تبليغاتX
گلبرگی از باغ زیبای قرآن

گلبرگی از باغ زیبای قرآن

روزی یک صفحه با معنی از کاتالوگ انسان
آيات 16 تا 22 سوره مبارکه آل عمران

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ پنجاه و دوم

 

الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (١٦)

الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأسْحَارِ (١٧)

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (١٨)

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (١٩)

فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالأمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (٢٠)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (٢١)

أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ (٢٢)

 

16. (Namely), those who say: "Our Lord! we have indeed believed: forgive us, then, Our sins, and save us from the agony of the Fire;"-

17. those who Show patience, Firmness and self-control; who are true (in word and deed); who worship devoutly; who spend (in the way of Allah.; and who pray for forgiveness In the early hours of the morning.

18. there is no god but He: that is the witness of Allah, His angels, and those endued with knowledge, standing firm on justice. there is no god but He, the Exalted In power, the wise.

19. the Religion before Allah is Islam (submission to His Will): nor did the people of the Book dissent therefrom except through envy of Each other, after knowledge had come to them. but if any deny the Signs of Allah, Allah is swift In calling to account.

20. so if They dispute with thee, say: "I have submitted My whole self to Allah and so have those who follow me." and say to the people of the Book and to those who are unlearned: "Do ye (also) submit yourselves?" if They do, They are In right guidance, but if They turn back, Thy duty is to convey the Message; and In Allah.s sight are (all) His servants.

21. As to those who deny the Signs of Allah and In defiance of right, slay the prophets, and slay those who teach just dealing with mankind, announce to them a grievous penalty.

22. They are those whose works will bear no fruit In This world and In the Hereafter nor will They have anyone to help.

 

16* آنان كه گويند : پروردگارا ،‌ ما ايمان آورديم ، پس گناهان مارا بيامرز و عذاب آتش را از ما باز دار

17* آن شكيبايان و راستگويان و فرمانبرداران و انفاق كنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهان.

18* خداي يكتا الله گواهي مي دهد كه جز او خدايي نيست ، و فرشتگان و دانشمندان او كه تواناي بي همتا و داناي با حكمت است ، خدايي نيست .

19* همانا دين دين راست و درست نزد خدا اسلام است . و كساني كه كتابشان داده اند جهودان و ترسايان اختلاف نكردند مگر پس از آنكه دانش و آگاهي " به دين حق" بديشان آمد ، از روي بد خواهي و حسد ميان خويش ، و هر كه به آيات خدا كافر شود پس "بداند كه" خدا زود حساب است .

20* اگر با تو ستيزه و گفت و گو كنند ، بگو : من خداي را گردن نهاده ام ، - خود را به خدا تسليم كرده ام و پيروانم نيز " چنين كردند " ، و به آنها كه كتابشان داده اند و به آنان كه كتاب " آسماني  " ندارند مشركان بگو: آيا شما هم " خداي را " گردن نهاده ايد ؟

پس اگر " خداي را " گردن نهاده اند راه راست يافته اند و اگر روي بگردانند بر تو رساندن پيام است و بس ،‌ و خدا به "حال" بندگان بيناست .

21* آنان را كه به آيات خدا كافر مي شوند و پيامبران را به ناحق مي كشند و كساني از مردم را كه به عدل و داد فرمان مي دهند مي كشند به عذابي دردناك مژده ده.

22* اينانند كه كارهاشان در اين جهان و آن جهان تباه شده است و هيچ ياري كننده اي ندارند .

 

 

16. qui disent: Notre Seigneur, nous avons foi; pardonne-nous donc nos péchés, et protège-nous du châtiment du Feu›,

17. ce sont, les endurants, les véridiques, les obéissants, ceux qui dépensent [dans le sentier d'Allah] et ceux qui implorent pardon juste avant l'aube.

18. Allah atteste, et aussi les Anges et les doués de science, qu'il n'y a point de divinité à part Lui, le Mainteneur de la justice. point de divinité à part Lui, le Puissant, le Sage!

19. Certes, la religion acceptée d'Allah, C'est l'Islam. ceux auxquels le Livre a été apporté ne se sont disputés, par agressivité entre eux, qu'après avoir reçu la science. et quiconque ne croit pas aux signes d'Allah... alors Allah est prompt à demander compte!

20. s'ils Te contredisent, Dis leur: ‹Je me suis entièrement soumis à Allah, Moi et ceux qui m'ont suivi›. et Dis à ceux à qui le Livre a été donné, Ainsi qu'aux illettrés: ‹Avez-vous embrassé l'Islam?› s'ils embrassent l'Islam, ils seront bien guidés. Mais, s'ils tournent le dos... Ton devoir n'est que la transmission (du message). Allah, sur [Ses] serviteurs est Clairvoyant.

21. ceux qui ne croient pas aux signes d'Allah, tuent sans droit les prophètes et tuent les gens qui commandent la justice, annonce-leur un châtiment douloureux.

22. ce sont eux dont les oeuvres sont devenues vaines, ici-bas comme dans l'au- delà. et pour eux, pas de secoureurs!

 

تفسير آيات اين گلبرگ

آيه 16

پيام ها 

1-      متّقين ، همواره در انابه و دعا هستند. (يقولون (

2-      ايمان ، زمينه ى عفو الهى است . (آمنّا فاغفرلنا(

3-      عفو، از شئون ربوبيّت و لازمه ى تربيت است . (ربّنا... فاغفرلنا(

4-      ترس از قهر و عذاب خداوند، از نشانه هاى تقواست . (قنا عذاب النار(

5-      به كارهاى خوبتان اعتماد نكنيد. با آنكه اهل تقوا هستيد، باز هم از قهر الهى بايد ترسيد. (قنا عذاب النار(

آيه 17

نكته ها 

افراد با تقوى داراى ويژگى هاى ذيل هستند:

1- صبر در برابر مشكلات ، صبر بر ترك گناهان و صبر بر انجام واجبات .

2- صداقت در گفتار و رفتار.

3- خضوع وفروتنى در انجام دستورات ، بدون غرور و خود برتربينى .

4- انفاق از هر چه خداوند به آنان روزى كرده است .

5- مناجات هاى سحرى و آمرزش خواهى از خداوند. آرى ! سحر مناسب ترين زمان براى

دعاست .

در برخى روايات آمده است : اگر كسى يكسال به طور مداوم ، در قنوت نماز شب هفتاد مرتبه استغفار كند، مشمول اين آيه مى شود.

ابى بصير از امام صادق عليه السّلام درباره ى المستغفرين بالسحار پرسيد، حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در نماز وتر هفتاد مرتبه استغفار مى كرد.

مفضل بن عمر مى گويد به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : نماز شب من فوت مى شود و من بعد از نماز صبح آن را قضا مى كنم ؟ حضرت فرمودند: اشكالى ندارد، ولى آن را براى خانواده ات آشكار نكن ، چون آن را سنّت مى پندارند و در اين صورت عمل به گفتار خداوند : المستغفرين بالاسحار را ابطال مى كند.

پيام ها 

1-      هم رسيدگى به خلق ، هم عبادت خالق . (والمنفقين و المستغفرين بالاسحار(

2-      تقوا به معناى انزوا، بى خبرى و گوشه گيرى نيست ، متقّى بايد جامع كمالات باشد. (الصابرين والصادقين و...)

آيه هجدهم

 

نكته ها 
خداوند با ايجاد نظام واحد در هستى ، بر يگانگى ذات خود گواهى مى دهد، يعنى هماهنگى و نظم موجود در آفرينش ، همه گواه بر حاكميّت قدرتى يگانه بر هستى است ، چنانكه در دعاى صباح مى خوانيم : يا مَن دلّ على ذاته بذاته

آفتاب آمد دليل آفتاب                                 گر دليلت بايد از وى رُخ متاب

 

امام باقر عليه السّلام فرمودند: مراد از  اولوا العلم در آيه ، انبيا و اوصيا هستند.
هر كجا تعدّد هست ، محدوديّت نيز هست . خانه ى بى حدّ نمى تواند بيش از يكى باشد. اگر گفتيم : فلان چراغ ، نور بى نهايت دارد، جايى براى چراغ دوّم باقى نمى ماند. خدا بى نهايت است ، زيرا اگر نهايت داشته باشد به نيستى برمى خورد و هيچ بى نهايتى قابل تعدّد نيست ، لذا خداوند قابل تعدّد نيست واو يكتاست .
پيام ها 
1-
شهادت عملى ، بهترين نوع شهادت است . هماهنگى در ميان آفريده ها، بهترين نمونه ى گواهى بر يكتايى خداست . (شهد اللّه انّه لااله الاّ هو(
2-
راه ايمان به خدا، علم است وعلم واقعى ، انسان را با سرچشمه هستى آشنا مى كند. (واولوا العلم (
3-
دانشمندان ، در كنار فرشتگان قرار مى گيرند. (والملائكة واولوا العلم (
4-
عدل الهى ، در كنار توحيد مطرح است . بر خلاف ديگر قدرتمندان كه هر كجا احساس يكتايى و نداشتن رقيب و شريك كنند، زور مى گويند، او يكتايى است كه به پا دارنده ى عدل است . (لااله الاّ اللّه ... قائما بالقسط)

آيه نوزدهم

پيام ها 
1- ايمان به يگانگى ، عدالت ، عزّت و حكمت خداوند (كه در آيه قبل بود،) زمينه ى تسليم شدن انسان است . (ان الدّين عند اللّه الاسلام (
2-
لازمه ى تسليم بودن در برابر خداوند، پذيرش اسلام به عنوان آخرين دين الهى است . (ان الدّين عند اللّه الاسلام (
3-
تجاوز از مرزهاى حق ، سبب بروز اختلاف است . (وما اختلف الّذين ... بغيا(
4-
سرچشمه ى بسيارى از اختلافات مذهبى ، حسادت ها و ظلم هاست ؛ نه جهل و بى خبرى . (من بعد ما جائهم العلم (
5-
حسد، زمينه ى كفر است . (بغيا... و من كفر(
6-
كتاب وعلم ، به تنهايى سبب نجات نمى گردند. (اوتوا الكتاب ، جائهم العلم ، من يكفر(
7-
كسانى كه آگاهانه ايجاد اختلاف مى كنند، بزودى سيلى مى خورند. (سريع الحساب (

آيه بيستم

نكته ها 

اينكه مى گويند: سخن كز دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند، قانون كلّى نيست . زيرا سخن پيامبر از دل بود، ولى بر دل كفّار نمى نشست .

