزهایی که بر شما به عنوان تنبیه حرام شده بود برایتان حلال کنم و از جانب
پروردگارتان برای شما نشانه ای آوردم. پس از خداوند پروا و از من اطاعت
کنید.
51*
به راستی که خداوند، پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که این راه
مستقیم است.
52*
پس چون عیسی از آنان (بنی اسرائیل) احساس کفر کرد، گفت: کیانند یاران من در حرکت به
سوی خدا؟ حواریّون که شاگردان مخصوص او بودند گفتند: ما یاوران دین خدا هستیم که به
خداوند ایمان آورده ایم و تو ای عیسی! گواهی ده که ما تسلیم خدا
هستیم.
تفسیر
گلبرگ
تفسیر
آیه 46
نکته
ها:
سخن گفتن
در گهواره، هم پیش گویی از آینده و هم معجزه حضرت مسیح است که در گهواره با مردم
سخن گفت. گفتگو در بزرگی، پیشگویی دیگری است که او تا بزرگی زنده خواهد بود. همان
گونه که خبر از شایستگی و وارستگی او نیز یک پیشگویی و بشارت
است.
پیام
ها:
1- کسی
که می تواند به مریم، بدون داشتن همسر فرزند دهد، می تواند در گهواره، زبان کودک او
را به سخن گفتن باز کند. (یکلّم النّاس فی المهد)
2- آن جا
که خدا بخواهد پاکدامنی را از اتهام پاک نماید، زبان بسته کودک را باز می کند.
(یکلّم النّاس فی المهد)
3- در
کودکی نیز می توان پیام الهی را به دیگران رساند. (یکلّم النّاس فی
المهد)
4- آن جا
که خدا بخواهد، کودک همانند بزرگسالان سخن می گوید. (فی المهد و
کهلا)
5- از
مادری صالحه چون مریم، فرزندی مثل عیسی پدیدی می آید. (من الصالحین)
تفسیر
آیه 47
نکته
ها:
اراده
خداوند سبب پیدایش و آفرینش موجودات است و می تواند بدون اسباب و وسیله مادّی نیز
بیافریند. او سبب ساز و سبب سوز است، گاهی تأثیر چیزی را از آن می گیرد و گاهی به
چیزی اثر می بخشد. پیدایش و بقا و آثار همه چیز بسته به اراده و خواست
اوست.
خداوند
در پاسخ زکریّا فرکود: "یفعل ما یشاء" و در جواب مریم فرمود: "یخلق ما یشاء" شاید
رمزش این باشد که فرزند برای بانوی بی شوهر شگفت آورتر از فرزند برای پیرمرد
باش.
پیام
ها:
1- ریشه
سؤال و تعجب، اگر انکار و لجاجت نباشد مانعی ندارد. (اَنّی یکون لی ولد) اولیای خدا
نیز اراده خداوند در امور جهان را بر پایه اسباب و علل طبیعی می دانند و لذا اگر
بشارت ویژه ای بر خلاف آن آمد، چگونگی آن را از خداوند می
پرسند.
2-
آفرینش خداوند از راه غیر معمول، کار تازه ای نیست و عوامل طبیعی نیز منحصر در امور
شناخته شده نیستند. (کذالک)
3- دست
خداوند برای آفرینش باز است. آفریدن از راه اسباب طبیعی و غیر طبیعی برای خداوند
یکسان است. (یخلق ما یشاء)
4- شرط
آفرینش، ارده حتمی الهی است. (قضی امراً...کن فیکون)
تفسیر
آیه 48
نکته
ها:
در
تفاسیر شیعه و سنّی می خوانیم که مراد از تعلیم کتاب، آموزش خط و نوشتن است و مراد
از حکمت، آگاهی بر مصالح و مفاسد اشیا و افعال و اخلاق و عقاید است، خواه آثار
دنیوی باشد، خواه اخروی.
پیام
ها:
1- یکی
از اصول و شرایط رهبری الهی، داشتن آگاهی های لازم است. آگاهی بر اساس علم و حکمت و
کتب آسمانی. (یعلّمه الکتاب و ...)
2- رهبر
هر زمانی باید به حوادث و قوانین گذشته نیز آگاه باشد. خداوند به عیسی(ع) تورات
موسی(ع) را آموخت. (والتوراة)
تفسیر
آیه 49
نکته
ها:
هر جا
احساس خطر می شود باید توجه بیشتری در کار باشد. در زنده کردن مردگان، شفا دادن
کوران و سایر بیماران، خطر انحراف عقیده و غلّو وجود دارد، لذا در این آیه دو بار و
در آیه 110 سوره مائده، چهار مرتبه مسأله اذن خدا مطرح شده
است.
رسالت
عیسی(ع) که همراه با لطف یا قهر الهی بوده، مخصوص بنی اسرائیل است "رسولاً الی بنی
اسرائیل" ولی نبوّت او که مقام تبلیغ و ارشاد بوده، برای تمام مردم است. همانند
حضرت موسی که به او خطاب می شود "اذهب الی فرعون انّه طغی" ولی هنگامی که ساحران
شهر، معجزه حضرت موسی را می بینند به او ایمان می آورند. بنابراین حضرت موسی یک
مأموریت ویژه نسبت به دیگر برای ارشاد عمومی همه مردم.
هر
پیامبری باید معجزه ای داشته و معجزه اش نیز باید متناسب با شرایط و افکار مردم آن عصر باشد . امام رضا(ع)
فرمود: عیسی(ع) در زمانی ظهور کرد که بیماری ها شیوع داشته و مردم به طبیب نیاز
داشتند. لذا معجزات آن حضرت در جهت شفای بیماران بود.
اگر ولیّ
خدا ار گِل پرنده ای می سازد، پس زنده شدن مردگان در روز قیامت با قدرت الهی کار
مشکلی نیست.
پیام
ها:
1- معجزه
جلوه ای از ربوبیّت خدا و در راستای هدایت و تربیت انسان هاست. (جئتکم بایة من
ربّکم)
2-
اولیای خداوند با اذن او قدرت تصرّف و تغییر در نظام آفرینش را دارند. (انفخ فیه
فیکون صیراً باذن الله)
3- انبیا
علم غیب دارند و حتی به جزئیات زندگی مردم آگاهند. (انبئکم بما تأکلون و ما تدّخرون
فی بیوتکم)
تفسیر
آیه 50
نکته
ها:
در این
آیه، احترام به قانون قبلی، بشارت به تخفیف تکلیف، تأکید به تقوای الهی و اطاعت از
رهبری، مطرح شده است.
در
آیه146 سوره انعام، خداوند می فرماید: به خاطر ستم یهودیان، آنان را تنبیه و هر
حیوان ناخن دار را بر آنان تحریم کردیم و هم چنین چربی و پیه گاو و گوسفند را جز
مقداری که به استخوان و روده ها و کمر انها چسبیده است، حرام ساختیم. شاید مراد از
حرام هایی که در این آیه با آمدن عیسی(ع) حلال می شود، همین موارد
باشد.
هر کجا بنای اصلاح و ارشاد باشد، باید
نکاتی را مراعات کرد:
الف-
اصول مشترکه و صحیح دیگران را پذیرفت. (مصدقاً)
ب- حتی
المقدور به مقدّسات آنان احترام گذاشت. (من التوراة)
ج- فضای
باز و آزادی ها را بشارت داد. (لا حلّ لکم)
د- در
چار چوب قوانین الهی حرکت کرد. (فاتّقوا الله)
پیام
ها:
1-
پیامبران، یکدیگر را قبول دارند و تصدیق می کنند. (و
مصدقاً...)