با آنكه حضرت از عمق دل مى فرمود: ( اَسلمتُ وجهى ) من با تمام وجود تسليم خدا هستم ، امّا گروهى اعراض مى كردند؛ (وان تولّوا(

محور اصلى دين ، اسلام به معناى تسليم حقّ بودن است كه در آيه ى قبل و اين آيه چهار بار مطرح شده است . الاسلام ، اسلمت ، اسلمتم ، اسلموا

پيام ها 

1-      جدال و محاجّه ، از خصلت هاى مخالفان انبياست . (فان حاجّوك (

2-      ابلاغِ رسالت واستدلال آرى ، ولى ستيز با افراد لجوج ممنوع . (فان حاجّوك فقل اسلمتُ(

3-      به مجادلات بى نتيجه و بيهوده ، پايان دهيد. (فان حاجّوك فقل اسلمتُ(

4-      در گفتگوها، موضع خود وياران خود را صريح اعلام كنيم . (فان حاجّوك فقل اسلمتُ... ومن اتبعن (

5-      پيروان واقعى پيامبر، كسانى هستند كه تسليم خدا باشند. (اسلمتُ وجهى و من اتبعن (

6-      آنچه انسان را در برابر گفتگوهاى مغرضانه حفظ مى كند، اتصال به خداوند است . (اسلمت وجهى للّه )

7-      انبيا با تمام وجود و با عشق و نشاط به خدا دل بسته اند. (وجهى للّه (

8-      توجّه رهبر، بايد هم به افراد با فرهنگ باشد و هم به عوام مردم . (اوتوا الكتاب و الاميّين (

9-      كتاب هاى آسمانى ، يك سند فرهنگى ارزشمند براى جوامع بشرى است . در آيه مردم به دو دسته تقسيم شده اند؛ فرهنگيان وعوام . (اوتوا الكتاب و الاميّين (

10-   هدايت واقعى ، در سايه ى تسليم بودن در برابر خداوند است . (فان اسلموا فقد اهتدوا(

11-   انسان در انتخاب راه آزاد است ، نه مجبور. (فان اسلموا... و ان تولّوا...)

12-   علم و كتاب به تنهايى كافى نيست ، چه بسا علم باشد، ولى تسليم نباشد. (اوتوا الكتاب ... وان تولّوا(

13-   ما ماءمور انجام وظيفه ايم ، نه ضامن نتيجه . (انمّا عليك البلاغ (

14-   خداوند از طريق پيامبران ، با مردم اتمام حجّت مى كند. (فانما عليك البلاغ (

آيه بيست و يكم

نكته ها 

در تفسير كبير ومجمع البيان وقرطبى مى خوانيم : بنى اسرائيل در اول روز آنهم در يك ساعت ، چهل و سه نفر از پيامبران الهى و يكصد و دوازده نفر از آمران به معروف را به درجه ى شهادت رساندند.

البتّه ناگفته پيداست كه در زمان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله گروهى كه انبيا را شهيد كنند نبودند، ولى چون زنده ها به كار نياكان خود راضى بودند، خداوند در اين آيه ، كسانى را كه به خاطر رضايت قلبى ، شريك جرم نياكان هستند، با خطاب بشّرهم مورد انتقاد و تهديد قرار داده است .

سؤ ال : از شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر آن است كه خطرى در كار نباشد، ولى در اين آيه از كسانى كه براى نهى از منكر تا پاى جان ايستاده اند، ستايش شده است ، علّت چيست ؟

پاسخ : اوّلا: شرايط افراد و نوع معروف ومنكر تفاوت مى كند؛ گاهى منكر، حكومت يزيد است كه امام حسين عليه السّلام براى نهى از آن به كربلا مى رود وشهيد مى شود، مى فرمايد: هدف من از اين حركت و قيام ، امر به معروف و نهى از منكر است ، امّا گاهى منكر در اين حدّ نيست ، بلكه گناهى است كه بايد ميان خطر ومفسده ى گناه و از دست دادن مال وجان وآبرو مقايسه و با توجّه به اهميّت و اولويّت عمل كرد.

ثانيا: شايد مراد از كسانى كه در اين آيه مورد ستايش قرار گرفته اند آنهايى باشند كه خود پيش بينى شهادت نمى كردند، ولى ستمكاران آنان را به شهادت رساندند.

پيام ها 

1-      از اعتقادات انحرافى و كفرآميز، اعمال خطرناكى همانند قتل و كشتار انبيا سر مى زند. (يكفرون بآيات اللّه ويقتلون النبيين ...)

2-      در شرايطى ، اظهار حقّ لازم است ؛ اگرچه به قيمت شهادت انبيا و اوليا باشد.

3-      دشمنان براى حق پوشى ، دست به كشتن پيامبران مى زنند.  )يقتلون النبيّين (

4-      گاهى طاغوت ها براى كشتن فرزانگان با تبليغات و شايعات و توجيهات ، كار خود را حقّ جلوه مى دهند. (بغير حقّ(

5-      نام كسانى كه به عدالت دعوت مى كنند وآمرين به معروف وناهيان از منكر، در رديف انبيا برده شده است . لذا كيفر قاتلان آنان نيز همچون قاتلان پيامبران است . (فبشرهم بعذاب اليم (

آيه بيست و دوم

پيام ها 

1-      گاهى يك انحراف ، تمام اعمال شخص را تباه مى كند. (حبطت اعمالهم (

2-      براى گناهانى همچون پيامبركُشى ، شفاعتى در كار نيست . (ما لهم من ناصرين (

 

از حسين (ع) تا مهدي (عج)

 

امام حسين (ع) فرمودند :

با يكديگر رابطه برقرار كنيد و به همديگر احسان كنيد ، سوگند به آن خدايي كه دانه را شكافت ،‌ و جانداران را آفريد ، بر شما آن چنان روزي از بي نيازي فردي و عمومي فرا خواهد رسيد كه در آن هيچ كس براي پرداخت دينار و درهم انفاقي خود ، جايي و كسي را پيدا نمي كند .

« يعني زمان ظهور حضرت مهدي (عج) به جهت بي نيازي همه مردم از همديگر جايي براي مصرف آن نمي يابد و اين به فضل خدا و وليش حضرت حجت عليه السلام است .»

 

اللهم عجل لوليك الفرج

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت6:4| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیات 10 تا 15 سوره مبارکه آل عمران

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ پنجاه و يكم

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ (١٠)

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ (١١)

قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (١٢)

قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لأولِي الأبْصَارِ (١٣)

زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ (١٤)

قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (١٥)

10. those who reject Faith,- neither their possessions nor their (numerous) progeny will avail them aught against Allah. They are themselves but fuel for the Fire.

11. (Their plight will be) no better than that of the people of Pharaoh, and their predecessors: They denied Our Signs, and Allah called them to account for their sins. for Allah is strict In punishment.

12. say to those who reject faith: "Soon will ye be vanquished and gathered together to Hell,-an evil bed indeed (to lie on)!

13. "There has already been for you a Sign In the two armies that met (in combat): one was Fighting In the cause of Allah, the other resisting Allah. these saw with their own eyes Twice their number. but Allah doth support with His aid whom He pleaseth. In This is a warning for such As have eyes to see."

14. fair In the eyes of men is the love of things They covet: women and sons; Heaped-up hoards of gold and silver; horses branded (for blood and excellence); and (wealth of) cattle and well-tilled land. such are the possessions of This world's life; but In nearness to Allah is the best of the goals (to return to).

15. say: shall I give you glad tidings of things far better than those? for the righteous are Gardens In nearness to their Lord, with rivers flowing beneath; therein is their eternal home; with companions pure (and holy); and the good pleasure of Allah. for In Allah.s sight are (all) His servants,-

 

10* كساني كه كافر شدند هرگز مالها و فرزندانشان آنان را از " عذاب" خدا هيچ سودي نخواهد داشت به كارشان نيايد و عذاب را از آنان دفع نكند - ، و به آنها هيمه دوزخند .

11* همچون شيوه و روش فرعونيان و آنان كه پيش از آنها بودند كه آيات ما را دروغ انگاشتند ، پس خدا آنان را به گناهشان بگرفت ، و خدا سخت كيفر است.

12* به آنها كه كافر شدند بگو : بزودي شكسته و سركوب خواهيد شد وبه دوزخ رانده و فراهم مي شويد ، و دوزخ بد آرامگاهي است.

13* همانا شما را در دو گروهي كه با هم روبرو شدند در جنگ بدر-نشانه اي بود ، گروهي در راه خدا كارزار مي كردند و گروهي ديگر كافر بودند كه آنان مومنان را به ديدار چشم دوچندان مي ديدند . و خدا هر كه را خواهد به ياري خويش نيرو مي دهد . همانا خداوندان بينش را در اين " امر" عبرتي است .

14* دوستي كامها و خواهشها از زنان و پسران و مالهاي گرده كرده و بر هم نهاده از زر و سيم و اسبان نشاندار و چهارپايان از شتران و گاوان و گوسفندان و كشت كشتزار و باغ و بوستان در نظر مردم آراسته شده ، اينها برخورداري زندگي اين جهان است ، و سرانجام نيك نزد خداست .

15* بگو : آيا شما را به بهتر از اين " چيزها " آگاه كنم ؟ براي كساني كه پرهيزگاري كردند در نزد پروردگارشان بهشتهايي است كه جويها از زير " درختان و كوشكهاي " آنها روان است ، در آنها جاويدانند ،‌ و نيز همسراني است پاكيزه و خشنودي خداي . و خداوند به " حال " بندگان بيناست .

10. ceux qui ne croient pas, ni leur biens ni leurs enfants ne les mettront aucunement à l'abri de la punition d'Allah. ils seront du combustible pour le Feu,

11. comme le gens de Pharaon et ceux qui vécurent avant eux. ils avaient traité de mensonges nos preuves. Allah les saisit donc, pour leurs péchés. et Allah est dur en punition.

12. Dis à ceux qui ne croient pas: ‹Vous serez vaincus bientٍt; et vous serez rassemblés vers l'Enfer. et quel mauvais endroit pour se reposer!›

13. il y eut déjà pour vous un signe dans ces deux troupes qui s'affrontèrent: l'une combattait dans le sentier d'Allah; et l'autre, était mécréante. ces derniers voyaient (les croyants) de leurs propres yeux, deux fois plus nombreux qu'eux-mêmes. Or Allah secourt qui il veut de son aide. voilà bien là un exemple pour les doués de clairvoyance!

14. on a enjolivé aux gens l'amour des choses qu'ils désirent: femmes, enfants, trésors thésaurisés d'or et d'argent, chevaux marqués, bétail et champs; Tout cela est l'objet de jouissance pour la vie présente, alors que C'est près d'Allah qu'il y a bon retour.

15. Dis: ‹Puis-je vous apprendre quelque chose de meilleur que Tout cela? pour les pieux, il y a, auprès de leur Seigneur, des jardins sous lesquels coulent les ruisseaux, pour y demeurer éternellement, et aussi, des épouses purifiées, et l'agrément d'Allah.› et Allah est Clairvoyant sur [Ses] serviteurs,

 

تفسير آيات گلبرگ

آيه دهم

نكته ها 

 وَقود به معناى مادّه ى سوختنى است . وسيله ى آتش زايى دوزخ دو چيز است : سنگ ها و انسان ها؛ (وقودها الناس و الحجارة ) خصلت ها و افكار و اعمال ، هويّت انسان را دگرگون مى كند و انسان به سوخت آتش ‍ تبديل و خود عامل سوختن خود مى شود.

غير او هيچ كس ، نه در دنيا و نه در آخرت ، نيازهاى واقعى انسان را تاءمين نمى كند و انسان در هر حال به او نيازمند است .

پيام ها

1-       به مال و فرزند مغرور نشويد. دلبستگى به غير خدا هر چه باشد، محكوم است . (لن تغنى عنهم اموالهم ولا اولادهم)

2-       كفر، انسان را از مدار انسانيّت خارج و در حدّ اشياى مادّى و طبيعى پايين مى آورد. (اولئك هم وقود النّار(

 

آيه يازدهم

 

پيام ها 

1- بعد از بيان كلّيات ، بيان نمونه ها لازم است . (كفروا... كداءب آل فرعون )

2- تكيه بر قدرت مادّى ، مال و اولاد، شيوه ى فرعون است . (كداءب آل فرعون (

3- تاريخ و تجربه ى گذشتگان ، بهترين درس است . (كداءب آل فرعون ...)

فرعون و آل فرعون كه قهرمان قدرت و زور بودند، در برابر قهر خداوند نتوانستند لحظه اى مقاومت كنند، شما به اين مال و قدرت اندك خود ننازيد.

4- گاهى نقش اطرافيان طاغوت از خود طاغوت كمتر نيست . (كداءب آل فرعون )

5- گناه بد است ، ولى بدتر از آن عادت به گناه و روحيّه ى گناه است . (كداءب آل فرعون و...)

6- خصلت ها، شيوه ها واعمال وگناهان مشابه ، جزا و پاداش مشابه دارد. (كداءب آل فرعون (

7-عامل هلاكت امّت ها، گناهان آنان بوده است. )فاءخذهم اللّه بذنوبهم (

8- آنجا كه گناه جزو روحيّه و عادت شد، عقوبت پروردگار سخت است . (كداءب ... شديد العقاب (

آيه دوازدهم

نكته ها 

چنانكه در تفاسير مجمع البيان وكبير ومراغى آمده است : وقتى مسلمانان در سال دوّم هجرى در جنگ بدر پيروز شدند، گروهى از يهود گفتند: اين پيروزى نشانه ى صدق محمّد صلّى اللّه عليه و آله است ، چون در تورات آمده است : او بر دشمنانش پيروز مى شود. گروهى ديگر از يهود گفتند: عجله نكنيد، شايد در جنگ هاى ديگر شكست بخورد. وقتى در سال سوّم ، جنگ اُحد پيش آمد ومسلمانان شكست خوردند، اين گروه از يهوديان خوشحال شدند.

آيه نازل شد كه زود قضاوت نكنيد، در آينده ى نزديك شما شكست مى خوريد. طولى نكشيد كه مسلمانان ، يهود بنى قريظه و بنى نضير مدينه را درهم شكستند و در فتح مكّه نيز مشركان را از بين بردند.

پيام ها 

1-        دلدارى مؤ منان و تهديد كفّار، نشانه رهبرى صحيح و ايمان به هدف است . (قل للذين كفروا ستغلبون )

2-        يكى از معجزات قرآن ، پيشگويى هاى صادق آن است . (ستغلبون (

3-        حق ، پيروز و كفر، محكوم به شكست است . (ستغلبون (

4-        با شايعات وتبليغات دشمن ، برخورد كنيد. (ستغلبون (

5-        از شكست هايى نگران باشيد كه به جهنّم منتهى مى شود، والاّ در هر جنگى احتمال شكست وجود دارد. (ستغلبون وتحشرون الى جهنّم (

 

آيه سيزدهم

نكته ها 

اين آيه مربوط به جنگ بدر است كه دو گروهِ مسلمانان و كفّار در برابر يكديگر قرار گرفتند.

در اين نبرد تعداد مسلمانان سيصد وسيزده نفر بود كه هفتاد وهفت نفر آنها از مهاجرين و دويست وسى وشش ‍ نفر از انصار بودند. پرچمدار مهاجرين حضرت على عليه السّلام و پرچمدار انصار سعدبن عباده بود. مسلمانان هفتاد شتر، دو اسب ، شش زره و هشت شمشير داشتند، ولى لشكر كفر بيش از هزار رزمنده و صد اسب سوار داشت . مسلمانان در آن جنگ با دادن بيست ودو شهيد 14 نفر از مهاجرين و8 نفر از انصار بر دشمن كافر با 70 كشته و70 اسير پيروز شدند.

جنگ بدر با پيش بينى قبلى انجام نشد. هدف ، مصادره اموال كفّار به تلافى مصادره ى اموال مسلمين مهاجر از مكّه بود كه به جنگ و برخورد نظامى انجاميد. (فى فئتين التقتا(

سؤ ال : در اين آيه مى خوانيم كه كفّار، مسلمانان را دو برابر ديدند؛ (يرونهم مثليهم ) در حالى كه در آيه 44 سوره انفال مى خوانيم : مسلمانان در چشم كفّار كم جلوه كردند؛ (يقلّلكم فى اعينهم ) چگونه چنين چيزى ممكن است ؟

پاسخ : در آغاز جنگ ، مسلمين را كم ديدند تا جراءت هجوم پيدا كنند و از كفّار مكّه كمك نخواهند، ولى در هنگام جنگ ، آنان را زيادى ديدند و خود را باختند. بنابراين كم ديدن و زياد ديدن در دو مرحله و دو زمان بود، لذا تناقضى نيست .

پيام ها 

1-       هدف جنگ بايد خدا و دين خدا باشد. (فى سبيل اللّه )

2-       رزمندگان مسلمان داراى يك هدف هستند. (فئة تقاتل فى سبيل اللّه ) (ولى رزمندگان كافر هركدام براى هدفى به جنگ آمده اند(

3-       آنجا كه خدا بخواهد ديدها، برداشت ها و افكار عوض مى شود. با همين چشم همين جمعيّت را دو برابر مى بيند. (يرونهم مثليهم راءى العين (

4-       يكى از امدادهاى غيبى ، ايجاد رُعب در دل دشمنان است . (يرونهم مثليهم ... و اللّه يؤ يّد(

5-       جنگ بدر نشان داد كه اراده خداوند بر اراده خلق غالب ، و تنها امكانات مادّى ، عامل پيروزى نيست . (يؤ يّد بنصره من يشاء)

6-       گرچه خداوند هر كس را بخواهد يارى مى كند؛ (من يشاء) ولى شرط يارى آن است كه مردم در مقام نصرت دين او بپاخيزند )فى سبيل اللّه (

7-       هدف از بيان تاريخ بايد عبرت و پندگيرى باشد. (لعبرة (

8-       گرچه حوادث براى همه مايه ى پند و عبرت است ؛ (كان لكم آية ) ولى درس گرفتن از نشانه ها، بصيرت وبينش مى خواهد. (لعبرة لاءولى الاءبصار(

9-       كسانى كه از جنگ بدر درس نگيرند، صاحب بصيرت نيستند. ( لعبرة لاولى الابصار(

آيه چهاردهم

نكته ها 

قَناطير جمع قِنطار به معناى مال زياد است وآمدن كلمه ى مُقَنطرة به دنبال آن ، براى تاءكيد بيشتر است . نظير اينكه بگوييم : آلاف و اُلوف ، هزاران هزار.

خَيل به معناى اسب و اسب سوار، هردو آمده است و مُسَوّمة يعنى نشاندار. اسب هايى كه به خاطر زيبايى اندام و يا تعليمى كه مى ديدند، داراى برجستگى هاى خاصّى مى شدند، به آنها خَيل مُسوّمة مى گفتند.

جلوه كردن دنيا در نظر انسان ، گاهى از طريق خيالات شخصى و گاهى از سوى شيطان و گاهى از جانب اطرافيان متملّق صورت مى گيرد. از طريق اوهام شخصى : (يحسبون انّهم يُحسِنون صُنعا) و (فرَآه حسَنا) و از سوى شيطان : ( زُيّن لهم الشيطان اعمالهم ) و از طرف اطرافيان متملّق (زُيّن لفرعون سوء عمَله(

مصاديق جلوه هاى دنيا كه در آيه ذكر شده ، با توجّه به زمان نزول آيه است و مى تواند در هر زمانى مصاديق جديدى داشته باشد. طلا و نقره ، كنايه از ثروت اندوزى ، و اسب كنايه از مركب و وسيله ى نقليّه است .

سؤ ال : با اينكه خداوند زينت بودن مال و فرزند را پذيرفته است ) المال و البنون زينة الحيوة الدنيا) پس چرا اين آيه در مقام انتقاد است ؟

پاسخ : زينت بودن چيزى ، غير از دلبستگى به آن است . در اين آيه انتقاد از دلبستگى شديد است كه از آن به (حبّ الشهوات ) تعبير مى كند.

كلمه ى بَنين شامل دختران نيز مى شود، نظير اينكه مى گوييم : عابرين محترم از پياده رو حركت كنند كه شامل زنان عابر نيز مى شود.

امام صادق عليه السّلام با استناد به (حبّ الشهوات من النساء...) فرمودند: مردم در دنيا و آخرت از چيزى بيشتر از زنان لذّت نمى برند... اهل بهشت نيز بيش از هر چيز به نكاح تمايل دارند تا خوردنى ها و آشاميدنى ها.

اين روايت دليل تقدّم النساء را بر ديگر موارد بيان مى كند.

پيام ها 

1-       علاقه ى طبيعى به مادّيات ، در نهاد هر انسانى وجود دارد، آنچه خطرناك است فريب خوردن از زينت ها وجلوه هاى آن ، وعدم كنترل دلبستگى هاست . (زُيّن للنّاس ...)

2-       جلوه ى دنيا براى مردمِ عادّى است ، نه افراد فرزانه)زُيّن للناس (

3-       علاقه ى بيش از حدّ به زن وفرزند، بيش از هر چيز مايه ى دلبستگى انسان به دنيا مى گردد. (حبّ الشهوات من النساء والبنين (

4-       مراقب باشيم كه زينت ها وجلوه هاى دنيا، مقدّمه ى غفلت از آخرت است . (زُيّن للناس ... واللّه عنده حسن المآب )

5-       يكى از عوامل بد عاقبت شدن ، شيفتگى و دلبستگى به دنياست . زيرا عاقبت نيكو تنها نزد خداست . (زُيّن للناس ... واللّه عنده حسن المآب (

6-       يكى از شيوه هاى تربيتى ، تحقير مادّيات و بيان عظمت معنويات است . (ذلك متاع الحيوة الدنيا واللّه عنده حسن المآب )

7-       بهترين راه براى كنترل علائق مخرّب ، مقايسه آن با الطاف جاودانه ى الهى است . (واللّه عنده حسن المآب(

 

آيه پانزدهم

نكته ها 

 

در آخرين جمله از آيه قبل خوانديم كه عاقبتِ نيك نزد خداوند است ؛ (واللّه عنده حسن المآب ) اين آيه سيمايى از بهشت نيكوكاران را ترسيم مى كند.

پيام ها 

1-        در دعوت مردم به حق ، آنان را به مقايسه ى دنيا و آخرت دعوت كنيم . (قل اءؤ نبّئكم بخير...)