2- دین،
یک جریان است نه یک جرقه و همه انبیا دارای هدفی واحد هستند. (و مصدقاً لما بین
یدیّ من التوراة)
3- وعده
محرومیّت زدایی، رفع محدودیّت ها و اعطای آزادی های صحیح و معقول، رمز استقبال مردم
است. (لا حلّ لکم بعض الذّی حرّم علیکم)
4- بعضی
از محدودیّت ها در ادیان سابق، جریمه موقّت الهی بوده اند، نه حکم دائمی الهی. (لا
حلّ لکم بعض الذّی حرّم علیکم)
5- انبیا
همان گونه که دارای ولایت تکوینی هستند و قدرت تصرّف در هستی را دارند "اخلق لکم"
صاحب ولایت تشریعی نیز هستند و قانون وضع می کنند. (لا حلّ
لکم...)
6- تنها
کسی حق دارد قانون را عوض کند که رسول خدا و دارای معجزه باشد. بعد از جمله "احلّ
لکم" جمله "جئتکم بآیة" آمده است.
7- معجزه
از شئون ربوبیّت الهی و برای هدایت و تربیت مردم است. (آیة من
ربّکم)
8- هر کس
اهل تعصّب و تحجر باشد و تغییرات بجا را نپذیرد، تقوا ندارد. (لا حلّ لکم...اتّقوا
الله)
9- لازمه
تقوا، اطاعت از پیامبر است. (فاتّقوا الله و اطیعون)
تفسیر
آیه 51
نکته
ها:
برخلاف
انجیل های تحریف شده کنونی، که از خداوند به عنوان پدر عیسی(ع) نام می برند، قرآن
جمله "ربّی و ربّکم" را از زبان حضرت عیسی نقل می کند، تا با هر گونه تفکر غلط و
ادعای الوهیّت درباره حضرت عیسی مبارزه کند. زیرا خداوند، پروردگار عیسی و سایر
مردم است.
حال که
بناست راهی را طی کنیم، راه خدا و بندگی او را بپذیریم که راهی مستقیم و بدون
انحراف است. در حالی که راه های دیگران دارای لغزشگاه ها، محدودیّت ها و تابع هوس
های درونی طاغوت هاست.
پیام
ها:
1- فلسفه
عبادت ما، ربوبیت خداوند است. (انّ الله ربّی و ربّکم
فاعبدوه)
2-
عیسی(ع) در مخلوق بودن و تحت تربیت بودن، همانند سایر مردم است. (ربّی و
ربّکم)
3- عبادت
و بندگی خدا، راه مستقیم سعادت است. (فاعبدوه هذا صراط
مستقیم)
تفسیر
آیه 52
نکته
ها:
با این
که بنی اسرائیل، زنده کردن مردگان و شفا دادن کوران را از حضرت عیسی(ع) دیدند، ولی
باز هم لجاجت ورزیده و کفر می گفتند، به گونه ای که به فرموده امام صادق(ع)، عیسی
سخنان کفر آمیز آنان را می شنید.
"حَواریّون" جمع
"حَواریّ" به معنای تغییر دهنده مسیر است. حواریّون، کسانی بودند که مسیر انحرافی
مردم را رها و به راه حق پیوستند. تعداد آنان دوازده نفر بود و اسامی آنان در انجیل
مَتی و لوقا آمده است. امام رضا(ع) فرمود: آنان افرادی بودند که هم خود را پاک و
نورانی کردند و هم برای پاک کردن دیگران کوشیدند.
در کافی
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: حواریّون عیسی در مرحله عمل او را رها
کردند، ولی حواریّون ما انواع بلاها را به جان می خرند.
پیام
ها:
1-
هوشیاری در شناخت افکار و عقاید مردم، شرط رهبری است. (فلمّا أحسّ عیسی منهم
الکفر)
2- نفَس
عیسی، مرده را زنده می کند، کور مادر زاد را شفا می بخشد، اما انسان های لجوج از آن
بهره ای نمی برند. (فلما احس عیسی منهم الکفر...)
3-
انبیا، گرفتار کفار لجوج بودند و یاران اندک داشتند. (احسّ عیسی منهم
الکفر)
4- بی
تقوایی و عدم اطاعت از رهبری، نوعی کفر است. (فاتّقوا الله و اطیعون فلما احسّ عیسی
منهم الکفر)
5- شناخت
نیروهای وفادار و سازماندهی و تمرکز آنان و جدا سازی جبهه حق از باطل، برای رهبری و
ادامه حرکت او ضروری است. (من انصاری الی الله)
6- تجدید
بیعت با رهبری، ارزش سیاسی، اجتماعی و دینی دارد. (نحن انصار
الله)
7-
انبیا، مردم را برای خدا می خواهند، نه خود. (من انصاری الی الله...نحن انصار
الله)
8- یاری
کردن منادیان الهی، یاری خداوند است. (نحن انصار الله)
9- سبقت
در حمایت از رهبران دینی، دارای ارزش است. با این که حضرت عیسی طرفدارانی داشت، ولی
خداوند از ایمان حواریّون ستایش نموده و این به خاطر سبقت و صراحت آنان است. (من
انصاری...نحن انصار الله)
10- مقام
تسلیم در برابر خداوند، پس از مرحله ایمان است. (امنّا
بالله...مسلمون)
11-
انبیا، شاهدان و گواهان در قیامت هستند. (واشهد بانّا مسلمون)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
پنجاه و پنجم
هُنَالِكَ
دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً
إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ (٣٨)
فَنَادَتْهُ
الْمَلائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ
بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا
مِنَ الصَّالِحِينَ (٣٩)
قَالَ
رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ
قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ (٤٠)
قَالَ
رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ
إِلا رَمْزًا وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإبْكَارِ
(٤١)
وَإِذْ
قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ
وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ (٤٢)
يَا
مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ
(٤٣)
ذَلِكَ
مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ
يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ
يَخْتَصِمُونَ
(٤٤)
إِذْ
قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ
اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ
وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
(٤٥)
38. There did Zakariya pray to His Lord, saying: "O my
Lord! grant unto me from Thee a progeny that is pure: for Thou art He that
heareth prayer!
39. While He was standing In prayer In the chamber, the
angels called unto him: "(Allah) doth give Thee glad tidings of Yahya,
witnessing the truth of a word from Allah, and (be besides) noble, chaste, and a
prophet,- of the (goodly) company of the
righteous."
40. He said: "O My Lord! give me a Sign!" "Thy Sign," was
the answer, "Shall be that Thou shalt speak to no man for three days but with
signals. then celebrate the praises of Thy Lord again and again, and glorify Him
in the evening and In the morning."
41. Behold! the angels said: "O Mary! Allah hath chosen
thee and purified thee- chosen Thee above the women of all
nations.
42. "O Mary! worship Thy Lord devoutly: Prostrate
thyself, and bow down (in prayer) with those who bow
down."
43. This is part of the tidings of the things unseen,
which we reveal unto Thee (o Messenger.) by inspiration: Thou wast not with them
when They cast lots with arrows, As to which of them should be charged with the
care of Mary: nor wast Thou with them When They disputed (the
point).
44. Behold! the angels said: "O Mary! Allah giveth thee
glad tidings of a word from him: His name will be Christ Jesus, the son of Mary,
held In honour In This world and the Hereafter and of (the company of) those
nearest to Allah.
45.
"He shall speak to the people In childhood and in maturity. and He shall be (of
the company) of the righteous."
38* در این هنگام زکریّا که این همه کرامت و مائده آسمانی را دید، پروردگارش
را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خود نسلی پاک و پسندیده به من عطا کن که همانا
تو شنونده دعائی.