2-        دوام و ثباتِ بهشت ، و رضايت خداوند كجا و لذائد موقّت و ناپايدار دنيا كجا؟ (ذلك متاع الحيوة الدنيا... قل اءونبّئكم (

3-        3- افراد با تقوا، شيفته ى زرق و برق دنيا نمى شوند. (متّقين) در اين آيه ، در مقابل (ناس) در آيه ى قبل بكار رفته است .

4-        ملاك رسيدن به نعمت هاى آخرت ، تقوى است . (للذين اتقوا)

5-        تشويق بايد هماهنگ با خواسته هاى طبيعى وفطرى باشد. (انهار، ازواج ، خالدين (

6-        پاكدامنى و پاكيزگى ، برترين ارزش است . (اءزواج مطهرة (

7-        لذّت هاى متّقين تنها محدود به لذايذ مادّى نيست ، رضايت الهى بالاترين لذّت معنوى است . (رضوان من اللّه (

8-        ادّعاى تقوى را كم كنيم ، خداوند بصير و داناست . (واللّه بصير بالعباد)

 

 

 

التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت6:11| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آيه 1 تا 9 سوره مباركه آل عمران

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ پنجاهم ( آغاز سوره مباركه آل عمران )

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الم (١)

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (٢)

نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإنْجِيلَ (٣)

مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ (٤)

إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأرْضِ وَلا فِي السَّمَاءِ (٥)

هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٦)

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ (٧)

رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (٨)

رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ (٩)

 

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

1. A. L. M.

2. Allah. there is no god but He,-the living, the Self-subsisting, Eternal.

3. it is He who sent down to Thee (step by step), In truth, the Book, confirming what went before it; and He sent down the law (of Moses) and the Gospel (of Jesus) before this, As a guide to mankind, and He sent down the Criterion (of Judgment between right and wrong).

4. then those who reject Faith In the Signs of Allah will suffer the severest penalty, and Allah is Exalted In Might, Lord of Retribution.

5. from Allah, Verily nothing is hidden on earth or In the heavens.

6. He it is who shapes you In the wombs As He pleases. there is no god but He, the Exalted In Might, the wise.

7. He it is who has sent down to Thee the Book: In it are verses basic or fundamental (of established meaning); They are the foundation of the Book: others are allegorical. but those In whose hearts is perversity follow the part thereof that is allegorical, seeking discord, and searching for its hidden meanings, but no one knows its hidden meanings except Allah. and those who are firmly grounded In knowledge say: "We believe In the Book; the whole of it is from Our Lord:" and none will grasp the Message except men of understanding.

8. "Our Lord!" (They say), "Let not Our hearts deviate Now after Thou hast guided us, but grant us Mercy from Thine own Presence; for Thou art the Grantor of bounties without measure.

9. "Our Lord! Thou art He that will gather Mankind together against a Day about which there is no doubt; for Allah never fails In His promise."

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

1* الف ،‌ لام ، ميم

2* خداي يكتا جز او خدايي نيست ، زنده و پاينده است .

3و4* اين كتاب را ،‌ كه تصديق كننده كتابهاي پيشين است ،‌ براستي و درستي بر تو فرو فرستاد ،‌و تورات و انجيل را پيش از آن فرو فرستاد ،‌ برا راهنمايي مردم ، و فرقان قرآن ،‌ جدا سازنده حق از باطل - را فروفرستاد . آنان كه به آيات خدا كافر شدند عذابي سخت دارند ، و خدا تواناي بي همتا و انتقام گيرنده است.

5* هيچ چيز نه در زمين و نه در آسمان برخدا پوشيده نيست .

6* اوست كه شما را در زهدانها چنانكه خواهد مي منگارد . خدايي جز او ،‌آن تواناي بي همتا و داناي با حكمت ، نيست .

7* اوست " آن خداي " كه "اين" كتاب را بر تو فرو فرستاد . برخي از آن ،‌آيه هاي محكم اند كه آنها اصل كتاب اند ،‌ وبرخي ديگر متشابه اند . اما آنها كه در دلشان كژي انحراف از راه راست است آنچه را متشابه است پي ميگيرند براي فتنه جويي و درجستن تاويل آن ،‌ و حال آنكه تاويل آن را جز خدا نمي داند ،  و استواران در دانش گويند : ما بدان گرويده ايم ، همه از سوي پروردگار ماست . و " اين را " جز خردمندان ياد نكنند و پند نگيرند.

8* " و گويند :" پروردگارا ، دلهاي ما را ، پس از آنكه ما را راه نمودي ، از راستي به كژي مگردان ،‌ و ما را نزد خود ببخشايشي ارزاني دار ، كه تويي بسيار بخشنده .

9* پروردگارا ، تويي فراهم آورنده مردمان براي روزي كه هيچ شكي در آن نيست ، همانا خدا وعده را خلاف نمي كند .

 

1. Alif, Lam, Mim..

2. Allah! pas de divinité à part Lui, le Vivant, celui qui subsiste par lui-même ‹al-Qayyum›.

3. il a fait descendre sur Toi le Livre avec la vérité, confirmant les livres descendus avant Lui. et il fit descendre la Thora et l'Evangile

4. auparavant, en tant que guide pour les gens. et il a fait descendre le discernement. ceux qui ne croient pas aux révélations d'Allah auront, Certes, un dur châtiment! et, Allah est Puissant, Détenteur du pouvoir de punir.

5. rien, vraiment, ne se cache d'Allah de ce qui existe sur la terre ou dans le ciel.

6. C'est Lui qui vous donne forme dans les matrices, comme il veut. point de divinité à part Lui, le Puissant, le Sage.

7. C'est Lui qui a fait descendre sur Toi le Livre: il s'y trouve des versets sans équivoque, qui sont la base du Livre, et d'autres versets qui peuvent prêter à d'interprétations diverses. les gens, donc, qui ont Au coeur une inclinaison vers l'égarement, mettent l'accent sur les versets à équivoque, cherchant la dissension en essayant de leur trouver une interprétation, alors que Nul n'en connaît l'interprétation, à part Allah. mais ceux qui sont bien enracinés dans la science disent: ‹Nous y croyons: Tout est de la part de Notre Seigneur!› Mais, seuls les doués d'intelligence s'en rappellent.

8. ‹Seigneur! ne laisse pas dévier nos coeurs après que Tu nous aies guidés; et accorde-nous Ta Miséricorde. C'est toi, Certes, le grand Donateur!

9. Seigneur! C'est Toi qui rassembleras les gens, un Jour - en quoi il n'y a point de doute - Allah, vraiment, ne manque jamais à Sa promesse.

 

در تفسير گلبرگ پنجاهم آغاز سوره مباركه آل عمران

سيماى سوره آل عمران 

سوره آل عمران داراى دويست آيه است و آيات آن از يك نظام و هماهنگى خاصّى برخوردارند. اين سوره در مدينه نازل شد و نزول آن زمانى بود كه نداى دعوت اسلام درجهان آن روز بلند ودشمنان حساس وگوش به زنگ شده بودند.

چنانكه در تفسير الميزان آمده است ، عدّه اى از مسيحيان منطقه ى نجرانِ يمن ، براى شنيدن سخنان پيامبر به مدينه آمدند كه هشتاد وچند آيه اوّل اين سوره براى توضيح معارف اسلام به آنان يكجا نازل گرديد و با ماجراى مباهله به انجام رسيد.

همچنين ماجراى جنگ اُحد و دعوت مسلمانان به صبر و پايدارى ، در اين سوره مطرح شده است . نام اين سوره بر اساس آيات 33 و 35 آن مى باشد كه ماجراى تولّد مريم فرزند عِمران را بيان مى دارد. لذا مراد از آل عمران در اين سوره ، حضرت مريم عليها السّلام و حضرت عيسى عليه السّلام مى باشند، گرچه نام پدر حضرت موسى نيز، عمران بوده است .

 

آيه 1

نكته ها

در جلد اوّل تفسير، درباره ى آيه (بِسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) گفته شد كه از جايگاه خاصّى برخوردار وخود آيه اى مستقل است . گفتن آن در اوّل هر كار سفارش شده و تكرار آن درابتداى هر سوره ، نشانه ى اهميّت آن است . (بسم اللّه ) مخصوص اسلام نيست وپيامبران ديگر نيز اين آيه را با همين عبارت بكار برده اند. اينكه (بسم اللّه ( با حرف باء شروع شده كه به معناى استمداد و كمك خواهى است ، نشانه ى آن است كه بدون خواست واراده او هيچ كارى صورت نمى گيرد.

استعانت از خدا، يعنى كمك گرفتن از تمام صفات او. او رحمن و رحيم است و چشم اميد ما به رحمت اوست ، رحمتى گسترده و عمومى براى اين جهان و آن جهان . آرى ! ديگران يا رحم ندارند و يا رحمشان محدود به افراد خاص و يا زمان و مكان خاصّى است و هدفشان از رحم كردن بازگشت آن است ، نظير علفى كه به حيوان يا دانه اى كه به مرغ مى دهند تا از او بهره مند شوند. رحمتى گسترده و ابدى براى همه بدون قصد بازگشت مخصوص ‍ خداوند است.

پس از چنين خداى رحمن و رحيمى استمداد كنيم و بگوييم : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
چنانكه در سوره ى بقره ذكر شد (المَّ) از حروف مقطعه است . شايد مشهورترين و بهترين نظر درباره حروف مقطعه همين باشد كه بگوييم رمزى است ميان خدا و پيامبرش . و يا اعلام اين موضوع باشد كه قرآن ، كلام الهى نيز از همين حروف الفبا تاءليف يافته ، ولى با اين حال معجزه است . اگر شما هم مى توانيد از همين حروف ، كتابى همچون قرآن بياوريد. همان گونه كه قدرت الهى از خاك ، انسان مى آفريند ولى بشر از خاك ، سفال و آجر و كوزه مى سازد. اين تفاوت قدرت الهى با قدرت بشرى است

حروف مقطّعه (الم ) در ابتداى شش سوره بقره ، آل عمران ، عنكبوت ، روم ، لقمان و سجده آمده است .

 

ِآيه دوم

نكته ها


قَيّوم به كسى گفته مى شود كه خود به ديگرى تكيه نداشته باشد، ولى ديگران به او تكيه دارند و يا قوام بخش همه چيز است .

خداوند در آفريدن ، تدبير و تسلّط كامل دارد. عوامل و اسباب مادّى وسيله ى پيدايش مى شوند، ولى مستقل نيستند و سبب بودنشان از خودشان نيست . موجودات ديگر، علم ، حيات و قدرت مستقلّى ندارند. تنها او زنده اى است كه زندگى هر موجود زنده وابسته به اوست .

در دعاى جوشن كبير مى خوانيم : او قبل از هر زنده اى زنده وبعد از هر زنده اى زنده است.

هيچ زنده اى شريك او نيست و به كسى نياز ندارد. جان همه ى زنده ها و رزق آنها به دست اوست . او زنده اى است كه زنده بودن خود را از كسى ارث نبرده است .

 

پيام ها 

1-      توحيد، سرلوحه ى كتب آسمانى است . (لااله الاّ هو)

2-      شرط معبود شدن ، داشتن كمالات ذاتى است و تنها خداوند است كه قائم به ذات خويش و بى نياز مطلق است . (الحىّ القيّوم (

آيه سوم

نكته ها


كلمه ى تورات ، در زبان عِبرى به معناى شريعت و قانون است . تورات كنونى داراى پنج بخش به نام هاى : 1 سِفر پيدايش 2 سِفر خروج 3 سِفر لاويان 4- سِفر اعداد 5 سِفر تثنيه مى باشد. از آنجايى كه در تورات شرح وفات و دفن حضرت موسى عليه السّلام مطرح شده ، معلوم مى شود كه اين مطالب بعد از حضرت موسى جمع آورى شده است .

كلمه ى انجيل ، ريشه يونانى دارد و به معناى بشارت است . انجيل نام كتاب مسيحيان است و قرآن هر كجا از آن نام برده ، به صورت مفرد بيان كرده است ، ولى امروزه در ميان مسيحيان اناجيل متعدّد وجود دارد كه همه پس از حضرت عيسى عليه السّلام و بدست ياران و پيروان او نوشته شده اند. اين اناجيل كه به نام خود آنان معروف است ، عبارتند از: ا انجيل مَتّى . 2 انجيل مرقس . 3 انجيل لوقا. 4 انجيل يوحنّا.

پيام ها

1- آمدن كتب آسمانى ، جلوه اى از قيّوميّت خداست . (القيّوم نزّل عليك الكتاب )

2- نزول قرآن بر پيامبر، مربوط به شخصيّت او و تكريم خداوند از اوست . (نزل عليك الكتاب) كلمه عليك مقدّم بر كلمه الكتاب است .

3- قرآن از هرگونه باطلى مصونيّت داشته و منطبق با حقيقت است . (بالحقّ)

4- كتاب هاى آسمانى انبيا، مؤ يّد يكديگرند. (مصدّقا لما بين يديه)

5- تصديق كتب آسمانى پيشين ، عاملى براى وحدت خداپرستان و يكى از شيوه هاى دعوت ديگران است . (مصدّقاً(

6- تصديق قرآن نسبت به تورات و انجيل ، حقّى بزرگ بر اديان سابق است ، و گرنه با خرافاتى كه وارد تورات و انجيل شده ، آسمانى بودن آنها به كلّى فراموش مى شد. (مصدّقاً)

7- با آنكه مراحل تربيت الهى ، ابزار و دستورالعمل هاى آن در هر زمان و شرايط متفاوت بوده اند، ولى از آهنگ تكاملى ووحدت در هدف برخوردارند. (مصدقاً(

 

آيه چهارم

نكته ها 

يكى از نام هاى قرآن ، فرقان است . فرقان ، يعنى آنچه مايه ى افتراق ، جدايى و فرق گذاشتن است . از آنجا كه راه تشخيص حقّ از باطل ، در همه امور قرآن مى باشد، لذا به آن فرقان گفته شده است .

عذاب شديد مخصوص آخرت نيست . در اين آيه نفرموده كه عذاب كفّار مربوط به آخرت است ، زيرا گاهى سرگرمى و حرص بر اندوختن مال و غفلت از خداوند و معنويات خود عذاب است . در آيه 85 سوره توبه مى فرمايد: خداوند به گروهى مال و اولاد مى دهد تا بدان ها عذابشان كند.

امام صادق عليه السّلام درباره ى (انزل الفرقان ) فرمودند: هر امر محكم ، فرقان است و كتاب در (انزل الكتاب )، مجموع قرآن است .

پيام ها 

1- هدايت مردم ، يك سنّت هميشگى الهى بوده است . (من قبل )

2- مخاطب كتب آسمانى ، عموم مردم هستند، نه قبيله و نژاد خاص . (للنّاس)

3- قرآن ، وسيله ى شناخت حقّ از باطل است . (و انزل الفرقان )

4- هركجا ميان سليقه ها، افكار و عقايد به هر نحو دچار تحيّر شديم ، حرف آخر از آن قرآن است . (حتّى اگر در ميان روايات نيز دچار حيرت شديم ، بايد به حديثى توجّه كنيم كه مطابق با قرآن باشد.) (الفرقان )

5- بعد از نزول آن همه كتاب و اسباب هدايت ، جزاى شخص لجوج عذاب شديد است . (عذاب شديد)

6- عذاب الهى ، پس از اتمام حجّت بر مردم است . (هدى للناس ... الّذين كفروا... لهم عذاب شديد)

7- اين آيه مايه ى دلگرمى و تسليت خاطر پيامبر و مؤ منان است كه خداوند به حساب كفّار سرسخت مى رسد. (عزيز ذوانتقام )

8- سرچشمه كيفر و انتقام او، عملكرد ماست ، وگرنه او عزيزى است كه هيچ كمبودى ندارد. (عزيز ذوانتقام )

9- كفر مردم در خداوند اثرى ندارد. (كفروا، واللّه عزيز(

 

آيه پنجم

نكته ها 

در چند آيه ى قبل ، سخن از قيّوم بودن خداوند بود. در اين آيه ، آشكار بودن همه چيز براى او مطرح شده ، كه جلوه اى از قيّوميّت اوست .

پيام ها 

1- خداوند بر همه چيز آگاه است . ما وهمه ى هستى هر لحظه در محضر خدا هستيم ، در محضر او گناه نكنيم . با توجّه به آيه قبل ، استفاده مى شود كه كفر و معصيتِ هيچ كس بر خدا پوشيده نيست . (كفروا... لا يخفى عليه شى ء(

2- تعدّد افراد، تعدّد اعمال ، تعدّد مكان ها وزمان ها هيچ كدام مساءله اى را بر خداوند پنهان نمى سازد. (فى الارض ولا فى السماء)

 

آيه ششم

نكته ها 

شكل گيرى جنين در رحم ، نشانه ى ديگرى از قيّوم بودن خداوند است كه در آيات قبل خوانديم .

موضوع صورت گيرى انسان در رحم مادر، در ميان دو آيه ى نزول كتاب آمده است ، شايد رمز اين باشد كه خدايى كه در رحم مادر به شما سر و سامان مى دهد، با تشريع قوانين الهى و ارسال كتب آسمانى ، به رشد آينده و ابدى شما نيز سامان مى بخشد.

تاءثير هريك از عوامل وراثتى ، بهداشتى ، غذايى ويا روانى در شكل گيرى صورت و جسم افراد نيز از سنّت هاى الهى ودر مدار قدرت وتدبير وحكمت اوست .

پيام ها 

1- منشاء تكوين و تشريع يكى است . آن كه براى هدايت شما كتاب فرستاده ، همان است كه شما را آفريده است . (هدىً للنّاس ... يصوّركم (

2- صورت گرى انسان در رحم مادر، تنها بدست اوست . (هو الّذى يصوّركم (

3- اكنون كه صورت بندى ها به دست اوست ، يكديگر را به خاطر شكل و قيافه سرزنش نكنيم . (هوالّذى يصوّركم (

4- قدرت نمايى او محدود به مكان و زمان خاصّى نيست . (يصوّركم فى الارحام (

5- تفكّر در آفرينش خود، عامل ايمان به خداوند است . (يصوّركم ... لااله الاّ هو(

6- گرچه خداوند به هر كارى قادر است ؛ (كيف يشاء) ولى كارى بر خلاف حكمت نمى كند. (هوالعزيزالحكيم (

7- صورت هاى گوناگون افراد بشر، نشانه ى قدرت و حكمت اوست . (يصوّركم ... العزيز الحكيم (

هفتمين آيه

نكته ها 

در اين آيه ، چند سؤ ال مطرح است :

سؤ ال : قرآن در يكجا همه ى آيات خود را محكم دانسته و فرموده : (كتاب اُحكمت آياته) و در جاى ديگر همه را متشابه دانسته و فرموده : (كتابا متشابها) ولى در اين آيه بعضى را محكم وبعضى را متشابه معرّفى نموده است ، مساءله چيست ؟

پاسخ : آنجا كه فرمود: تمام آياتِ قرآن محكم است ، يعنى سخن سست و بى اساس در هيچ آيه اى نيست و آنجا كه فرمود: همه ى آيات متشابه هستند، يعنى سيستم و آهنگ آيات قرآن ، هماهنگ ، يكنواخت و شبيه بهم است .

اما با اين حال ، از نظر فهم مردم همه ى آيات يكسان نيستند، بعضى صريح و روشن و همه كس فهم ، ولى بعضى داراى معانى بلند وپيچيده اند كه همين امر موجب شبهه و اشتباه آنان مى گردد.

سؤ ال : چرا در قرآن آيات متشابه به كار رفته است ؟

پاسخ : اوّلا: وجود آيات متشابه زمينه ى فكر و تدّبر در آيات است .

ثانيا: موجب رجوع مردم به رهبران آسمانى مى شود. آرى ، اگر همه ى درس آسان باشد، شاگرد احساس نياز به استاد نمى كند.

ثالثا: متشابهات وسيله آزمايش مردم است . گروهى كژانديش ، از لابلاى آنها به سراغ اهداف شوم خود مى روند و گروهى انديشمند، به فرموده امام رضا عليه السّلام با مراجعه به محكمات ، معناى صحيح آيات را كشف مى نمايند.

سؤ ال : نمونه آيات متشابه كدام است ؟

پاسخ : در قرآن مى خوانيم : (الى ربّها ناظرة ) در قيامت ، چشم ها به پروردگارشان مى نگرند. چون عقل سليم ، جسم بودن را براى خداوند محال مى داند و در آيات ديگر قرآن نيز مى خوانيم : (لاتدركه الابصار)(7) چشمها او را درك نمى كنند، لذا مى فهميم كه مراد از نگاه به پروردگار، نگاه به لطف و پاداش او در قيامت است .

همچنين مراد از دست خدا در آيه ى (يداللّه فوق ايديهم ) قدرت اوست ، چنانكه در فارسى نيز مى گوييم : فلانى در فلان شهر يا اداره دست دارد، يعنى قدرت دارد. وگرنه خداوند كه جسم نيست تا دست و پا داشته باشد. قرآن نيز مى فرمايد: (ليس كمثله شى ء) او همانندى ندارد.
اين گونه آيات ، سبب انحراف ساده انديشانى شده كه به آيات ديگر توجّه ندارند و از مفسّران واقعى يعنى اهل بيت پيامبر عليهم السّلام جدا افتاده اند و شايد به جهت همين خطرات باشد كه قرآن ، خود به ما سفارش نموده است هنگام قرائت قرآن از شرّ شيطان به خداوند پناه ببريد. (فاذا قراءت القرآن فاستعذ باللّه من الشيطان الرجيم (

سؤ ال : تاءويل قرآن به چه معناست ؟

پاسخ : مراد از تاءويل ، اهداف و معارف و اسرار پشت پرده اى است كه بعد روشن مى شود. نظير تعبير خوابى كه حضرت يوسف ديد و بعد روشن شد و يا اسرارى كه در شكستن كشتى توسط خضر و موسى بود كه بعد روشن شد.