39* پس در حالی که زکریّا درمحراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان او را ندا
دادند که خداوند تو را به فرزندی به نام یحیی بشارت می دهد که تصدیق کننده حقّانیت
کلمة الله حضرت مسیح است و سیّد و سرور و خویشتن دار از زنان و پیامبری از صالحان
است.
40* زکریّا گفت: پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی که پیریِ
من فرا رسیده و همسرم نازا است؟! خداوند فرمود: این چنین خداوند هر چه را بخواهد
انجام می دهد.
41* زکریّا گفت: پروردگارا! برای من نشانه ای قرار ده تا علم من به یقین و
اطمینان تبدیل شود. خداوند فرمود: نشانه تو آن است که تا سه روز با مردم سخن نگویی،
مگر از طریق اشاره. البته به هنگام ذکر خدا زبانت باز می شود. پس پروردگار خود را
به شکرانه این نعمت بسیار یاد کن و هنگام شب و صبح او را تسبیح
گوی.
42* و بیاد آور هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم! همانا خداوند تو را
برگزیده و پاک ساخته و بر زنان جهانیان برتری داده
است.
43* ای مریم! به شکرانه این همه نعمت، برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جای
آور و با رکوع کنندگان رکوع نما.
44* این ها از خبرهای غیبی است که ما به تو وحی می کنیم، حال آن که تو نزد
آنان نبودی. آن گاه که قلم های خود را برای قرعه کشی می افکندند تا به وسیله قرعه
معلوم شود که کدام یک کفالت مریم را بر عهده بگیرد و نزد آنها نبودی آن گاه که برای
گرفتن سرپرستی مریم با هم کشمکش می کردند.
45* بیاد آور آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم! همانا خداوند تو را به کلمه و نشانه ای از سوی خویش به نام مسیح، عیسی پسر مریم، بشارت می دهد. او که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است.
تفسیر
گلبرگ
تفسیر
آیه 38
نکته
ها:
مادر مریم با همسر
زکریّا خواهر بودند و هر دو عقیم و نازا. مادر مریم با دیدن صحنه غذا دادن پرنده به
جوجه هایش منقلب شد و به درگاه خدا دعا کرد، خداوند نیز به او مریم را عطا کرد. در
این جا هم وقتی حضرت زکریّا مقام و مرتبه مریم را دید، از خداوند طلب فرزند
کرد.
پیام
ها:
1- حالت انسان و
ساعات دعا، در استجابت آن مؤثر است. (هنالک دعا زکریّا)
2- غبطه خوردن کمال، ولی حسد ورزیدن نقص است.
زکریّا با دیدن مقام مریم(ع) شیفته شد و غبطه خورد و دست به دعا برداشت. (هنالک
دعا)
3- زن می تواند
پیامبر خدا را تحت تأثیر قرار دهد. (هنالک دعا زکریّا)
4- مشاهده کمالات
دیگران، زمینه در خواست کمالات و توجه انسان به خداوند است. (هنالک دعا
زکریّا)
5- در خواست فرزند و
نسل پاک، سنت و روش انبیاست. (هب لی...ذرّیة طیبة)
6- ارزش ذریّه و
فرزندان، به پاکی آنهاست. (ذریّةً طیّبةً)
7- در دعا باید از
خداوند تجلیل کرد. (انّک سمیع الدعاء)
تفیسر آیه
39
نکته
ها:
در تاریخ آورده اند
که حضرت یحیی، 6 ماه از حضرت عیسی بزرگ تر بود و چون در میان مردم به زهد و پارسایی
معروف بود، ایمان او به پسر خاله خود حضرت عیسی، اثر عمیقی در توجه مردم به مسیح
گذاشت. جالب آن که معنای "عیسی" و "یحیی" یکی و هر دو به معنای "زنده ماندن"
است.
بعضی "حَصور" را به
معنای ترک ازدواج یحیی به خاطر مسافرت های زیاددانسته اند، ولی اما باقر(ع) می
فرماید: عفت یحیی باعث شد تا ازدواج نکند و از زنان کناره
بگیرد.
پیام
ها:
1- دعای خالصانه از
قلب پاک مستجاب می شود. (دعا زکریّا...فنادته الملائکة)
2- نماز، در ادیان
پیشین نیز بوده است. (یصلی فی المحراب)
3- محراب مسجد، از
قداست خاصی برخوردار است. محل نزول مائده آسمانی (وجد عندها رزقاً) استجاب دعا.
(فنادته الملائکة...فی المحراب)
4- نماز، زمینه نزول
فرشتگان است. (نادته الملائکة و هو یصلی فی المحراب)
5- اراده خداوند بر
هر چیزی غلبه دارد. پیریِ پدر و عقیمیِ مادر، مانع فرزند دار شدن نیست. (انّ الله
یبشّرک بیحیی)
6- گاهی نام گذاری
افراد از طرف خداست. (یُبشّرُک بیحیی)
7- فرزند از نعمت ها
و بشارت های الهی است. (یبشّرک بیحیی)
8- انبیا یکدیگر را
تصدیق می کنند. (مصدقا بکلمة من الله)
9- حضرت عیسی نشانه
ای از قدرت خداست، نه فرزند خدا. (بکلمة من الله)
10- خداوند از آینده
هر کس خبر دارد. (سیّداً و حصوراً و نبیّاً)
11- عفت و کنترل
تمایلات جنسی، مورد ستایش خداوند است. (حصوراً)
تفسیر آیه
40
پیام
ها:
1- در نومیدی بسی
امید است. (انّی یکون لی غلام...کذالک یفعل ما یشاء)
2- در بیان ضعف ها
از خود شروع کنیم. (بلغنی الکبر و امرأتی عاقر)
3- اراده خداوند،
فوق وسائل و اسباب طبیعی است. (یفعل ما یشاء)
تفسیر
آیه41
پیام
ها:
1- خدایی که می
تواند زبان را هنگام تکلّم با مردم ببندد و هنگام ذکر خدا باز کند، می تواند از
پدری پیر و مادری عقیم نیز فرزندی به دنیا بیاورد. (کذالک الله یفعل ما یشاء...الاّ
تکلّم الناس)
2- انبیا، به دنبال
رسیدن به مقام یقین و شهود هستند. (اجعل لی آیة)
3- آن جا که خداوند
بخواهد، سبب را از کار می اندازد و زبان قدرت حرف زدن را از دست می دهد. (لا تکلّم
الناس)
4- هر چه لطف الهی
بیشتر می شود باید یاد او نیز بیشتر شود. (واذکر ربّک
کثیراً)
5- ذکر خدا هر چه
بیشتر شود، بهتر. (واذکر ربّک کثیراً)
6- در میان ذکر های
خداوند، تسبیح جایگاه خاصی دارد. (واذکر ربّک...و سبّح)
تفسیر
آیه42
نکته
ها:
کلمه "اِصطفی" هر جا
همراه "علی" باشد، به معنای مقدم بودن و سرآمد شدن است و هر جا بدون آن باشد، به
معنای انتخاب است.
در تفاسیر المنار،
قرطبی، مراغی، روح البیان و کبیر می خوانیم که سرآمد زنان جهان چهار نفرند: مریم،
آسیه، خدیجه و فاطمه(ع). در روایات اهل بیت(ع) نیز آمده است که مریم سرآمد زنان
زمان خود بود، ولی فاطمه(ع) سرآمد زنان در طول تاریخ است. البته خداوند حکیم هرگاه
شخصی را برمی گزیند، به جهت لیاقت ها و قابلیت های ویژه
اوست.
پیام
ها:
1- فرشتگان، با غیر
انبیا نیز سخن می گویند. (قالت الملائکة یا مریم)
2- زن می تواند به
مقام ولیّة اللّهی و خداوند برای او پیام بفرستد. (انّ الله
اصطفاکِ)
3- حضرت مریم، هم در
کمالات برگزیده شد و هم بر سایر زنان برتری یافت. به همین جهت جمله (اصطفاکِ) دوبار تکرار
شده است.
4- حضرت مریم معصوم
بوده است. (طهّرکِ)
5- حضرت میرم الگوی
زنان است. (اصطفاکِ علی نساء العالمین)
تفسیر
آیه43
نکته
ها:
در آیه قبل، خداوند
سه کمال داده شده به مریم(ع) را یاد نمود: گزینش الهی (اصطفاکِ) تطهیر الهی
(طهّرکِ) و سرآمد دیگران شدن (اصطفاکِ علی نساء العالمین) در این آیه سه مسئولیت از
او می خواهد: قنوت (اُقنُتی) سجده (اُسجُدی) و رکوع (اَرکعی) پس هر نعمتی مسئولیتی
را به دنبال دارد.
پیام
ها:
1- افراد برجسته
باید تواضع و عبادتشان بیشتر باشد. (یا مریم اقنتی...) (برای اولیای خدا، عبادات
ویژه ای سفارش شده است، همان گونه که برای پیامبر(ص) نماز شب واجب
بود.)
2- نماز، رکوع و
سجود، بهترین راه شکر است. در آیه قبل برگزیدگی خداوند مطرح شد که سزاوار شکر است.
(اصطفاک...اقنتی)
3- عبادت باید تنها
برای پروردگار باشد. (لربّک)
4- عبادت، مایه
تربیت انسان است. (ربّک)
5- نماز جماعت و
عبادت دسته جمعی، قبل از اسلام نیز بوده است. (مع الراکعین)
6- حضور زن در
اجتماعات عبادی و اجتماعاتی که مردان نیز حضور دارند سفارش شده است. (مع الراکعین)
به شرط آن که زنان، مریم گونه رفتار نمایند.
7- منتخبین و
برگزیدگان، باید همراه توده ها و در متن جامعه باشند، نه جدا و منزوی از مردم.
(ارکعی مع الراکعین)
تفسیر آیه
44
نکته
ها:
پیش از تولد مریم
مادرش نذر کرده بود که فرزندش خادم مسجد بیت المقدّس باشد. لذا پس از تولد، نوزاد
را در پارچه ای پیچیده به مسجد آورد و به بزرگان بنی اسرائیل گفت: این کودک نذر
مسجد است. چون این مادر از خانوده ای بزرگ و محترم بود، بر سر گرفتنِ سرپرستی
نوزاد، نزاع سختی در گرفت و بنا بر
قرعه شد.
پیام
ها:
1- انبیا از طرف خدا
بر گوشه ای از غیب آگاه می شوند. (من
انباء الغیب)
2- حکایت های قرآن،
تنها از طریق وحی برای رسول خدا کشف شد و قبل از آن نه در کتاب بود و نه در سینه
ای. (من انباء الغیب)
3- یکی از راه های
شناخت تاریخ پیشینیان، وحی است. (ذالک من انباء الغیب)
4- یکی از راه های
حل اختلاف، قرعه است. (یلقون اقلامهم)
تفسیر آیه
45
نکته
ها:
در قرآن، از حضرت
عیسی به "کلمة" یاد شده است که در فرهنگ قرآن، به معنای "مخلوق" می باشد. نظیر آیه
109 سوره کهف که می فرماید: "قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربّی لَنَفد البحر قبل
ان تنفد کلمات ربّی" اگر دریاها برای نوشتن کلمات الهی مُرکّب شوند، دریاها تمام می
شوند ولی کلمات الهی به پایان نمی رسد.
وصف "وجیهاً فی
الدنیا و الاخرة" در قرآن تنها برای حضرت عیسی(ع) آمده و در مورد شخص دیگری این وصف
گفته نشده است.
پیام
ها:
1- مقام زن بدان جا
می رسد که خداوند از طریق فرشتگان با وی سخن می گوید. (اذ قالت الملائکة یا
مریم)
2- فرزند، نعمت است.
(یبشّرک)
3- عیسی فرزند خدا
نیست، مخلوق خداست ولی مخلوقی بس بزرگ و ناشناخته. (کلمة
منه)
4- خداوند برای
اولیای خود قبل از قبل نامگذاری می کند. (اسمه المسیح)
5- کسی که از مریم
متولد شده و دوران جنینی را طی کرده است، چگونه می تواند فرزند خدا باشد؟ (عیسی بن
مریم )
6- وجاهت دنیوی نیز
یک ارزش است و کسب آن مانعی ندارد. (وجیهاً فی النیا).

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ
پنجاه و چهارم
يَوْمَ
تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ
تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ
نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (٣٠)
قُلْ
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ
لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
(٣١)
قُلْ
أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ
الْكَافِرِينَ
(٣٢)
إِنَّ
اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى
الْعَالَمِينَ
(٣٣)
ذُرِّيَّةً
بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٣٤)
إِذْ
قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي
مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
(٣٥)
فَلَمَّا
وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا
وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي
أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ (٣٦)
فَتَقَبَّلَهَا
رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا
كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ
يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ
يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (٣٧)
30. "On the Day when every soul will
be confronted with all the good it has done, and all the evil it has done, it
will wish there were a great distance between it and its evil. but Allah
cautions you (to remember) Himself. and Allah is full of kindness to those that
serve Him."
31. say: "If ye do love Allah, follow Me: Allah will love
you and forgive you your sins: for Allah is Oft-forgiving, Most
Merciful."
32. say: "Obey Allah and His Messenger.: but if They turn
back, Allah loveth not those who reject Faith.
33. Allah did choose Adam and Noah, the family of
Abraham, and the family of 'Imran above all
people,-
34. offspring, one of the other: and Allah heareth and
knoweth all things.
35. Behold! a woman of 'Imran said: "O My Lord! I do
dedicate unto Thee what is In My womb for Thy special service: so Accept This of
Me: for Thou hearest and Knowest all things."
36. when she was delivered, she said: "O My Lord! Behold!
I am delivered of a female child!"- and Allah knew best what she brought forth-
"And no wise is the male like the female. I have named Her Mary, and I commend
Her and Her offspring to Thy protection from the evil one, the
rejected."
37. right graciously did Her Lord Accept her: He made Her
grow In purity and beauty: to the care of Zakariya was she assigned. every time
that He entered (Her) chamber to see her, He found Her supplied with sustenance.
He said: "O Mary! whence (comes) This to you?" she said: "From Allah. for Allah
Provides sustenance to whom He pleases without
measure."
30* روزي كه هر كسي هر كار نيكي
كه كرده حاضر بيابد و هر كار بدي كه كرده ، دوست دارد كه كاش ميان او و كارهاي بدش
زماني دراز و پاياني دور مي بود . خدا شما را از نافرماني خويش بيم مي دهد ، و خدا
به بندگان پر مهر است .
31* بگو : اگر خدا را دوست مي داريد پس مرا پيروي كنيد تا خدا شما را دوست
دارد و گناهانتان را بيامرزد ، و خداوند آمرزگار و مهربان است
.
32* بگو : خدا و پيامبر را فرمان بريد ، پس اگر روي برتافتند ، خدا كافران
را دوست ندارد .