در روايات مى خوانيم : آيات ناسخ ، از محكمات وآيات منسوخ از متشابهات قرآن است و ائمه معصومين عليهم السّلام مصداق بارز راسخون در علم هستند.

 همچنان كه خروج كنندگان بر حاكم اسلامى ، كج انديشانى هستند كه به دنبال آيات متشابه مى روند.

حضرت على عليه السّلام در نهج البلاغه  از راسخان در علم ستايش مى كند. آنان كه به عجز علمى خود اعتراف دارند و از تعمق در چيزى كه ضرورتى ندارد دست باز مى دارند.
پيام ها 

1- هر كس همه ى آيات را نمى فهم.  )و اُخر متشابهات )

2- قلب هاى منحرف ، منشاء فساد و فتنه است . (فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة (

3- فتنه ، تنها آشوب نظامى و فيزيكى نيست ، تفسير به راءى و تحريفِ فرهنگ و معانى آيات ، نيز فتنه است . (ابتغاء الفتنة (

4- گاهى حقّ دستاويز باطل مى شود. (ابتغاء الفتنة (

5- هدف نهايى و مقصد اعلاى آيات الهى را تنها خدا و راسخان در علم مى دانند. (ومايعلم تاءويله الا اللّه و الراسخون فى العلم (

6- نام راسخان در علم در كنار نام مقدّس خداوند آمده و مقامشان بعد از مقام الهى است . (ومايعلم تاءويله الا اللّه و الراسخون فى العلم (

7- علم ، درجاتى دارد كه بالاترين آن آشنا شدن به تاءويل و رسيدن به هدف نهايى است . (ومايعلم تاءويله الا اللّه و الراسخون فى العلم (

8- عالمان واقعى بى تكبّرند. (والراسخون فى العلم يقولون امنّا به (

9- گرايش به باطل ، مانع از رسوخ علم است . (الراسخون فى العلم ) در برابر (فى قلوبهم زيغ ) قرار داده شده است .

10- هر چه را نمى فهميم انكار نكنيم . (كل من عند ربّنا(

11- نزول آيات محكم و متشابه ، در مسير تربيت است . (كل من عند ربّنا(

آيه هشتم

پيام ها 

1- به علم و دانش خود مغرور نشويم ، از خداوند هدايت بخواهيم . (ربّنا لاتزغ قلوبنا...)


2-
نشانه ى علم واقعى و رسوخ در علم ، توجّه به خدا و استمداد از اوست . (الاّ الراسخون فى العلم ... ربّنا لاتزغ قلوبنا)

3- محور هدايت و گمراهى ، قلب و افكار انسانى است . (لاتزغ قلوبنا)

4- در خط قرار گرفتن خيلى مهم نيست ، از خط خارج نشدن بسيار اهميّت دارد. (بعد اذ هديتنا...)

5- هديه و هبه ى دائمى و بى منّت ، مخصوص اوست . (انّك انت الوهّاب )

آيه نهم

نكته ها 

كسى كه به قيامت ايمان دارد؛ (ليوم لاريب فيه ) نگران بد عاقبت شدن خود مى شود و از خداوند استمداد مى كند.

منشاء خُلف وعده ، غفلت ، عجز، ترس ، جهل و يا پشيمانى است كه هيچ كدام از اينها در ذات مقدّس الهى راه ندارد. (لايخلف الميعاد(

پيام ها 

1- راسخان در علم ، به آينده و قيامت چشم دوخته اند. (انك جامع الناس ليوم ...)

2- توجّه به حالات روحى در دنيا؛ (لاتزغ قلوبنا) وپاسخگويى به اعمال در آخرت ، نشانه ى دانشمندان واقعى است . (ليوم لاريب فيه (

3- روز قيامت ، هم روز جمع است كه مردم يكجا براى حسابرسى جمع مى شوند؛ (جامع الناس ) و هم روز فصل است كه بعد از محاكمه ، هر يك جداگانه به جايگاه خود مى روند. (انّ يوم الفصل كان ميقاتا(

4- راسخان در علم به قيامت يقين دارند، (لاريب فيه ) چون به وفاى خداوند يقين دارند. (لايخلف الميعاد(

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت6:8| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیات 283 تا 286 سوره مبارکه بقره

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهل و نهم

وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (٢٨٣)

لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٢٨٤)

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (٢٨٥)

لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٢٨٦)

283. if ye are on a journey, and cannot find a scribe, a pledge with possession (may serve the purpose). and if one of you deposits a thing on trust with another, let the trustee (Faithfully) discharge His trust, and let Him fear His Lord. conceal not evidence; for Whoever conceals it,- His heart is tainted with sin. and Allah knoweth all that ye do.

284. to Allah belongeth all that is In the heavens and on earth. whether ye Show what is In your minds or conceal it, Allah calleth you to account for it. He forgiveth whom He pleaseth, and punisheth whom He pleaseth, for Allah hath power over all things.

285. the Messenger believeth In what hath been revealed to Him from His Lord, As do the men of Faith. Each one (of them) believeth In Allah, His angels, His books, and His apostles. "We make no distinction (They say) between one and another of His apostles." and They say: "We hear, and we obey: (We seek) Thy forgiveness, Our Lord, and to Thee is the end of all journeys."

286. on no soul doth Allah place a burden greater than it can bear. it gets every good that it earns, and it suffers every ill that it earns. (Pray:) "Our Lord! Condemn us not if we forget or fall into error; Our Lord! Lay not on us a burden like that which Thou Didst Lay on those before us; Our Lord! Lay not on us a burden greater than we have strength to bear. Blot out Our sins, and grant us Forgiveness. have Mercy on us. Thou art Our Protector; help us against those who stand against faith."

 

283 * و اگر در سفر باشيد و نويسنده اي نيابيد پس گروگاني گرفته شود ، و اگر يكي از شما ديگري را امين شمرد ،‌ آن كه امين شمرده شده امانت به وي سپرده شده است امانت را باز دهد و از خداي ،‌ پروردگار خويش ، پروا كند . و گواهي را پنهان مكنيد ، و هر كه آن را پنهان كند دل او گناهكار است ، و خدا بدانچه ميكنيد داناست .

284* خداي راست هرچه در آسمانها و هرچه در زمين است . و اگر آنچه در دل داريد آشكار يا پنهان كنيد خدا شما را به آن حسابرسي مي كند . پس هر كه را خواهد مي آمرزد و هر كه را خواهد عذاب مي كند ، و خدا بر هر چيزي تواناست .

285* پيامبر به آنچه از پروردگارش به او فرو فرستاده شده ايمان دارد ، و همه مومنان به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبران او ايمان دارند ، " و گويند : " ميان هيچ يك از فرستادگان او جدا نكنيم فرق ننهيم و گفتند : شنيديم و فرمان برديم ،‌ پروردگارا ، آمرزش تو را خواهانيم و بازگشت " ما " به سوي توست .

286* خدا هيچ كس را تكليف نكند مگر به اندازه توانش ،‌ براي اوست هرچه " نيكي " كرده و بر اوست هرچه " بدي " كرده . " و مومنان گويند :" پروردگارا ،‌ اگر فراموش يا خطا كرديم بر ما مگير . پروردگارا ،‌ بر ما تكليف گران منه چنانكه بر آنان كه پيش از ما بودند نهادي ،‌ و آنچه را توان آن نداريم بر " دوش " ما منه ،‌ و از ما درگذر و ما را بيامرز و بر ما ببخشاي ، تو سرپرست و ياور مايي ، پس ما را بر گروه كافران ياري و پيروزي ده .

 

283. mais Si vous êtes en voyage et ne trouvez pas de scribe, un gage reçu suffit. s'il y a entre vous une confiance réciproque, que celui à qui on a confié quelque chose la restitue; et qu'il craigne Allah son Seigneur. et ne cachez pas le témoignage: quiconque le cache a, Certes, un coeur pécheur. Allah, de ce que vous faites, est Omniscient.

284. C'est à Allah qu'appartient Tout ce qui est dans les cieux et sur la terre. que vous manifestiez ce qui est en vous ou que vous le cachiez, Allah vous en demandera compte. puis il pardonnera à qui il veut, et châtiera qui il veut. et Allah est Omnipotent.

285. le Messager a cru en ce qu'on a fait descendre vers Lui venant de son Seigneur, et aussi les croyants: tous ont cru en Allah, en ses anges, à ses livres et en ses messagers; (en disant): ‹Nous ne faisons aucune distinction entre ses messagers›. et ils ont dit: ‹Nous avons entendu et obéi. Seigneur, nous implorons Ton pardon. C'est à Toi que sera le retour›.

286. Allah n'impose à aucune âme une charge supérieure à Sa capacité. elle sera récompensée du bien qu'elle aura fait, punie du mal qu'elle aura fait. Seigneur, ne nous châtie pas s'il nous arrive d'oublier ou de commettre une erreur. Seigneur! ne nous charge pas d'un fardeau lourd comme Tu as chargé ceux qui vécurent avant nous. Seigneur! ne nous impose pas ce que nous ne pouvons supporter, efface nos fautes, pardonne-nous et fais nous Miséricorde. Tu es Notre Maître, accorde-nous donc la victoire sur les peuples infidèles.

 

 

در تفسير آيات اين گلبرگ

آيه 283 سوره مباركه بقره

نكته ها :

هرگاه براى تنظيم سند بدهى نويسنده اى نبود، مى توان از بدهكار گرو و وثيقه گرفت ، خواه در سفر باشيم يا نباشيم . بنابراين جمله ى (ان كنتم على سفر) براى آن است كه معمولا در سفرها انسان با كمبودها برخورد مى كند. نظير جمله ى (اذا حضر احدكم الموت الوصية ) يعنى هنگامى كه مرگ به سراغ شما آمد وصيّت كنيد. با اينكه مى دانيم وصيّت مخصوص زمان مرگ نيست ، لكن آخرين فرصت آن ، زمان فرا رسيدن مرگ است .

پيام ها :


1
شرط وثيقه ، بدست گرفتن و در اختيار بودن است . (مقبوضة)

2 كار از محكم كارى عيب نمى كند، در برابر طلب ، وثيقه بگيريد.(فرهان مقبوضة (

3 جايگاه افراد در احكام تفاوت دارد. براى ناشناس رهن وبراى افراد مطمئن بدون رهن . (فرهان مقبوضة فان اءمن ...)

4 نگذاريد اعتمادها و اطمينان ها در معاملات سلب شود. (فان امن بعضكم بعضا فليؤ دّ الذى اؤ تمن ) فلسفه رهن گرفتن ، اطمينان است كه اگر بدون آن اطمينان بود، رهن گرفتن ضرورتى ندارد.

5 افراد آگاه به حقوق مردم ، در برابر مظلومان مسئولند. (ولاتكتموا الشهادة (

6 آنجا كه بيان حقّ لازم است ، سكوت حرام است . (ومن يكتمها فانّه اثمٌ قلبه (

7 انحراف درونى ، سبب انحراف بيرونى مى شود. قلب گناهكار، عامل كتمان گواهى مى شود. (ولم يكتمها فانّه آثم قلبه (

8 ايمان به اينكه خداوند همه كارهاى ما را مى داند، سبب پيدايش تقوا وبيان حقايق است . (واللّه بما تعملون عليم (

 

آيه 284 سوره مباركه بقره

نكته ها :

علامه طباطبائى در تفسير الميزان مى فرمايد: حالات قلبى انسان دو نوع است : گاهى خطور است كه بدون اختيار چيزى به ذهن مى آيد و انسان هيچگونه تصميمى بر آن نمى گيرد كه آن خطور گناه نيست ، چون به دست ما نيست . امّا آن حالات روحى كه سرچشمه ى اعمال بد انسان مى شود و در عمق روان ما پايگاه دارد، مورد مؤ اخذه قرار مى گيرد.

ممكن است مراد آيه از كيفر حالات باطنى انسان ، گناهانى باشد كه ذاتا جنبه درونى دارد و عمل قلب است ، مانند كفر و كتمان حقّ، نه مواردى كه مقدّمه گناه بيرونى است .

انسان ، در برابر روحيّات ، حالات و انگيزه هايش مسئول است و اين مطلب مكرّر در قرآن آمده است . از آن جمله :

# (يؤ اخذكم بماكسبت قلوبكم) خداوند شما را به آنچه دلهاى شما كسب نموده است مؤ اخذه مى كند.

# (فانّه اثم قلبه( براستى كه كتمان كننده ، دل او گناهكار است .

# (انّالسّمع و البصر والفؤ اد كلّ اولئك كان عنه مسئولا ( همانا گوش و چشم و دل ، هر كدام مورد سؤال هستند.

# (انّ الّذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الّذين امنوا لهم عذابٌ اءليمٌ فى الدّنيا والاءخرة ) علاقه قبلى به شيوع گناه و فساد در ميان مؤ منان ، سبب عذاب دنيا و آخرت است .

حضرت على عليه السّلام مى فرمايند: مردم بر اساس ‍ افكار ونيّات خود مجازات مى شوند.

 

پيام ها :


1
خداوند، هم مالك مطلق است ؛ (للّه ما فى السموات و ما فى الارض ) و هم عالم مطلق ؛ (ان تبدوا...اوتخفوه ) و هم قادر مطلق . (واللّه على كلّ شى ء قدير)

2 از كوزه همان برون تراود كه در اوست . اعمال انسان ها نشانگر طرز تفكّر و اعتقادات درونى آنهاست . (تبدوا ما فى انفسكم (

3 مربّى بايد مردم را ميان بيم واميد نگه دارد. (يغفر، يعذّب (

 

آيه 285 سوره مباركه بقره

نكته ها :

در اين آيه اصول دين (توحيد، نبوّت ، معاد) بيان شده و در آيه بعد، آمادگى انسان براى انجام تكاليف الهى و درخواست رحمت و مغفرت از خدا مطرح مى شود. لذا در حديث آمده است كه اين آيه و آيه بعد ارزش خاصّى دارند و تلاوت آن دو همانند گنج است .

تكريم پيامبر لازم است و حساب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از ديگران جداست . لذا در اين آيه ابتدا نام رسول خدا و ايمان او آمد و سپس نام مؤ منان و عقايد آنان .

پيام ها :


1
تبلور مكتب در رهبر است . (آمن الرّسول بما انزل اليه (

2 مبلغان دينى بايد به آنچه دعوت مى كنند، باور داشته باشند. (آمن الرسول ...)

3 نزول كتب آسمانى ، براى پرورش وتربيت انسان هاست . (من ربّه )

4 ايمان به همه انبيا لازم است ، چون تمام انبيا يك هدف دارند. (كتبه ورسله )

5 زمينه ى دريافت مغفرت الهى ، ايمان وعمل است . (سمعنا واطعنا غفرانك ربّنا)

6 در كنار ايمان و عمل ، باز هم بايد چشم اميد به رحمت و غفران الهى داشت . (سمعنا و اطعنا غفرانك ربّنا(

7 بخشش ، از شئون ربوبيّت وزمينه ى پرورش است . (غفرانك ربّنا(

 

آيه 286 و آخرين آيه سوره مباركه بقره

نكته ها


O
گاهى منشا فراموشى ، سهل انگارى خود انسان است كه قابل مؤ اخذه مى باشد. چنانكه خداوند مى فرمايد: (كذلك اءتَتك اياتنا فنَسيتَها و كذلك اليوم تنسى ) آن چنانكه آيات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش كردى ، همانگونه امروز نيز تو به فراموشى سپرده مى شوى . لذا در اين آيه از فراموش كارى در كنار خطاكارى ، طلب آمرزش مى شود. در ضمن از مجازات هاى سنگين كه در اثر طغيان و فساد امّت هاى پيشين بر آنها تحميل شد، درخواست عفو مى شود.

در اين آيه انسان تمام مراحل لطف را از خداوند مى خواهد: مرحله اوّل عفو است كه محو آثار گناه و عقاب است . مرحله دوّم مغفرت و محو آثار گناه از روح است و مرحله سوّم بهره گيرى از رحمت پروردگار و پيروزى بر كافران مى باشد.

 

)لايكلّف اللّه نفسا الاّ وُسعها) در آيات ديگر نيز فرموده است : (ما جعل عليكم فى الدين من حرج ( و (يريد اللّه بكم اليسر ( پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله نيز فرموده است : من به دين آسان و سهل مبعوث شده ام .

پيام ها


1
تكاليف الهى ، بيش از توان انسان نيست . (لا يكلّف اللّه نفسا الا وسعها( اسلام ، دينِ آسانى است ، نه سخت گيرى .

2 اعمال ما آثارى دارد كه بازتابش به خود ما برمى گردد. (لها ما كسبت وعليها ما...)

3 انسان ، آزاد و صاحب اختيار است . (لها ما كسبت )

4 انجام يا ترك دستورات الهى ، سود وضررش براى خود ماست . (لها... عليها)

5 كسانى كه مى گويند: (سَمِعنا واطعَنا) وسراپا عادل ومتّقى هستند، بازهم از خطا ونسيان هاى خود نگرانند ودعا مى كنند. (ان نسينا او اءخطاءنا(

6 به تاريخ گذشتگان وحوادث تلخ آنان بنگريم تا درس عبرت گرفته وبه خدا پناه ببريم . (كما حَمَلتْه على الّذين من قبلنا(

7 آداب دعا آن است كه ابتدا به ضعف خود اقرار كنيم ؛ (لا طاقة لنا) سپس به عظمت خداوند گواهى دهيم ؛ (انت مولينا) آنگاه خواست خود را مطرح كنيم . (واعف عنّا واغفرلنا وارحمنا(

 - پيروزى اسلام بر كفر، خواسته دائمى مؤ منان است . (وانصرناعلى القوم الكافرين (

 التماس دعا

 

صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت6:2| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیه 282 سوره مبارکه بقره

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهل و هشتم

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأخْرَى وَلا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلا تَرْتَابُوا إِلا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٢٨٢)

282. O ye who believe! When ye Deal with Each other, In transactions involving future obligations In a fixed period of time, reduce them to writing let a scribe write down faithfully As between the parties: let not the scribe refuse to write: As Allah has taught him, so let Him write. let Him who incurs the liability dictate, but let Him fear His Lord Allah, and not diminish aught of what He owes. if They party liable is mentally deficient, or weak, or unable Himself to dictate, let His guardian dictate faithfully, and get two witnesses, out of your own men, and if there are not two men, then a man and two women, such As ye choose, for witnesses, so that if one of them errs, the other can remind her. the witnesses should not refuse When They are called on (for evidence). Disdain not to reduce to writing (your contract) for a future period, whether it be small or big: it is juster In the sight of Allah, more suitable As evidence, and more convenient to prevent doubts among yourselves but if it be a transaction which ye carry out on the spot among yourselves, there is no blame on you if ye reduce it not to writing. but take witness whenever ye make a commercial contract; and let neither scribe nor witness suffer harm. if ye do (Such harm), it would be wickedness In you. so fear Allah. for it is good that teaches you. and Allah is well acquainted with all things. if ye are on a journey, and cannot find a scribe, a pledge with possession (may serve the purpose). and if one of you deposits a thing on trust with another, let the trustee (faithfully) discharge His trust, and let Him fear His Lord conceal not evidence; for Whoever conceals it, - His heart is tainted with sin. and Allah knoweth all that ye do.

 

282* ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که بدهی مدت داری بر اثر دوام یا معامله به یکدیگر پیدا می کنید، آن را بنویسید و باید نویسنده ای در میان شما به عدالت سند را بنویسد. کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن خودداری کند، همان طور که خدا به او تعلیم داده است. پس باید او بنویسد و آن کس که حق بر ذمّه او (بدهکار) است املا کند و از خدایی که پروردگار اوست بپرهیزد و چیزی از آن فروگذار ننماید و اگر کسی که حق بر ذمّه اوست، سفیه یا از نظر عقل ضعیف و یا به جهت لال بودن توانایی بر املا کردن ندارد، باید ولیّ او به جای او با رعایت عدالت مدت و مقدار بدهی را املا کند و دو نفر از مردان را بر این حق شاهد بگیرد و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن از گواهان، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند انتخاب کنید تا اگر یکی از آنان فراموش کرد، دیگری به او یاد آور کند و شهود نباید به هنگامی که آنها را برای ادای شهادت دعوت می کنند خودداری نمایند و او نوشتن بدهی های کوچک یا بزرگِ مدت دار، ملول نشوید هر چه باشد بنویسید. این در نزد خدا به عدالت نزدیکتر و برای ادای شهادت استوارتر و برای جلوگیری از شک و تردید بهتر می باشد. مگر این که تجارت و داد و ستد نقدی باشد که در میان خود دست به دست می کنید که ایرادی بر شما نیست که آن را ننویسید و هنگامی که خرید و فروش نقدی می کنید، باز هم شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و شاهد به خاطر حق گویی زیانی برسد و تحت فشار قرار گیرد و اگر چنین کنید از فرمان خداوند خارج شده اید و از خدا بپرهیزید و خداوند راه درست زندگی را به شما تعلیم می دهد و خداوند به هر چیزی داناست.

 

نکته ها:

بزرگترین آیه قرآن، این آیه است که درباره مسائل حقوقی و نحوی تنظیم اسناد تجاری می باشد. این آیه نشانه دقت نظر و جامعیّت اسلام است که در دوره جاهلیّت و در میان مردمی عقب افتاده، دقیق ترین مسائل حقوقی را طرح کرده است. 

کلمه "تداینتم" از "دَین" به معنای بدهی، شامل هر گونه معامله غیر نقدی، وام و خرید سَلَف می شود.

در حدیث آمده است: اگر کسی در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هر چه دعا کند، خداوند مستجاب نمی کند و می فرماید: چرا به سفارشات من عمل نکردی؟!

اگر دقت در حفظ حقوق فردی ضروری است، حفظ بیت المال به مراتب ضروری تر است!

تنظیم سند، حتی در معاولات نقدی مفید است ولی ضرورت آن به اندازه معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعدار ممکن است طرف های معامله و یا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش کنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.