33*
همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد ،
فرزنداني كه برخي شان از برخي ديگرند –
فرزندان و فرزندزادگاني كه از پدران برگزيده زاده شده اند و در پاكي همانند
يكديگرند - ، و خدا شنوا و داناست .
35*
" ياد كن " آنگاه كه زن عمران گفت : پروردگارا ، نذر كردم كه آنچه در شكم من است
براي تو آزاد باشد –
آزاد از وابستگيهاي دنيا ، و در خدمت پرستشگاه تو باشد - . پس ، از من بپذير ، كه
تويي شنوا و دانا.
36*
پس چون او را بنهاد –
يعني بزاد - ، گفت : پروردگارا ، او را دختر زادم ! –
و خدا بدانچه زاد داناتر است و پسر چون دختر نيست –
و او را مردم ناميدم ،پس ، از من بپذير ، كه تويي شنوا و
دانا.
37* پس پروردگارش او ( مريم ) را پذيرفت ، پذيرشي نيكو ، و او را بپرورد ،
پروردني نيكو ، و زكريا را به سرپرستي وي گماشت . هرگاه زكريا به نمازخانه بر او در
آمدي ، نزد او روزيي مي يافت ، گفت : اي مريم ، اين از كجا براي تو رسيد ؟ گفت :
از نزد خدا ، كه خدا هر كه را بخواهد بي شمار روزي
دهد.
30. le Jour où chaque âme se
trouvera confrontée avec ce qu'elle aura fait de bien et ce qu'elle aura fait de
mal; elle souhaitera qu'il y ait entre elle et ce mal une longue distance! Allah
vous met en garde à l'égard de lui-même. Allah est Compatissant envers [Ses]
serviteurs.
31. Dis: ‹Si vous aimez vraiment Allah, suivez-moi, Allah
vous aimera alors et vous pardonnera vos péchés. Allah est Pardonneur et
Miséricordieux.
32. Dis: ‹Obéissez à Allah et Au messager. et Si vous
tournez le dos... alors Allah n'aime pas les infidèles
!
33. Certes, Allah a élu Adam, Noé, la famille d'Abraham
et la famille d'Imran au-dessus de Tout le monde.
34. en tant que descendants les uns des autres, et Allah
est Audient et Omniscient.
35. (Rappelle-toi) quand la femme d'Imran dit: ‹Seigneur,
Je T'ai voué en toute exclusivité ce qui est dans Mon ventre. Accepte-le donc,
de Moi. C'est Toi certes l'Audient et
l'Omniscient›.
36. puis, lorsqu'elle en eut accouché, elle dit:
‹Seigneur, voilà que J'ai accouché d'une fille›; Or Allah savait mieux ce dont
elle avait accouché! le garçon n'est pas comme la fille. ‹Je l'ai nommée Marie,
et Je la place, Ainsi que Sa descendance, sous Ta protection contre le diable,
le banni›
37. son Seigneur l'agréa
alors du bon agrément, la fit croître en belle croissance. et il en confia la
garde à Zacharie. chaque fois que celui-ci entrait auprès d'elle dans
تفسير
آيات اين گلبرگ
تفسير
آيه 30
در آيه
ى قبل ، سخن از علم و قدرت خداوند بود، اين آيه نمونه اى از علم و قدرت الهى
را بيان
مى كند. اين آيه شبيه آيه 49 سوره كهف است كه مى فرمايد: در روز قيامت
مردم تمام
اعمال خود را در برابر خويش حاضر مى يابند. در تفسير برهان آمده است كه
امام سجّاد
عليه السّلام در هر جمعه در مسجد النبى هنگام موعظه ، اين آيه را براى
مردم تلاوت
مى فرمود.
1-
اعمال
انسان محو نمى شود و در قيامت
در برابر او حاضر مى گردد. (محضرا(
2-
اعتقاد
به حضور عمل در قيامت ، مانع گناه
است . (محضرا(
3-
گنهكاران
، در قيامت از اعمال خود شرمنده اند، امّا چه سود؟
(تودّ لو انّ بينها(
4-
بسيارى
از اعمالى كه در دنيا مورد علاقه انسان است ، در قيامت مورد تنفّر او قرار خواهد گرفت .
(تودّ لو انّ بينها و بينه اءمدا بعيدا(
5-
در
روز قيامت ، پشيمانى سودى ندارد و آرزوها نشدنى است . كلمه (لو)
در مورد
آرزوهاى نشدنى بكار مى رود. (لو انّ بينها و بينه اءمدا بعيدا(
6-
خدا پروايى
، مانع گناه است . (يحذّركم اللّه (
7-
سرچشمه
ى هشدارهاى الهى ، محبّت و راءفت
اوست . (يحذّركم اللّه نفسه واللّه رؤ ف بالعباد(
8-
بيم
و اميد در كنار هم
نقش تربيتى دارند. اميد، به تنهايى سبب غرور، وبيم از تنهايى ، سبب ياءس مى
شود. (يحذّركم
اللّه نفسه ... واللّه رؤ ف بالعباد(
9-
لطف
و راءفت خداوند شامل حال همه
ى بندگان است . (رؤ ف بالعباد(
تفسير
آيه سي و يكم
درباره
جايگاه پيامبر ولزوم اطاعت از او، در قرآن مى خوانيم : (مَن يطع الرّسول
فقد اطاع
اللّه) هركس
از پيامبر پيروى كند، قطعا از خدا پيروى كرده
است . و در جاى ديگر: (انّ الّذين يبايعونك انّما يبايعون اللّه) بيعت
با تو بيعت با خداست .
شخصى
به امام صادق عليه السّلام عرض كرد: جانم فدايت ، ما فرزندان خود
را به نام هاى شما و پدرانتان مى ناميم ، آيا براى ما مفيد است ؟ حضرت
فرمودند: مگر
دين غير از محبّت است ، خداوند فرموده : (ان كنتم تحبّون اللّه
فاتّبعونى )
1-
هر
ادّعايى با عمل ثابت
مى شود (ان
كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى (
2-
لازمه
ى ايمان
به خدا، پيروى از اولياى خداست . (فاتّبعونى ) (آرى ، اسلام منهاى
روحانيّت واقعى
، محكوم است (
3-
هر
كس در عمل سست است ، در حقيقت پايه ى محبّت او سست است
. (تحبّون ... فاتّبعونى (
4-
در
راه اصلاح جامعه ، از عواطف كمك بگيريم . (ان
كنتم تحبّون اللّه (
5-
عمل
، سخن و سكوت رسول خدا، حجّت و قابل پيروى است . (فاتبعونى (
6-
پيامبر
معصوم است ، زيرا فرمان پيروى عام و بى چون وچرا براى غير معصوم
، حكيمانه نيست . (قل ... فاتبعونى (
7-
اگر
مى خواهيد خداوند شما را دوست بدارد،
بايد از سنّت رسول اللّه پيروى كنيد. (فاتّبعونى يحببكم اللّه (
8-
انسان مى
تواند به جايى برسد كه رضاى او، رضاى خدا و پيروى از او، پيروى از خدا
باشد. (فاتّبعونى
يحببكم اللّه (
9-
امتياز
دين الهى بر قوانين بشرى ، وجود عنصر محبّت ، الگوى عملى و صلاحيّتِ قانون گزار است .