از فرمان نوشتن، معلوم می شود که اسناد تنظیم شده ای که همراه با گواهی عادل باشد، قابل استشهاد است.

از این آیه استفاده می شود که جامعه اسلامی باید یکدیگر را در حفظ حقوق حمایت کنند. زیرا هر معامله ای، نیاز به کاتب و چند شاهد دارد.

در زمانی که در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 با سواد بیشتر نبود، این همه سخن از نوشتن، نشانه توجه اسلام به علم و حفظ حقوق است.

پیام ها:

1- ایمان، بستر و مقدمه عمل به به احکام و خطاب (یا ایّها الذّین امنوا) تشویقی برای عمل به احکام است.

2- مدت بدهکاری، باید روشن باشد. (الی اجل مسمّی)

3- برای حفظ اعتماد و خوش بینی به هم دیگر و آرامش روحی طرفین و جلوگیری از فراموشی، انکار و سوء ظنّ، باید بدهی ها نوشته شود. (فاکتبوه)

4- برای اطمینان و حفظ قرار داد از دخل و تصرّف  احتمالی طرفین، سند باید با حضور طرفین و توسط شخص سومی نوشته شود. (و لیکتب بینکم کاتب)

5- نویسنده قرار داد، حق را در نظر گرفته و عین واقع را بنویسد. (بالعدل) شرط گزینش نویسنده اسناد، داشتن عدالت در قلم است.

6- به شکرانه سواد و علمی که خداوند به ما داده است، کار گشایی کنیم. (و لا یأب کاتب ان یکتب کما علّمه الله)

7- اهل هر فن و حرفه ای مسئولیت ویژه ای دارد، کسی که قلم دارد باید برای مردم بنویسد. (و لا یأب کاتب ان یکتب)

8- باید بدهکار که حق بر ذمّه اوست، متن قرار داد را بگوید و کاتب بنویسد، نه آنچه را بستانکار ادعا نماید. (و لیملِل الذّی علیه الحق)

9- اقرار انسان علیه خودش، قابل قبول است. (فلیملل الذّی علیه الحق)

10- بدهکار، هنگام املای قرار داد باید خدا را در نظر بگیرد و چیزی را فروگذار نکند و تمام خصوصیات بدهی را بگوید. (و لیتّق الله ربّه)

11- تدوین قانون باید به گونه ای باشد که حق ناتوان ضایع نشود. اگر بدهکار، سفیه یا ضعیف و ناتوان و یا گنگ و لال بود، سرپرست و ولیّ او متن قرار داد را بگوید و کاتب بنویسد. (فان کان الذی علیه الحقّ سفیهاً او ضعیفاً...فلیملل ولیّه)

12- سفیهان و ناتوانان در مناسبات اجتماعی، نیازمند ولیّ هستند. (فلیملل ولیّه)

13- توجه به حقوق طبقه محروم و اقشار ضعیف، از سوی مسئولان و سرپرستان لازم است. (فلیملل) صیغه امر نشانه لزوم این کار است.

14- مردان، در گواه شدن و گواهی دادن بر زنان مقدم می باشند. (شهیدین من رجالکم)

15- گواهان باید عادل و مورد اطمینان و رضایت طرفین باشند. (ممن ترضون)

16- هر کدام از مردها به تنهایی می توانند شاهد باشند، ولی اگر شاهد یک مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم ادای شهادت کنند. تا اگر یکی لغزش یا اشتباه کرد، نفر دوم یادآوری کند. (فتذکّر احدیهما) دو زن به جای یک مرد در گواهی یا به خاطر روحیه ظریف و عاطفی آنهاست و یا به جهت آن است که معمولاً زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعال ندارند و آشنایی آنها با نحوه معاملات کمتر است.

17- اگر برای شاهد گرفتن از شما دعوت کردند، خودداری نکنید، گر چه گواه شدن بدون دعوت واجب نیست. (و لا یأب الشهداء اذا ما دعوا)

18- مبلغ قرار داد مهم نیست، حفظ اطمینان و حقّ الناس مهم است. (و لا تسأموا ان تاکتبوه صغیراً او کبیراً)

19- ثبت سند به صورت دقیق و عادلانه سه فایده دارد:

الف- ضامن اجرای عدالت است. (اقسط)

ب- موجب جرأت گواهان بر شهادت دادن است. (اقوّم)

ج- مانع ایجاد بد بینی در جامعه است. (ادنی ألاّ ترتابوا)

20- اگر فایده و اسرار احکام برای مردم گفته شود، پذیرفتن آن آسان می شود. (ذلکم اقسط...)

21- معطل شدن امروز برای نوشتن قرار داد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست. (ادنی الا ترتابوا)

22- در معاملات نقدی، لزومی به نوشتن نیست. (اِلاّ أن تکون تجارة حاضرة)

23- در معاملات نقدی، اگر چه نوشتن لازم نیست، ولی شاهد بگیرید. (فلیس علیکم جناح ألاّ تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم)

24- کاتب و شاهد در امن هستند و نباید به خاطر حق نوشتن و حق گفتن مورد آزار و اذیت یکی از طرفین قرار گیرند. (لا یضارّ کاتب و لا شهید)

25- اگر ادای شهادت و یا نوشتن قرار داد، نیازمند زمان یا تحمل زحمتی بود، باید شاهد و کاتب به نحوی تأمین مالی شوند و گرنه هر دو ضرر خواهند کرد. (و لا یضارّ کاتب و لا شهید)

26- کاتب و شاهد حق ندارند سند را به گونه ای تنظیم کنند که به یکی از طرفین ضرری وارد شود. (لا یضارّ کاتب و لا شهید)

27- هر گونه خدشه و سند، از هر کس باشد، فسق و گناه است. (فانّه فسوق)

28- کاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شکستن مرزها همان خروج از مرز و فسق است. (فانّه فسوق)

29- قلب پاک و باتقوی، هم چون آینه علوم و حقایق را می گیرد. (واتقوا الله و یعلّمکم الله)

 

التماس دعا

  

 

صدق الله العلی العظیم

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت5:57| با نظرات خود ما را در بهتر شدن انجام وظیفه یاری کنید
آیات 275 تا 281 سوره مبارکه بقره

اَللّهُمَ بِالحَقِ اَنزَلتَهُ وَ بِالحَقِ نَزَل ، اَللّهُمَ عَظِّم رَغبَتي فيهِ وَ اجعَلهُ نُوراً لِبَصَري وَ شِفاءً لِصَدري وَ ذِهاباً لِهَمّي وَ غَمّي وَ حُزني ، اَللّهُمَ زَيِّن بِهي لِساني وَ جَمِّل بِهي وَجهي وَ قَوِّ بِه جَسَدي وَ ثَقِّل بِهي ميزاني وَ اَرزُقني حَقَّ تِلاوَتَهُ عَلي طاعَتِكَ آناءَ اللََّيلِك وَ اَطرافَ النَّهارِك وَ احشُرنا مَعَ اَلنَّبِيِ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الاَخيارِ الاَبرارِ عَلَيهِ وَ عَلَيهِمُ السَلام.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

گلبرگ چهل و هفتم

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٧٥)

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (٢٧٦)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٧٧)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٧٨)

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ (٢٧٩)

وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٨٠)

وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ (٢٨١)

275. Those who devour usury will not stand except As stand one whom the evil one by His touch hath driven to madness. that is because They say: "Trade is like usury," but Allah hath Permitted trade and forbidden usury. those who after receiving direction from their Lord, desist, shall be pardoned for the past; their case is for Allah (to judge); but those who repeat (the offence) are companions of the Fire: They will abide therein (for ever).

276. Allah will deprive usury of all blessing, but will give increase for deeds of charity: for He loveth not creatures ungrateful and wicked.

277. Those who believe, and do deeds of righteousness, and establish regular prayers and regular charity, will have their reward with their Lord: on them shall be no fear, nor shall They grieve.

278. O ye who believe! fear Allah, and give up what remains of your demand for usury, if ye are indeed believers.

279. If ye do it not, take notice of war from Allah and His Messenger. but if ye turn back, ye shall have your capital sums: Deal not unjustly, and ye shall not be dealt with unjustly.

280. If the debtor is In a difficulty, grant Him time till it is easy for Him to repay. but if ye remit it by way of charity, that is best for you if ye only knew.

281. And fear the Day When ye shall be brought back to Allah. then shall every soul be paid what it earned, and none shall be dealt with unjustly.

 

275* کسانی که ربا می خورند در قیامت از قبرها برنمی خیزند مگر همانند برخاستن کسی که بر اثر شیطان، آشفته و دیوانه شده است. نمی تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی بر زمین می خورد و گاهی برمی خیزد. اين ، به خاطر آن است كه گفتند: داد و ستد هم مانند ربا است و تفاوتى ميان آن دو نيست. در حالى كه خدا خرید و فروش را حلال كرده ، و ربا را حرام! زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است. و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و از ربا خوارى خوددارى كند، سودهايى كه در سابق ( از طریق ربا بدست آورده ) به دست آورده ، مال اوست و اين حكم ، گذشته را شامل نمى گردد و كار او به خدا واگذار مى شود و گذشته او را خواهد بخشيد. اما كسانى كه باز گردند و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند، اهل آتش اند؛ و هميشه در آن جاودانه می مانند.

276* خداوند ربا را نابود مى كند، و صدقات را افزايش مى دهد! و خداوند، هيچ انسان ناسپاس گنهكارى را دوست نمى دارد.

277* كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را بر پا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است ، و نه ترسى بر آنهاست ، و نه غمگين مى شوند.

278* اى كسانى كه ايمان آورده ايد! تقوای الهی پیشه کنید و آنچه را از مطالبات ربا باقی مانده است، رها کنید، اگر ایمان دارید.

279*  اگر چنين نمى كنيد، بدانيد که اعلام جنگ با خدا و رسولش داده اید! و اگر توبه كنيد، اصل سرمايه هاى شما، از آن شماست و در این صورت نه ستم مى كنيد، و نه بر شما ستم وارد مىشود.
280*  و اگر بدهكار، قدرت پرداخت نداشته باشد، او را تا هنگام توانايى ، مهلت دهيد! و در صورتى كه به راستى قدرت پرداخت را ندارد، براى خدا به او ببخشيد بهتر است ، اگر منافع اين كاررابدانيد!
281*  و پروا کنید از روزی که در آن، شما را به سوى خدا باز مى گردانند، سپس به هر كس ، آنچه انجام داده ، به طور كامل باز پس داده مى شود، و به آنها ستم نخواهد شد. (چون هر چه مى بينند، نتايج اعمال خودشان است( .

 

تفسیر گلبرگ

 تفسیر آیه275

نکته ها:

ربا در لغت به معنای زیادی و افزایش است و در شریعت اسلام به معنای زیاده گرفتن در وام یا بیع است. مورد ربا یا پول است یا جنس. گاهی پول را قرض می دهد و بیش از آنچه داده باز پس می گیرد که این ربای در وام است و گاهی جنسی را می دهد و مقدار بیشتری از همان جنس را تحویل می گیرد که این نیز در مواردی ربا می شود. ربا خوار، به کسی