(تحبّون ... فاتبعونى يحببكم اللّه (
10-
بهترين
پاداش ها، پاداشِ معنوى است . محبوبيّت نزد خدا ودريافت مغفرت ، بهترين
پاداش براى مؤ منان است . (يحببكم اللّه (
11-
نشانه
ى دوستى ، سرپوش گذاردن
روى بدى ها و برخورد با عفو و رحمت است . (يحببكم ... يغفر لكم (
12-
كارهاى
نيك ، مايه ى آمرزش گناهان است . (فاتبعونى ... يغفرلكم ذنوبكم (
13-
اطاعت
وپيروى از پيامبر، موجب دريافت عفو الهى است . (فاتّبعونى ... يغفر
لكم (
تفسير
آيه سي و دوم
پيامبر
اكرم صلّى اللّه عليه و آله علاوه بر آيات الهى ، دستوراتى حكومتى داشت . دستوراتى
كه به تناسب زمان و مكان و افراد و شرايط تغيير مى كرد. البتّه آنها
نيز در
پرتو وحى الهى بود، ولى در قرآن مطرح نگرديده بود و معناى اطاعت از رسول در
كنار اطاعتِ
خداوند، عمل به همان دستورات نبوى است .
1-
رفتار
و گفتار و كردار پيامبر حجّت است ، زيرا اطاعت از پيامبر در كنار
اطاعت خداست . (اطيعوا اللّه و الرسول (
2-
محبوب
شدن يا منفور شدن در نزد پروردگار،
به دست خود ماست . (فان تولّوا فانّ اللّه لا يحبّ الكافرين (
3-
سرپيچى
از فرمان پيامبر، برابر با كفر است . (انّ اللّه لايحبّ
الكافرين (
تفسير
آيه سي و سوم
در آيه
ى قبل ، دستور اطاعت از رسول صادر شد، اين آيه دليل آن را گزينشِ خداوند
حكيم مى
داند كه بر اساس برترى آنان بر ديگر مردم در كمالات است .
برگزيدگى
انبيا از طريق وحى ، علم ، ايمان و عصمت است .
امام
باقر عليه السّلام
در باره ى ((انّ
اللّه اصطفى ... ذريّة ...)) فرمودند:
ما از آن برگزيدگان و باقيمانده ى آن عترت
هستيم .
1- انسان
ها همه در يك
سطح نيستند و خداى حكيم ، بعضى را برگزيده است تا مسئوليّت
سنگين
رسالت را بر دوش
آنان بگذارد. (انّ اللّه اصطفى (
2- اوّلين
انسان ، پيامبر خدا بوده تا بشر هيچ
گاه بدون هدايت نماند. (اصطفى آدم (
3- جريان
بعثت ، در طول تاريخ بشر استمرار
داشته است . (اصطفى آدم و نوحاو(
4- رسالت
بعضى از انبيا، جهانى بوده است
. (على العالَمين (
تفسير
آيه سي و چهارم
1-
در
طول تاريخ ، دودمان نبوّت از
نسل پاكان بوده است . (اصطفى ... على العالمين ذريّة (
2-
بعضى
از ويژگى ها
وكمالات از طريق وراثت منتقل مى شود. (بعضها من بعض (
3-
خداوند
حتّى بر گفتار
ورفتار برگزيدگان خود نظارت دارد. (اصطفى ... سميع عليم (
تفسير
آيه سي و پنجم
چنانكه
در تفاسير و كتب روايى آمده است : دو خواهر به نام هاى حَنّه و اشياع ، كه اوّلى همسر عمران از
شخصيّت هاى برجسته بنى
اسرائيل ، و دوّمى همسر زكريّاى پيامبر بود، بچّه دار نمى شدند. روزى حَنّه زير
درختى نشسته بود، پرنده
اى را ديد كه به جوجه هايش غذا مى دهد. محبّت مادرانه ، آتش عشقِ به فرزند
را در
وجود او شعله ور ساخت ، در همان حال دعا كرد و مستجاب شد. از سوى ديگر به
شوهرش الهام
شد كه فرزندش از اولياى خدا خواهد بود وبيماران را شفا و مردگان را
زنده خواهد
كرد.
وقتى حَنّه حامله
شد، پيش بينى كرد آن فرزندى كه كارهاى خارق العاده انجام
دهد، پسر خواهد بود، لذا نذر كرد كه فرزندش خدمتكار بيت المقدّس شود.
امّا چون
نوزاد به دنيا آمد، ديدند دختر است . آنها فهميدند كه آن الهام الهى در
مورد خود
مريم نبوده است ، بلكه درباره فرزند او خواهد بود.
1-
رشد
معنوى زن تا آنجا
بالا مى رود كه بعد از سالها انتظار، فرزند خود را نذر خدمت خانه خدا مى
كند. (امراءت
عمران ربّ انّى نذرت لك (
2-
افراد
دورانديش ، قبل از تولّدِ فرزند به فكر
مسير خدمات او نيز هستند. (نذرت لك ما فى بطنى محرّرا(
3-
از
خود بگذريم و تنها
در راه خدا صرف كنيم . (نذرتُ لك (
4-
خدمت
در مسجد به قدرى ارزشمند است كه اولياى
خدا عزيزان خود را قبل از تولّد نذر آن مى كنند. (نذرت لك (
5-
موضوع نذر،
تاريخى بس طولانى در اديان الهى دارد. (ربّ انّى نذرت (
6-
مادر،
نوعى ولايت
بر فرزند دارد. (نذرت لك ما فى بطنى (
7-
ميان
گذشت از فرزند و برگزيدگى خداوند
رابطه است . (اصطفى ... آل عمران ... نذرت لك ما فى بطنى محرّرا(
8-
كسانى
در خدمات دينى موفّق ترند كه تمام وجود خود را صرف خدمت نمايند، نه بخشى
از وقت
را. (محرّرا(
9-
خدمت
فرزند به مادر، حقّ طبيعى مادر و قابل گذشت است.
)محرّرا(
10-اگر عزيزترين ومحبوب ترين چيزها را مى
دهيد، به فكر قبولى آن نيز باشيد.
(فتَقبَّل(
تفسير
آيه سي و ششم
مادر
انتظار داشت فرزندش پسر باشد، تا بتواند خدمتكار بيت المقدّس شود، لذا
چون نوزاد
دختر به دنيا آمد، با حسرت گفت : پروردگارا! فرزند دخترى زاده ام حال
چگونه به
نذرم عمل كنم ؟ امّا خداوند براى تسلّى خاطر اين مادر مى فرمايد: آن پسرى
كه انتظارش
را داشتى به خوبى اين دختر نيست ، زيرا اين دختر داراى كمالاتى است و
مادرِ پسرى
مى شود كه او نيز مايه ى بركت خواهد بود، پس بهره ى تو از نسل مبارك
چندين برابر
خواهد شد.
مَريم به
معناى عابده وخادمه است
و اين نام 34 مرتبه
در قرآن آمده است .
1-
تمايلات
انسان مهم
نيست ، مصلحت و خواست خداوند مهم است . (واللّه اعلم بما وضعت (
2-
گاهى دختر
در پاكى و پاكدامنى ، به جايى مى رسد كه هرگز پسر به آن نمى رسد. (ليس
الذكر كالانثى (
3-
حضرت
مريم مقام والايى دارد. (ليس الذكر كالاُنثى ) مراد از الاُنثى زن
خاصّى است.
4-
براى
فرزندان خود، نام نيكو انتخاب نماييد. (انّى سمّيتها مريم (
5-
مادر،
حقّ نامگذارى فرزند خود را دارد. (انّى سمّيتها(
6-
تغييرات
جزيى ، شما را از
خدا و اهداف عالى دور نكند. با اينكه فرزند بر خلاف تصوّر دختر شد، امّا نام
او را
مريم كه به معناى خادمه است گذاشت . (سمّيتها مريم (
7-
قبل
از هر چيز، به فكر
سلامتى فرزند از شرّ شيطان باشيد. (اعيذها(
8-
تنها
فرزندان بلافصل را در نظر
نگيريد وبا دورانديشى ، نسل هاى بعدى را نيز در نظر داشته باشيد. (اعيذها بك
و ذرّيتها(
9-
براى
تاءمين سعادت فرزند، تنها به تربيت خود متّكى نباشيم ، او را به
خدا بسپاريم كه توانايى هاى ما محدود وعوامل انحراف زياد است . (اعيذها
بك (
10-
مادر
مريم ، جايگاهى خاص دارد. از بيان نذر او، اخلاص او، نام گذارى او
و استعاذه
او اين برداشت استفاده مى شود. (نذرت لك ، سمّيتها، اعيذها بك (
11-
شيطان
، دشمن ديرينه نسل بشر است . (اعيذها... من الشيطان الرجيم (
تفسير
آيه سي و هفتم
كسى
كه در راه خدا گام بر دارد، دنياى او نيز تاءمين مى شود. مادر مريم فرزندش
را براى
خدا نذر كرد، خداوند در اين آيه مى فرمايد: هم جسم او را رشد داديم و
هم سرپرستى
مانند زكريّا براى او قرار داديم و هم مائده آسمانى بر او نازل كرديم .
رزق
بى حساب ، به معناى نداشتن حساب نيست ، بلكه به
معناى خارج بودن از محاسبات عمومى است . (يرزق من يشاء بغير حساب (
حضرت
مريم از نظر ظاهرى وجسمى ، رشد كامل وخوبى داشت
. (فانبتها نباتا حسنا(
مادرى
همانند مريم ، محل
تربيتى مثل مسجد و سرپرستى همچون زكريّاى پيامبر وبا تغذيه اى بهشتى ،
محصولش فرزندى
چون عيسى مى شود. عوامل مؤ ثّر در تربيت عبارتند از:
روح
پاك مادر. )تقبّلها
ربّها بقبول حسن (
جسم
سالم . (نباتا حسنا(
تعليم
و تربيت الهى . (كفّلها
زكريّا(
تغذيه
پاك . (وجد عندها رزقا(
در
تاريخ آمده است : زمانى قحطى مدينه را فرا گرفت ، روزى حضرت فاطمه عليها
السّلام مقدارى
نان وگوشت خدمت پيامبر آورد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرسيد: در
زمان قحطى
اين غذا كجا بوده است ؟ حضرت فرمود: ((هو
من عنداللّه ))
پيامبر
فرمود: خدا را شكر كه تورا مانند مريم
قرارداد. آنگاه پيامبر، حضرت على وامام حسن وامام حسين عليهم السّلام را
جمع كرد
واز آن غذا همگى خوردند وبه همسايگان نيز دادند.
1-
پذيرش
دعا، جلوه اى
از ربوبيّت الهى است . (تقبّلها ربّها(
2-
قبولى
خداوند درجاتى دارد. خداوند نذر
مادر مريم را به بهترين وجه پذيرفت . (بقبول حسن (
3-
كسى
كه با اخلاص است ، خداوند
كارش را به نيكى مى پذيرد. (بقبول حسن (
4-
مادر
مريم نذر كرد كودكش خادم خانه
ى خدا شود، خداوند در پاسخ ، پيامبرش را خادم و متكفّل اين كودك قرار داد.
)كفّلها
زكريّا(
5-
هر
كه تحت تكفّل انبيا درآيد، از شيطان دور مى شود. (اعيذها...
من الشيطان الرّجيم ... و كفّلها زكريّا(
6-
عبادت
، نبايد موسمى و مقطعى
باشد. (كلّما دخل (
7-
شرط
تكفّل ، نظارت و تفحّص است . (كفّلها... دخل عليها...
انّى لك هذا(
8-
عبادت
، جنگ با شيطان و محلّ عبادت ، مِحراب يعنى محلّ نبرد
است . (دخل عليها زكريّا المحراب (
9-
رزق
پاك درسايه ى عبادت است ) المحراب
وجد عندها رزقا(
10-
زن
مى تواند بدان مقام رسد كه پيامبر خدا را به شگفتى
وادارد. (اَنّى لكِ هذا(
11-
صادر
شدن كرامت از اولياى الهى ، كار مشكلى نيست
. (هو من عنداللّه (
12-
نعمت
ها را از او بدانيد، نه از تلاش خود. (هو من عنداللّه (
13-
خداوند
مى تواند خارج از اسباب مادّى روزى بدهد. (هذا من عند اللّه (
14-
در
شرايط و محيطى سالم ، زن و مرد مى توانند با هم سخن بگويند. (انّى
لك هذا قالت هو من عنداللّه (
از
حسين
(ع)
تا مهدي (عج)
حسين
بن خالد ، از امام
رضا (ع)
، از پدران بزگوار خود (ع) ، از امير
مومنان (ع)
نقل مي كند كه فرمود :
اي
حسين
، نهمين فرزند از نسل تو همان بپادارنده
حق ، و پيروز گرداننده دين اسلام ( بر همه اديان ) و عدالت گستر
است .
امام
حسين (ع)
فرمود : عرض كردم ، آيا به راستي اين شدني است ؟
فرمود
:
آري
سوگند به آن خدايي كه محمد
(ص) را
به پيامبري برانگيخت و او را بر همه آدميان برگزيد اين شدني است ، ولي پس از غيبت و
حيرتي كه در آن مدت ، جز خالصان و اهل يقين كه خدا از آنان پيمان ولايت ما را گرفته
ايمان را در دلهايشان استوار داشته و با روحي از جانب خود ياري شان نموده ، كسي بر
دين خدا پايدار نمي ماند.
► اللهم عجل لوليك الفرج ◄

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
گلبرگ پنجاه و سوم
أَلَمْ
تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ
اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ
مُعْرِضُونَ (٢٣)
ذَلِكَ
بِأَنَّهُمْ قَالُوالَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ
وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَاكَانُوا يَفْتَرُونَ(٢٤)
فَكَيْفَ
إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا
كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ (٢٥)
قُلِ
اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ
مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ
إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٢٦)
تُولِجُ
اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ
مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ
بِغَيْرِ حِسَابٍ (٢٧)
لا
يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ
وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلا أَنْ تَتَّقُوا
مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
(٢٨)
قُلْ
إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَيَعْلَمُ
مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
(٢٩)
23. hast Thou not turned Thy vision to those who have
been given a portion of the Book? They are invited to the Book of Allah, to
settle their dispute, but a party of them turn back and decline (the
arbitration).
24. This because They say: "The Fire shall not touch us
but for a few numbered days": for their forgeries deceive them As to their own
religion.
25. but How (will They fare) when we gather them together
against a Day about which there is no doubt, and Each soul will be paid out just
what it has earned, without (favour or) injustice?
26. say: "O Allah. Lord of power (and Rule), Thou givest
power to whom Thou pleasest, and Thou strippest off power from whom Thou
pleasest: Thou enduest with honour whom Thou pleasest, and Thou bringest low
whom Thou pleasest: In Thy hand is all good. Verily, over all things Thou hast
power.
27. "Thou causest the night to gain on the Day, and Thou
causest the Day to gain on the night; Thou bringest the Living out of the dead,
and Thou bringest the dead out of the Living; and Thou givest sustenance to whom
Thou pleasest, without measure."
28. let not the believers take for friends or helpers
unbelievers rather than believers: if any do that, In nothing will there be help
from Allah. except by way of precaution, that ye may guard yourselves from them.
but Allah cautions you (to remember) Himself; for the final goal is to
Allah.
29. say: "Whether ye hide what is In your hearts or
reveal it, Allah knows it all: He knows what is In the heavens, and what is on
earth. and Allah has power over all things.
23* آيا به كساني كه كتاب –
تورات –
بهره اي بداندندشان ننگريستي كه چون به كتاب خدا خوانده شوند تا ميانشان داوري كند
، آنگاه گروهي از آنها پشت مي كنند درحالي كه " از حكم خدا"
رويگردانند؟
24* اين از آن روست كه گفتند : آتش به ما نرسد مگر روزهايي چند . و اين
دروغها كه مي ساختند آنها را در دينشان فريفته كرده است
.
25* پس چگونه خواهد بود " حال آنان " آنگاه كه فراهم آوريمشان در روزي كه
هيچ شكي در آن نيست و هر كسي آن را آنچه كرده است بتمامي پاداش دهند و بر آنها ستم
نرود؟
26*
بگو : بارخدايا ، اي خداوند ملك –
پادشاهي و فرمانروايي - ، به هر كه خواهي ملك مي دهي و از هركه مي خواهي ملك باز مي
ستاني ، هركه را خواهي بزرگي و ارجمندي مي دهي و هر كه را خواهي خوار مي كني ،
نيكيها همه در دست توست ، كه تو بر همه چيز توانايي
.
27* شب را در روز در مي آوري و روز را در شب در مي آوري ، زنده را از مرده
برون مي آوري و مرده را از زنده بيرون مي آوري ، و به هركه خواهي بي شمار روزي مي
دهي
28*
مومنان نبايد كافران را به جاي مومنان به دوستي گيرند و هر كس چنين كند از "ولايت"
خداي در چيزي –
پيوندي –
نيست –
از دوستي و خشنودي او بهره اي ندارد –
مگر اينكه از آنان تقيه كنيد –
يعني مگر آنكه از شر آنها بترسيد و بخواهيد از گزندشان حذر كنيد
.-
خداوند شما را از نافرماني
خويش بيم مي دهد ، و بازگشت به سوي خداست.
29* بگو : اگر آنچه را كه در سينه هاي شماست پنهان داريد يا آشكار كنيد خدا
آن را مي داند ، و آنچه را كه در آسمانها و آنچه را در زمين است مي داند ،و خدا بر
هر چيزي تواناست .
23. N'as-tu pas vu Comment agissent
ceux qui ont reçu une part du Livre, et qui sont maintenant invités Au Livre
d'Allah pour trancher leurs différends; Comment un groupe des leurs Tourne le
dos et s'esquive?
24. C'est parce qu'ils disent: ‹Le feu ne nous touchera
que pour un nombre de jours déterminés. et leurs mensonges les trompent en
religion.
25. Eh bien Comment seront-ils, quand nous les aurons
rassemblés, en un Jour sur quoi il n'y a point de doute, et que chaque âme sera
pleinement rétribuée selon ce qu'elle aura acquis? et ils ne seront point
lésés.
26. - Dis: ‹ Allah, Maître de l'autorité absolue. Tu
donnes l'autorité à qui Tu veux, et Tu arraches l'autorité à qui Tu veux; et Tu
donnes la puissance à qui Tu veux, et Tu humilies qui Tu veux. le bien est en Ta
main et Tu es Omnipotent.
27. Tu fais pénétrer la nuit dans le jour, et Tu fais
pénétrer le Jour dans la nuit, et Tu fais sortir le vivant du mort, et Tu fais
sortir le mort du vivant. et Tu accordes attribution à qui Tu veux, sans
compter›.
28. que les croyants ne prennent pas, pour alliés, des
infidèles, Au lieu de croyants. quiconque le fait contredit la religion d'Allah,
à moins que vous ne cherchiez à vous protéger d'eux. Allah vous met en garde à
l'égard de lui-même. et C'est à Allah le retour.
29. Dis: ‹Que vous cachiez ce qui est dans vos poitrines
ou bien vous le divulguiez, Allah le sait. il connaît Tout ce qui est dans les
cieux et sur la terre. et Allah est Omnipotent.
تفسير
آيات اين گلبرگ
آيه
بيست و سوم
در تفاسير
آمده است كه زن و مردى از يهود، با داشتن همسر مرتكب زنا شدند. آنان مى بايست
طبق قانون تورات سنگسار مى شدند، ولى چون از اشراف بودند سعى بر اين
داشتند از
اجراى دستور تورات بگريزند. آنها نزد پيامبراسلام آمدند تا ايشان حكم كنند،
آن حضرت
نيز فرمان سنگسار داده وفرمودند: حكم اسلام نيز همانند حكم تورات است .
آنها منكر
حكم تورات شدند.
ابن
صوريا كه از علماى يهود بود، از فدك به مدينه فراخوانده
شد تا تورات را بخواند. ابن صوريا چون از ماجرا با خبر بود، هنگام
خواندن آيات
تورات ، دستش را روى جملاتى مى گذاشت تا آيه ى سنگسار ديده نشود. عبداللّه
بن سلام
كه در آن روز از علماى يهود بود ودر آن جلسه حضور داشت ، ماجرا را فهميد
و موضوع
را بر ملا كرد.
اين
آيه هشدارى به
مسلمانان است كه مبادا شما هم مثل يهود به هنگام اجراى قانون قرآن ، از
دستور الهى
رويگردان باشيد وميان مردم تبعيض قائل شويد.
1-
كتاب
قانون وداورى و حكم ، كتاب آسمانى است . (يُدعَون الى كتاب اللّه
ليحكم (
2-
اسلام
، دين انصاف و احترام به ديگران است . از علماى ديگر اديان
دعوت مى كند تا كتاب خودشان را داور قرار دهند. (يُدعَون الى كتاب
اللّه ليحكم (
3-
همه
ى علماى اهل كتاب بد نبودند. (يتولّى فريق منهم (
4-
خطرناك تر
از روى گردانى ، قصد اعراض و لجاجت است . (يتولّى ... معرضون (
5-
قانون
بايد در
مورد همه ى افراد، بالسّويه اجرا شود. (با توجّه به شاءن نزول (
آيه
بيست و چهارم
در قرآن
، بارها شعارهاى پوچ وخيال هاى باطل يهود نقل شده است . آنها مى گفتند:
ما نژاد
برتر و محبوب خداييم و در قيامت جز آن چهل روزى كه اجداد ما گوساله
پرست بودند،
عذابى به ما نخواهد رسيد. و همين خيالها سبب غرور و انحراف آنها شد. اسرائيلِ
امروز نيز برترى نژادى خود را باور داشته و براى رسيدن به آن ، از هيچ ظلمى
خوددارى نمى كند.
1-
سرچشمه
اعراض ، عقائد
خرافى و بى اساس است . (هم معرضون ذلك بانّهم ...)
2-
خودبرتربينى
، چه بر اساس
دين و چه براساس نژاد، ممنوع و محكوم است . (لن تمسّنا النار(
3-
احساس امنيّت
ومصونيّت در برابر كيفر، مايه ى گمراهى است . (لن تمسّنا النار(
4-
يهود، قيامت
و دوزخ را قبول و به گناهكارى خود اقرار داشتند. (لن تمسّنا النار الاّ ايّاما
معدودة (
5-
همه
ى مردم در دادگاه الهى يكسان هستند. (لن تمسّنا النار... غرّهم
فى دينهم (
آيه
بيست و پنجم
1-
ياد
قيامت باشيد وخرافات را كنار
بگذاريد. (لن تمسّنا النار... فكيف اذا جمعنا(
2- كيفر و پاداش بر اساس عمل است ، نه آرزو وگمان . (لن تمسّنا النار... وفيّت كل نفس ما كسبت<
